کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - بینش واژگان 2

اینجا شما کلمات از Vocabulary Insight 2 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ناشناخته"، "قدیمی"، "پر سر و صدا" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

peaceful [صفت]
اجرا کردن

صلح‌جو

Ex: Despite the chaos around him , he remained peaceful and centered , spreading calmness to those around him .
pretty [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The woman had a pretty and delicate voice that was pleasant to listen to .

زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.

small [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The toy car was small enough to fit in his pocket .

ماشین اسباب‌بازی به اندازه‌ای کوچک بود که در جیبش جا شود.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

unknown [صفت]
اجرا کردن

ناشناخته

Ex: He took on an unknown role , eager to make his mark in the industry .

او نقشی ناشناخته را بر عهده گرفت، مشتاق برای گذاشتن نشان خود در صنعت.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: He cited a well-known quote during his speech .

او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

ancient [صفت]
اجرا کردن

باستانی

Ex: Legends spoke of an ancient kingdom , whose glory had faded into myth over time .

افسانه‌ها از یک پادشاهی قدیمی سخن می‌گفتند که شکوه آن با گذشت زمان به افسانه تبدیل شده بود.

big [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: He made a big mistake .

او یک اشتباه بزرگ مرتکب شد.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

inexpensive [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant offers inexpensive meals that are still delicious .

رستوران وعده‌های غذایی مقرون‌به‌صرفه ارائه می‌دهد که هنوز خوشمزه هستند.