کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 2 - 2A

در اینجا، واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کشاورز"، "متروک"، "شلوغ"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
اجرا کردن

ایستگاه راه‌آهن

Ex: The old railway station is a historic landmark , featuring beautiful architecture from the early 1900s .

ایستگاه راه آهن قدیمی یک بنای تاریخی است که معماری زیبایی از اوایل دهه 1900 را به نمایش می گذارد.

farmer [اسم]
اجرا کردن

کشاورز

Ex: The farmer hired workers to help with the harvest .

کشاورز کارگرانی را برای کمک به برداشت محصول استخدام کرد.

miner [اسم]
اجرا کردن

کارگر معدن

Ex: The miner ’s helmet had a bright headlamp .

کلاه ایمنی معدنچی یک چراغ پیشانی روشن داشت.

soldier [اسم]
اجرا کردن

سرباز

Ex: The museum had an exhibit on the life of a medieval soldier .

موزه نمایشگاهی درباره زندگی یک سرباز قرون وسطایی داشت.

criminal [اسم]
اجرا کردن

مجرم

Ex: The detectives worked hard to catch the dangerous criminal .

کارآگاهان سخت کار کردند تا مجرم خطرناک را دستگیر کنند.

اجرا کردن

صاحبان کسب‌و‌کار

Ex: The seminar provided valuable insights for young business people .

سمینار بینش‌های ارزشمندی برای تاجران جوان ارائه داد.

railwayman [اسم]
اجرا کردن

مأمور راه‌آهن

Ex: Experienced railwaymen know the routes by heart .

کارگران راه‌آهن باتجربه مسیرها را از بر می‌دانند.

اجرا کردن

بیکاری

Ex: Despite his qualifications , he struggled with unemployment for over six months .
pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

اجرا کردن

بلای طبیعی

Ex: The region is prone to natural disasters , including floods and tornadoes .

این منطقه مستعد بلایای طبیعی، از جمله سیل و گردباد است.

war [اسم]
اجرا کردن

جنگ

Ex: The two nations have been at war for many years .

دو ملت برای سال‌های زیادی در حال جنگ بوده‌اند.

famine [اسم]
اجرا کردن

قحطی

Ex: The famine affected both rural and urban areas .

قحطی هم مناطق روستایی و هم شهری را تحت تأثیر قرار داد.

crime [اسم]
اجرا کردن

جرم

Ex: He was convicted of a white-collar crime and sentenced to prison .

او به جرم یقه سفید محکوم شد و به زندان محکوم شد.

اجرا کردن

انبوه شدن

Ex:

کافه کوچک شلوغ بود، و هیچ میز خالی در دسترس نبود.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

deserted [صفت]
اجرا کردن

ترک‌شده

Ex: The house was completely deserted , as if no one had lived there for years .

خانه کاملاً رها شده بود، گویی سال‌ها کسی در آن زندگی نکرده بود.

crowded [صفت]
اجرا کردن

شلوغ

Ex: The crowded beach was bustling with families enjoying the sunny weather .

ساحل شلوغ با خانواده‌هایی که از هوای آفتابی لذت می‌بردند، شلوغ بود.

clean [صفت]
اجرا کردن

تمیز

Ex: The clean windows allowed sunlight to fill the room .

پنجره‌های تمیز اجازه می‌دادند نور خورشید اتاق را پر کند.

dirty [صفت]
اجرا کردن

کثیف

Ex: She had to clean her dirty car after a long road trip .

او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جاده‌ای تمیز کند.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

unpopular [صفت]
اجرا کردن

نامحبوب

Ex: The decision to increase taxes was unpopular among the citizens .

تصمیم افزایش مالیات در میان شهروندان محبوب نبود.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

safe [صفت]
اجرا کردن

امن

Ex: He always checks the locks twice to ensure his home is safe before leaving .

او همیشه قفل‌ها را دو بار بررسی می‌کند تا مطمئن شود خانه‌اش امن است قبل از ترک کردن.

dangerous [صفت]
اجرا کردن

خطرناک

Ex: The coast guard warned us against swimming during a storm because it 's very dangerous .

گارد ساحلی به ما هشدار داد که در طول طوفان شنا نکنیم زیرا بسیار خطرناک است.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

lively [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز (مکان)

Ex: The beach was lively during the summer , with families and tourists everywhere .

ساحل در تابستان پر جنب و جوش بود، با خانواده‌ها و گردشگران در همه جا.

messy [صفت]
اجرا کردن

ریخت‌و‌پاش

Ex: His handwriting was messy and difficult to read , with letters running together .

دستخط او به هم ریخته و سخت خوان بود، با حروفی که به هم می‌چسبیدند.

tidy [صفت]
اجرا کردن

تمیز و مرتب

Ex: The kitchen was kept tidy with dishes washed and put away promptly after each meal .

آشپزخانه تمیز نگه داشته می‌شد با ظرف‌هایی که بعد از هر وعده غذایی شسته و به سرعت جمع می‌شدند.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

place [اسم]
اجرا کردن

موقعیت مکانی

town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

market [اسم]
اجرا کردن

بازار

Ex: The fish market was bustling with activity as fishermen unloaded their catch of the day .

بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه می‌کردند.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

prison [اسم]
اجرا کردن

زندان

Ex: They implemented rehabilitation programs to help inmates reintegrate into society after their release from prison .

آنها برنامه‌های توانبخشی را برای کمک به زندانیان در بازگشت به جامعه پس از آزادی از زندان اجرا کردند.

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: They 're rehearsing at the theater for the upcoming show .

آنها برای نمایش آینده در تئاتر تمرین می‌کنند.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

casino [اسم]
اجرا کردن

کازینو

Ex: Many people visit the casino hoping to win big jackpots .

بسیاری از مردم به امید برنده شدن جایزه‌های بزرگ از کازینو دیدن می‌کنند.

tramline [اسم]
اجرا کردن

خط واگن برقی

Ex: Construction work temporarily closed the tramline .

کارهای ساختمانی موقتاً خط تراموا را بستند.

اجرا کردن

جغرافیایی

Ex:

مناطق جغرافیایی، مانند بیابان‌ها و جنگل‌های بارانی، دارای آب‌وهوا و اکوسیستم‌های متمایزی هستند.

feature [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The historical landmark 's most notable feature is its distinctive architecture dating back to the 18th century .

ویژگی قابل توجه ترین بنای تاریخی معماری متمایز آن است که به قرن هجدهم بازمی گردد.

cave [اسم]
اجرا کردن

غار

Ex: Some caves are home to unique ecosystems , with specialized plants and animals adapted to the dark , subterranean environment .

برخی از غارها میزبان اکوسیستم‌های منحصر به فردی هستند، با گیاهان و حیوانات تخصص یافته‌ای که به محیط تاریک و زیرزمینی سازگار شده‌اند.

cliff [اسم]
اجرا کردن

صخره

Ex: Hikers often visit the cliff for its stunning panorama of the coastline .

کوهنوردان اغلب برای دیدن منظره خیره‌کننده خط ساحلی از صخره دیدن می‌کنند.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

forest [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: The forest provided us with shade on a hot summer day .

جنگل در یک روز گرم تابستانی به ما سایه داد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

plain [اسم]
اجرا کردن

دشت

Ex: The plain was so flat that you could see the horizon in every direction without any obstructions .

دشت آنقدر صاف بود که می‌توانستید افق را در هر جهت بدون هیچ مانعی ببینید.

sand dune [اسم]
اجرا کردن

تپه شنی

Ex: A sand dune can shift due to strong winds .

یک تپه ماسه‌ای می‌تواند به دلیل بادهای شدید جابجا شود.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: We collected seashells while walking along the edge of the sea .

ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.

valley [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: They decided to camp in the valley for the night .

آن‌ها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.

waterfall [اسم]
اجرا کردن

آبشار

Ex: The waterfall created a misty spray that cooled them off on a hot day .

آبشار یک اسپری مه‌آلود ایجاد کرد که در یک روز گرم آنها را خنک کرد.