Insight Pre-Intermediate "واحد 3 - 3A" واژگان

در اینجا، واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate، مانند "مغذی"، "چرخه زندگی"، "حمل و نقل" و غیره را خواهید یافت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: I like to explore different cultures through their traditional foods .

من دوست دارم فرهنگ‌های مختلف را از طریق غذاهای سنتی آنها کشف کنم.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

تغذیه

Ex: Her passion for nutrition led her to pursue a career as a dietitian , helping others improve their health and well-being through proper nutrition .

اشتیاق او به تغذیه او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای به عنوان متخصص تغذیه سوق داد، به دیگران کمک می‌کند تا سلامت و رفاه خود را از طریق تغذیه مناسب بهبود بخشند.

additive [اسم]
اجرا کردن

افزودنی

Ex: This cleaning solution contains an additive that helps remove stubborn stains .

این محلول تمیزکننده حاوی یک افزودنی است که به از بین بردن لکه‌های سرسخت کمک می‌کند.

calorie [اسم]
اجرا کردن

کالری

Ex: Many people track their daily calorie intake to manage their weight and maintain a healthy diet .

بسیاری از افراد مصرف روزانه کالری خود را برای مدیریت وزن و حفظ رژیم غذایی سالم پیگیری می‌کنند.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: Athletes often consume carbohydrates before endurance events to fuel their performance .

ورزشکاران اغلب قبل از مسابقات استقامتی کربوهیدرات مصرف می‌کنند تا عملکرد خود را تقویت کنند.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex: The chef added a small amount of fat to the pan for cooking .

سرآشپز مقدار کمی چربی به تابه اضافه کرد برای پخت و پز.

mineral [اسم]
اجرا کردن

ماده معدنی

Ex: Many cereals are fortified with essential minerals like iron and calcium .

بسیاری از غلات با مواد معدنی ضروری مانند آهن و کلسیم غنی شده‌اند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Vitamin C is an important nutrient for boosting the immune system .

ویتامین C یک ماده مغذی مهم برای تقویت سیستم ایمنی است.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: Vegetarians get protein from lentils , tofu , and quinoa .

گیاهخواران پروتئین را از عدس، توفو و کینوا دریافت می‌کنند.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: I added a dash of salt to the boiling water before cooking the pasta .

من قبل از پخت پاستا، کمی نمک به آب جوش اضافه کردم.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: A teaspoon of sugar can sweeten your morning coffee or tea .

یک قاشق چایخوری شکر می‌تواند قهوه یا چای صبحگاهی شما را شیرین کند.

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: He was too busy to eat lunch due to back-to-back meetings .

او به دلیل جلسات پشت سر هم برای خوردن ناهار خیلی مشغول بود.

life cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه زندگی

Ex: She studied the life cycle of frogs for her biology class .

او چرخه زندگی قورباغه‌ها را برای کلاس زیست‌شناسی‌اش مطالعه کرد.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: Cargo planes are designed to transport goods efficiently from one continent to another .

هواپیماهای باری برای حمل کارآمد کالاها از یک قاره به قاره دیگر طراحی شده‌اند.

اجرا کردن

در جای خنک نگه داشتن

Ex: She refrigerates the fruits to keep them fresh .

او میوه‌ها را سرد می‌کند تا تازه بمانند.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The company has just produced a luxury version of the aircraft .

شرکت به تازگی یک نسخه لوکس از هواپیما را تولید کرده است.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .

بسیاری از جوامع ساکنان را تشویق می‌کنند تا بطری‌های پلاستیکی را بازیافت کنند تا آلودگی محیط زیست کاهش یابد.

اجرا کردن

دور انداختن

Ex: She decided to throw away the broken toys .

او تصمیم گرفت اسباب‌بازی‌های شکسته را دور بیندازد.

package [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The fragile items were carefully wrapped and placed in a sturdy package .

اشیاء شکننده با دقت بسته‌بندی شدند و در یک بسته محکم قرار داده شدند.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: She prefers eco-friendly cleaning products that do n't contain harmful chemicals .

او محصولات تمیزکننده دوستدار محیط زیست را ترجیح می‌دهد که حاوی مواد شیمیایی مضر نیستند.

اجرا کردن

کم‌مصرف

Ex: Energy-efficient buildings help reduce overall heating and cooling costs .

ساختمان‌های انرژی کارآمد به کاهش هزینه‌های کلی گرمایش و سرمایش کمک می‌کنند.

اجرا کردن

گاز گلخانه‌ای

Ex: Methane is a potent greenhouse gas released from livestock .

متان یک گاز گلخانه‌ای قوی است که از دام‌ها منتشر می‌شود.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: Reducing carbon emissions can help slow global warming .

کاهش انتشار کربن می‌تواند به کند کردن گرمایش جهانی کمک کند.

اجرا کردن

محل جمع‌آوری زباله‌ها

Ex: He discarded the broken furniture at the local rubbish dump .

او مبلمان شکسته را در زباله‌دان محلی دور انداخت.

اجرا کردن

مرکز بازیافت زباله

Ex: He dropped off used electronics at the recycling center .

او وسایل الکترونیکی استفاده شده را در مرکز بازیافت رها کرد.

food mile [اسم]
اجرا کردن

مسافت حمل مواد غذایی از کارخانه به مشتری

Ex: The supermarket labeled products with their food miles .

سوپرمارکت محصولات را با مایل غذایی آنها برچسب زد.

to grow [فعل]
اجرا کردن

بزرگ شدن

Ex: I ca n't believe how fast my nephew is growing .

نمی‌توانم باور کنم که برادرزاده‌ام چقدر سریع بزرگ می‌شود.