کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - بینش واژگان 1

در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 1 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "often"، "understand"، "noise" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

noise [اسم]
اجرا کردن

سروصدا

Ex: The noise of the jackhammer echoed through the streets as road repairs were underway .

سر و صدای چکش هیدرولیک در خیابان‌ها پیچید در حالی که تعمیرات جاده در حال انجام بود.

اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: The couple decided to immigrate to Germany after receiving job offers in their respective fields .

این زوج پس از دریافت پیشنهادهای شغلی در زمینه‌های مربوطه خود تصمیم گرفتند به آلمان مهاجرت کنند.

immigrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: The city 's diverse population includes many immigrants from various parts of the world .

جمعیت متنوع شهر شامل بسیاری از مهاجران از نقاط مختلف جهان است.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

and [حرف ربط]
اجرا کردن

و

Ex: The restaurant offers a variety of dishes , and the service is excellent .

رستوران انواع غذاها را ارائه می‌دهد، و خدمات عالی است.

at [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The store opens at 9 o'clock in the morning .

فروشگاه ساعت 9 صبح باز می‌شود.

bus ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت اوتوبوس

Ex: A bus ticket to the airport costs five euros .

یک بلیط اتوبوس به فرودگاه پنج یورو هزینه دارد.

but [قید]
اجرا کردن

به‌جز

Ex:

او هر مسئله ریاضی را حل کرد اما آخرین را.

car key [اسم]
اجرا کردن

سوئیچ ماشین

Ex: The car key automatically unlocks the doors when you ’re near the car .

کلید ماشین به طور خودکار درها را باز می‌کند وقتی که نزدیک ماشین هستید.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

excited [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌زده

Ex: The crowd was excited to watch the fireworks display on New Year 's Eve .

جمعیت برای تماشای نمایش آتش‌بازی در شب سال نو هیجان‌زده بود.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: We 'll reach the summit in about three days .

ما در حدود سه روز به قله خواهیم رسید.

laptop [اسم]
اجرا کردن

لپ‌تاپ

Ex: My brother uses his laptop for studying and online classes .

برادرم از لپتاپ خود برای مطالعه و کلاس‌های آنلاین استفاده می‌کند.

often [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: She often volunteers at the community center .

او اغلب در مرکز جامعه داوطلب می‌شود.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: The soccer match is on Sunday .

مسابقه فوتبال روز یکشنبه است.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

really [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: That film was really funny .

آن فیلم واقعاً خیلی خنده‌دار بود.

she [ضمیر]
اجرا کردن

او (زن)

Ex: She is the one who organized the charity event last month .

او کسی است که ماه گذشته رویداد خیریه را سازماندهی کرد.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

them [ضمیر]
اجرا کردن

به آنها

Ex:

مربی به آنها دستور داد که توپ را به آنها پاس دهند.

اجرا کردن

فهمیدن

Ex: The poor audio quality made the speaker difficult to understand .

کیفیت ضعیف صدا باعث شد گوینده سخت قابل درک باشد.

usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually meet at the coffee shop on Fridays .

آنها معمولاً جمعه‌ها در کافی‌شاپ ملاقات می‌کنند.