واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - Quality

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کیفیت را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
sublime [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده‌زیبا

Ex: Watching the ballet performance , with its graceful movements and captivating music , was an experience of sublime artistry .

تماشای اجرای باله، با حرکات ظریف و موسیقی جذابش، تجربه‌ای از هنر متعالی بود.

unsurpassed [صفت]
اجرا کردن

بی‌رقیب

Ex: The company 's commitment to quality produced an unsurpassed product , earning it a reputation for excellence .

تعهد شرکت به کیفیت منجر به تولید محصولی بی‌نظیر شد و برای آن شهرت برتری به ارمغان آورد.

اجرا کردن

هیبت‌انگیز

Ex: She felt an awe-inspiring sense of accomplishment after reaching her goal .

او پس از رسیدن به هدفش احساسی از دستاورد پر از هیبت را تجربه کرد.

dazzling [صفت]
اجرا کردن

بسیار چشمگیر

Ex:

داستان موفقیت کارآفرین خیره‌کننده بود، از شروع یک کسب‌وکار کوچک تا ساختن یک امپراتوری جهانی.

superb [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: Despite her age , she maintained a superb appearance , with flawless skin and radiant beauty .

علیرغم سنش، او ظاهری عالی داشت، با پوستی بی‌عیب و زیبایی درخشان.

abysmal [صفت]
اجرا کردن

ژرف

Ex: The ocean trench was abysmal in its depth and mystery .

گودال اقیانوسی از نظر عمق و رمز و راز بی‌کران بود.

subpar [صفت]
اجرا کردن

ضعیف‌تر (از نظر کیفیت یا عملکرد)

Ex: The hotel received complaints about its subpar accommodations , prompting management to make improvements .

هتل شکایاتی درباره اقامتگاه‌های زیر استاندارد خود دریافت کرد که مدیریت را به انجام بهبودها واداشت.

atrocious [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد یا ناخوشایند

Ex: The restaurant received terrible reviews due to its atrocious hygiene .

رستوران به دلیل بهداشت وحشتناک خود نقدهای وحشتناکی دریافت کرد.

lackluster [صفت]
اجرا کردن

بسیار کسل‌کننده یا یکنواخت

Ex: The team 's performance in the championship game was lackluster , lacking the energy and enthusiasm needed to secure a victory .

عملکرد تیم در بازی قهرمانی کم‌رنگ بود، فاقد انرژی و اشتیاق لازم برای تضمین پیروزی.

mediocre [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: The movie was mediocre , with poor acting and a weak plot .
crummy [صفت]
اجرا کردن

ارزان و بی‌کیفیت

Ex: The students complained about the crummy textbooks , which were outdated and in poor condition .

دانش‌آموزان از کتاب‌های درسی بد شکایت کردند، که قدیمی و در وضعیت بدی بودند.

lousy [صفت]
اجرا کردن

خیلی بد یا ناخوشایند

Ex: The lousy weather ruined our plans for a picnic .
wretched [صفت]
اجرا کردن

فاجعه‌بار

Ex: The old car was in wretched condition and barely started .
salient [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex:

هنرمند از رنگ‌های جسورانه به صورت استراتژیک استفاده کرد تا ویژگی‌های برجسته نقاشی را برجسته کند و توجه بینندگان را جلب کند.

nonpareil [صفت]
اجرا کردن

بی‌همتا

Ex:

فداکاری بی‌نظیر ورزشکار به تمرین، همراه با استعداد طبیعی، او را به بالای ورزش خود رساند.

unimpaired [صفت]
اجرا کردن

بدون آسیب

Ex:

عملکرد ورزشکار توسط آسیب جزئی که در طول تمرین متحمل شد تضعیف نشد.

up to snuff [عبارت]
اجرا کردن

همتراز با

Ex: After some practice , her presentation skills were finally up to snuff for the big meeting .
shoddy [صفت]
اجرا کردن

با کیفیت پایین

Ex: The homeowners regretted hiring the contractor when they discovered the shoddy workmanship , leading to leaks and structural problems .

صاحبان خانه از استخدام پیمانکار پشیمان شدند وقتی که کارmanship ضعیف را کشف کردند، که منجر به نشت و مشکلات ساختاری شد.

bouncy [صفت]
اجرا کردن

سرزنده و پر‌انرژی

Ex:

شخصیت پرانرژی بازیگر هم تماشاگران و هم همبازی‌هایش در صحنه را مجذوب خود کرد.