کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 2 - 2C

اینجا شما واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شنوایی"، "خوشمزه"، "در امتداد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
sense [اسم]
اجرا کردن

حس

Ex: Touch is the sense that allows us to feel textures and temperatures .

لمس حسی است که به ما امکان می‌دهد بافت‌ها و دماها را احساس کنیم.

to hear [فعل]
اجرا کردن

شنیدن

Ex: I can hear the birds chirping outside .

من می‌توانم بشنوم پرندگان در بیرون آواز می‌خوانند.

hearing [اسم]
اجرا کردن

شنوایی

Ex: His hearing was impaired due to exposure to loud noises over many years .

شنوایی او به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای بلند برای سال‌های متمادی آسیب دیده بود.

nose [اسم]
اجرا کردن

بینی

Ex: She wrinkled her nose at the strong smell .

او به خاطر بوی تند بینی خود را چروک داد.

to see [فعل]
اجرا کردن

دیدن

Ex:

او یک غروب زیبا را در راه بازگشت از کار دید.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

smelly [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex:

زیرزمین پس از سیل اخیر مرطوب و بدبو بود.

taste [اسم]
اجرا کردن

سلیقه

Ex: Their impeccable taste in home décor is evident in the harmonious blend of colors and textures .

سلیقه بی‌عیب آنها در دکوراسیون خانه در ترکیب هماهنگ رنگ‌ها و بافت‌ها مشهود است.

tasty [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: His barbecue sauce added a tasty tang to the grilled chicken .

سس باربیکیو او یک طعم خوشمزه به مرغ کبابی اضافه کرد.

tongue [اسم]
اجرا کردن

زبان

Ex: The singer stuck out her tongue playfully during the concert .

خواننده در طول کنسرت به شوخی زبانش را بیرون آورد.

touch [اسم]
اجرا کردن

قدرت لامسه

Ex: The furry touch of the kitten 's fur brought comfort and joy to the child .

لمس نرم خز بچه گربه آرامش و شادی را برای کودک به ارمغان آورد.

sight [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: He was awestruck by the sight of the majestic waterfall .

او از منظره آبشار باشکوه متحیر شده بود.

to smell [فعل]
اجرا کردن

بوی به‌خصوصی داشتن

Ex: The air smelled of salt and seaweed as we walked along the beach .

هوا بوی نمک و جلبک دریایی می‌داد در حالی که در کنار ساحل قدم می‌زدیم.

eye [اسم]
اجرا کردن

چشم

Ex: She winked at him , playfully closing one eye .

او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.

ear [اسم]
اجرا کردن

گوش

Ex: The soothing melody played softly , creating a pleasant sensation in her ears .

ملودی آرامش‌بخش به نرمی نواخته می‌شد، حس خوشایندی در گوش‌هایش ایجاد می‌کرد.

sighted [صفت]
اجرا کردن

بینا

Ex:

ستاره‌شناس یک ستاره دنباله‌دار نادر را از طریق تلسکوپ در اواخر شب دید.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

along [قید]
اجرا کردن

در امتداد

Ex:

سگ با خوشحالی در امتداد او می‌دوید.

away [قید]
اجرا کردن

دور

Ex:

وقتی آلارم به صدا درآمد، آنها دور فرار کردند.

down [قید]
اجرا کردن

پایین

Ex:

پس از اجرا، پرده به آرامی پایین آمد روی صحنه.

into [حرف اضافه]
اجرا کردن

به داخل

Ex: The detective followed the suspect into the dark alley , keeping a safe distance .
out of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از روی

Ex: She gave him the gift out of love and affection .

او به او هدیه را از روی عشق و محبت داد.

over [حرف اضافه]
اجرا کردن

بالا

Ex: Clouds gathered over the valley .

ابرها روی دره جمع شدند.

past [حرف اضافه]
اجرا کردن

بعد از (یک مکان)

Ex: She walked past the house and continued down the street .

او از کنار خانه رد شد و به راهش در خیابان ادامه داد.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.

toward [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌سوی

Ex: The dog ran toward its owner when she called its name .
under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.

up [حرف اضافه]
اجرا کردن

(به سمت) بالا

Ex: Paintings were arranged up the stairwell wall .

نقاشی‌ها در امتداد دیوار راه پله چیده شده بودند.