واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - سن و ظاهر
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سن و ظاهر را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
extremely attractive and pleasing

دلربا, مسحورکننده، فوقالعاده زیبا
بازیگر دلربا جلد مجله را زینت بخشید، ویژگیهای خیرهکنندهاش به طور کامل توسط عکاس برجسته شد.
(literary) beautiful and pleasant to the sight

زیبا
آنها از معماری زیبای کلیسای قدیمی متحیر شدند، با تحسین جزئیات پیچیده و عظمت آن.
(of a woman) sexually appealing

جذاب (از نظر جنسی)
لبخند وسوسهانگیز و چشمک بازیگوش او تاثیری ماندگار بر همه کسانی که ملاقات کرد گذاشت.
dazzling, radiant, or magnificent in appearance

خیرهکننده, پرجلوه، پرشکوه
سالن رقص با لوسترهای کریستالی، پردههای مجلل و میزهای زیبا چیده شده درخشان بود.
exceptionally eye-catching or beautiful

بسیار جذاب
او با قامت بلند و خالکوبیهای متمایزش ظاهری چشمگیر داشت که او را فراموشنشدنی میکرد.
characterized by physical beauty and attractiveness

بسیار جذاب
هنرمند یک پرتره زیبا کشید که جوهر زیبایی درونی و بیرونی موضوع را به تصویر میکشد.
attractive in a way that catches the eye

جذاب, زیبا
نقاشی آنقدر جذاب بود که توجه هر بازدیدکنندهای در گالری را به خود جلب کرد.
(especially of a woman) having a pleasant and attractive appearance

بسیار زیبا, خوشمنظر
باغ پر از گلهای خوشمنظر بود، رنگهایشان زنده و گلبرگهایشان ظریف.
strongly charming

مسحورکننده, جذاب
ملودی فلوت مسحورکننده بود، هوا را با نوتهای جذاب خود پر کرد.
lacking appeal or noticeability

معمولی, ساده، بدون جذابیت
علیرغم طبیعت غیرجذاب محله، آنجا حس قوی جامعه و جذابیت دارد.
unattractive or unpleasant in appearance

زشت
سیاستمدار بدقیافه به دلیل ظاهرش با انتقاداتی مواجه شد که از بحثها درباره سیاستها و مشارکتهایش کاست.
(of a person) not very attractive

نازیبا
دختر زشت با لباس ساده و رفتار فروتنانهاش در جمع خودنمایی میکرد.
(of a place) unpleasant and offering no appeal or comfort

ناخوشایند
او از کوچه غیردعوتکننده در راه خانه اجتناب کرد.
relating to or in the stage of puberty

مربوط به بلوغ
روابط همسالان در سالهای بلوغ پیچیدهتر میشود زیرا افراد به دنبال تثبیت هویت خود هستند.
having an age between 80 and 89 years old

افراد بین 80 تا 89 سال
مرکز جامعه هشتاد سالهها فعالیتهای متنوعی را برای پاسخگویی به علایق بزرگسالان مسنتر ارائه میداد.
having an age between 90 to 99 years old

افراد بین 90 تا 99 سال
دونده ماراتن نود ساله با تعهد خود به تناسب اندام و سلامتی الهام بخش بسیاری بود.
having reached over the age of 100 years old

صدساله
شرکتکننده صدساله ماراتن مسابقه را به پایان رساند، با ارادهاش بینندگان را الهام بخشید.
concerning the physical, mental, or social aspects of aging

مربوط به پیری
مطالعه شرایط پیرپزشکی رایج در جمعیتهای شهری را بررسی کرد.
related to the age group typically ranging from about 9 to 12 years old

پیشنوجوان (نه تا دوازده سال)
لیگ فوتبال نوجوانی فعالیت بدنی و کار تیمی را در بین کودکان در محدوده سنی پیش از نوجوانی تشویق میکند.
describing someone or something that is considered past their prime or at an advanced age

پیر و ازکارافتاده
شخصیت از رده خارج بازیگر در فیلم، طنز و ارتباط پذیری را به چالشهای پیری آورد.
worthy of great respect and admiration due to being extremely old or aged

محترم (به دلیل سن بالا)
ساکنان به نشانههای محترم شهر خود افتخار میکنند، که به طور چشمگیری از زمان ساختشان یک قرن یا بیشتر دوام آوردهاند.
(typically of a man) having well-defined and sharply contoured facial features, often giving the impression of strength and attractiveness

خوشتراش
استخوانهای گونه تراشیدهشده مدل با نورپردازی ماهرانه عکاس برجسته شد.
