شگفتآور
او در روز تولدش یک هدیه شگفتانگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.
اینجا کلمات از Vocabulary Insight 10 در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تشویق"، "رقابت کردن"، "آسیب زدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شگفتآور
او در روز تولدش یک هدیه شگفتانگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.
ممکن
تیم هر تلاش ممکنی را برای بردن بازی انجام داد.
امیدوار
علیرغم چندین رد، نویسنده امیدوار به ارسال دستنوشته خود ادامه داد، به پتانسیل آن ایمان داشت.
دلگرمی
سخنان تشویقآمیز او به من کمک کرد تا انگیزه خود را حفظ کنم.
متعجب
او متعجب به نظر میرسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.
تفاوت
معلم از دانشآموزان خواست که تفاوتهای بین دو دوره تاریخی را شناسایی کنند.
رقابت
مسابقه برای بهترین کیک خانگی فردا برگزار میشود.
شاد
آنها درباره تعطیلات پیشروی خود خوشحال و هیجانزده احساس میکردند.
متأسفانه
تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.
امیدوار بودن
با نزدیک شدن به انتخابات، بسیاری از شهروندان به تغییرات مثبت در دولت امیدوار هستند.
آسیب
کودک با نشانههای قابل مشاهده آسیب به بیمارستان منتقل شد.
موفق شدن
کمک کردن
آنها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.
مسابقه دادن
چندین شرکت برای قرارداد رقابت میکنند.
تمام کردن
آیا میتوانید لطفاً بحث را قبل از بدتر شدن تمام کنید؟
موفقیت
علیرغم مشکلات اولیه، تلاشهای مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.
موفق
مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.
ناموفق
کاندیدای ناموفق شهرداری با بزرگواری شکست را پذیرفت.
با موفقیت
او برای شغل درخواست داد و با موفقیت یک موقعیت در شرکت به دست آورد.
وابستگی
وابستگی کشور به کمکهای خارجی در طول سالها کاهش یافته است.
وابسته
بسیاری از گیاهان برای تولید مثل به انواع خاصی از گردهافشانها وابسته هستند.
بهطور مستقل
شرکت برای کار کردن مستقل از سازمان مادر خود طراحی شده است.
مستقل
هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.
استفاده کردن
تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده میکند.
سودمند
یک دوست حمایتگر که نصیحت و آرامش ارائه میدهد میتواند در زمانهای چالشبرانگیز بسیار مفید باشد.
بیفایده
نقشه معیوب برای ناوبری بیفایده بود و ما را گمراه کرد.
هیجانزده کردن
چشمانداز شروع یک کار جدید او را نسبت به آینده هیجانزده میکند.
هیجان
چشم انداز حل نهایی پازل پیچیده او را با هیجان تازه ای پر کرد، مشتاق برای شکستن کد.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
هیجانانگیز
بازی فوتبال بسیار هیجانانگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.
خستهکننده
داستان بیهیجان کتاب، تمرکز و علاقهمند ماندن را دشوار میکرد.
باهیجان
او با هیجان به دوستش آن طرف اتاق دست تکان داد.
تعیینکننده
فرمان قطعی ژنرال به پیروزی سریع در میدان نبرد منجر شد.
باقاطعیت
او قطعیترین گزینه را برای پروژه انتخاب کرد.