کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 3 - 3A

در اینجا، واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate، مانند "مغذی"، "چرخه زندگی"، "حمل و نقل" و غیره را خواهید یافت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

تغذیه

Ex: Her passion for nutrition led her to pursue a career as a dietitian , helping others improve their health and well-being through proper nutrition .

اشتیاق او به تغذیه او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای به عنوان متخصص تغذیه سوق داد، به دیگران کمک می‌کند تا سلامت و رفاه خود را از طریق تغذیه مناسب بهبود بخشند.

additive [اسم]
اجرا کردن

افزودنی

Ex: A common additive in cosmetics is hyaluronic acid , which helps retain moisture .

یک افزودنی رایج در لوازم آرایشی اسید هیالورونیک است که به حفظ رطوبت کمک می‌کند.

calorie [اسم]
اجرا کردن

کالری

Ex: Exercise helps burn calories and can contribute to weight loss or weight maintenance .

ورزش به سوزاندن کالری کمک می‌کند و می‌تواند به کاهش وزن یا حفظ وزن کمک کند.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: The nutritionist recommended limiting refined carbohydrates like sugary snacks .

متخصص تغذیه توصیه کرد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند تنقلات شیرین محدود شوند.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex: He prefers to cook with plant-based fats like coconut oil .

او ترجیح می‌دهد با چربی‌های گیاهی مانند روغن نارگیل آشپزی کند.

mineral [اسم]
اجرا کردن

ماده معدنی

Ex: A balanced diet includes both vitamins and minerals for optimal health .

یک رژیم غذایی متعادل شامل هر دو ویتامین و مواد معدنی برای سلامت بهینه است.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: A lack of protein in the diet can weaken the immune system .

کمبود پروتئین در رژیم غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.

salt [اسم]
اجرا کردن

نمک

Ex: The soup needed a little more salt to bring out the taste .

سوپ به کمی نمک بیشتر نیاز داشت تا طعم آن را بهتر کند.

sugar [اسم]
اجرا کردن

شکر

Ex: I 'm trying to cut down on sugar in my diet , but it 's so hard .

من سعی می‌کنم شکر را در رژیم غذایی خود کاهش دهم، اما خیلی سخت است.

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: It 's essential to eat a balanced diet for overall health .

خوردن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی ضروری است.

life cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه زندگی

Ex: They observed the entire life cycle of a plant in the school garden .

آنها چرخه زندگی کامل یک گیاه را در باغ مدرسه مشاهده کردند.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: The trucking company plays a crucial role in transporting fresh produce from farms to grocery stores .

شرکت حمل و نقل کامیونی نقش حیاتی در حمل محصولات تازه از مزارع به فروشگاه‌های مواد غذایی دارد.

اجرا کردن

در جای خنک نگه داشتن

Ex: Tomorrow , they will refrigerate the beverages for the party .

فردا، آنها نوشیدنی‌ها را برای مهمانی در یخچال قرار خواهند داد.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The local factory produces electronic components .

کارخانه محلی قطعات الکترونیکی را تولید می‌کند.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
اجرا کردن

دور انداختن

Ex: They were reluctant to throw away sentimental belongings .

آنها تمایلی به دور انداختن وسایل احساسی نداشتند.

package [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The delivery driver dropped off the package at the front door .

راننده تحویل بسته را جلوی درب انداخت.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
اجرا کردن

کم‌مصرف

Ex: The company prides itself on producing energy-efficient appliances .

شرکت به تولید لوازم خانگی کم مصرف افتخار می‌کند.

اجرا کردن

گاز گلخانه‌ای

Ex: Scientists monitor greenhouse gas levels using satellite data .
اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

اجرا کردن

محل جمع‌آوری زباله‌ها

Ex: They transported the unwanted materials to the nearest rubbish dump for disposal .

آن‌ها مواد ناخواسته را به نزدیک‌ترین محل دفن زباله برای دفع حمل کردند.

اجرا کردن

مرکز بازیافت زباله

Ex: The recycling center helps protect the environment .

مرکز بازیافت به محافظت از محیط زیست کمک می‌کند.

food mile [اسم]
اجرا کردن

مسافت حمل مواد غذایی از کارخانه به مشتری

Ex: Reducing food miles lowers carbon emissions .

کاهش مایل غذایی انتشار کربن را کاهش می‌دهد.

to grow [فعل]
اجرا کردن

بزرگ شدن

Ex: Children need proper nutrition to grow healthy and strong .

کودکان به تغذیه مناسب برای رشد سالم و قوی نیاز دارند.