واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - Recovery

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بهبودی را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
remission [اسم]
اجرا کردن

بهبود (علائم بیماری)

Ex: The medication helped bring her chronic illness into remission , allowing her to enjoy a higher quality of life .
اجرا کردن

دوره نقاهت را گذراندن

Ex: She used her vacation time to convalesce from a severe case of pneumonia , ensuring she returned to work fully recovered .

او از زمان تعطیلات خود برای بهبود یافتن از یک مورد شدید ذات‌الریه استفاده کرد، مطمئن شد که کاملاً بهبود یافته به کار بازگردد.

to mend [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: The physical therapist provided exercises and stretches to help mend the patient 's injured back .

فیزیوتراپیست تمرین‌ها و کشش‌هایی را برای کمک به ترمیم کمر آسیب‌دیده بیمار ارائه داد.

اجرا کردن

انرژی دادن

Ex: The coach believed that a few days of rest would rejuvenate the team .

مربی اعتقاد داشت که چند روز استراحت تیم را سرزنده می‌کند.

اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: She spent her vacation at a beach resort to relax and recuperate from the stress of work .

او تعطیلات خود را در یک استراحتگاه ساحلی گذراند تا استراحت کند و از استرس کار بهبود یابد.

to rally [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: The supportive care provided by his family and medical team helped him rally and overcome the challenges of recuperating from the accident .

مراقبت‌های حمایتی ارائه شده توسط خانواده و تیم پزشکی به او کمک کرد تا بهبود یابد و بر چالش‌های بهبودی از تصادف غلبه کند.

اجرا کردن

جان سالم به در بردن

Ex: The athlete faced a career-threatening injury but , with determination and rehabilitation , pulled through and returned to the game .

ورزشکار با مصدومیتی تهدیدکنندهٔ حرفه‌ای روبرو شد اما، با عزم و توانبخشی، از پس آن برآمد و به بازی بازگشت.

اجرا کردن

قوت دادن

Ex: The mentor 's encouraging words invigorated the team 's enthusiasm for the project .

کلمات تشویقی مربی، اشتیاق تیم را برای پروژه تقویت کرد.

اجرا کردن

بهبودی

Ex: The patient was transferred to a rehabilitation center to continue his recuperation in a supportive environment .

بیمار به یک مرکز توانبخشی منتقل شد تا بهبودی خود را در یک محیط حمایتی ادامه دهد.

اجرا کردن

احیا کردن

Ex: He learned CPR so he could resuscitate his friend if needed .

او CPR را یاد گرفت تا در صورت لزوم بتواند دوستش را احیاء کند.

اجرا کردن

احیا

Ex: Training in basic life support and resuscitation techniques can equip bystanders to help save lives in emergency situations .

آموزش در تکنیک‌های پایه حمایت از زندگی و احیاء می‌تواند به افراد حاضر در صحنه کمک کند تا در شرایط اضطراری به نجات جان‌ها کمک کنند.