فهرست واژگان سطح C1 - دستورزبان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد اجزای زبان، مانند "مصدر"، "مصدر فعلی"، "عدد" و غیره یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
linguistic [صفت]
اجرا کردن

زبان‌شناختی

Ex: The teacher emphasized the linguistic differences between English and German .

معلم تفاوت‌های زبانی بین انگلیسی و آلمانی را تأکید کرد.

infinitive [اسم]
اجرا کردن

مصدر (دستورزبان)

Ex:

در جمله "می‌خواهم یاد بگیرم"، "یاد بگیرم" عبارت مصدری است که به عنوان مفعول مستقیم فعل "می‌خواهم" عمل می‌کند.

gerund [اسم]
اجرا کردن

اسم مصدر

Ex: In the sentence " Running is my favorite hobby , " " running " functions as the subject and is a gerund .

در جمله "دویدن سرگرمی مورد علاقه من است،" "دویدن" به عنوان فاعل عمل می‌کند و یک مصدر اسمی است.

اجرا کردن

فعل گذرا

Ex: Transitive verbs can be followed by a noun , pronoun , or phrase that receives the action of the verb .

افعال متعدی می‌توانند با یک اسم، ضمیر یا عبارت که عمل فعل را دریافت می‌کند، دنبال شوند.

اجرا کردن

فعل ناگذر

Ex:

فعل‌های لازم اغلب اقداماتی را توصیف می‌کنند که به چیز یا شخص دیگری منتقل نمی‌شوند.

number [اسم]
اجرا کردن

شمار (دستورزبان)

Ex: When writing essays , it 's important to pay attention to the number of nouns and pronouns used to ensure consistency and clarity throughout the text .

هنگام نوشتن مقاله‌ها، توجه به تعداد اسم‌ها و ضمیرهای استفاده شده برای اطمینان از سازگاری و وضوح در سراسر متن مهم است.

person [اسم]
اجرا کردن

شخص (دستورزبان)

Ex:

هنگام نوشتن به شخص سوم، نویسندگان اغلب از نام‌ها یا ضمایر برای اشاره به شخصیت‌ها یا موضوعات بدون خطاب مستقیم خواننده یا خودشان استفاده می‌کنند.

voice [اسم]
اجرا کردن

جهت فعل (دستورزبان)

Ex:

در ساختارهای صیغه مجهول، مفعول عمل به فاعل جمله تبدیل می‌شود که اغلب منجر به بیان کمتر واضح یا مختصر ایده‌ها می‌شود.

gender [اسم]
اجرا کردن

جنس (دستورزبان)

Ex: The gender of nouns in languages like Latin and Greek is determined by their endings and can sometimes be unpredictable for non-native speakers .

جنسیت اسم‌ها در زبان‌هایی مانند لاتین و یونانی با پایان‌های آن‌ها تعیین می‌شود و گاهی برای غیر بومی‌ها غیرقابل پیش‌بینی است.

feminine [صفت]
اجرا کردن

مؤنث (دستورزبان)

Ex: Some languages , like German , have three genders masculine , feminine , and neuter where feminine nouns may be identified by certain endings or characteristics .

برخی زبان‌ها، مانند آلمانی، دارای سه جنس—مذکر، مؤنث و خنثی—هستند که در آن‌ها اسم‌های مؤنث ممکن است با برخی پایان‌ها یا ویژگی‌ها شناسایی شوند.

masculine [صفت]
اجرا کردن

مذکر (دستورزبان)

Ex:

برخی زبان‌ها، مانند آلمانی، سه جنس دارند—مذکر، مؤنث و خنثی—که در آن اسم‌های مذکر ممکن است با برخی پایان‌ها یا ویژگی‌ها شناسایی شوند.

subjunctive [صفت]
اجرا کردن

التزامی (دستورزبان)

Ex:

حالت شرطی در زبان اسپانیایی با صرف‌های فعل خاصی مشخص می‌شود و برای بیان عدم قطعیت یا شک استفاده می‌شود، مانند 'Espero que él vaya a la fiesta' (امیدوارم به مهمانی برود).

phonetics [اسم]
اجرا کردن

آواشناسی (زبان‌شناسی)

Ex: In phonetics , the study of articulatory phonetics focuses on how speech sounds are physically produced by the human vocal tract .

در آواشناسی، مطالعه آواشناسی تولیدی بر چگونگی تولید فیزیکی اصوات گفتاری توسط دستگاه صوتی انسان تمرکز دارد.

intonation [اسم]
اجرا کردن

آهنگ (زبان‌شناسی)

Ex:

زبان‌شناسان از تکنیک‌هایی مانند ردیابی زیروبمی و طیف‌نگاره‌ها برای تحلیل الگوهای آهنگ گفتار و درک نقش آن‌ها در ارتباط استفاده می‌کنند.

dialect [اسم]
اجرا کردن

گویش

Ex: African American Vernacular English ( AAVE ) is a dialect spoken primarily by African American communities in the United States , characterized by distinctive grammar , vocabulary , and intonation patterns .

انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) یک گویش است که عمدتاً توسط جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده صحبت می‌شود و با دستور زبان، واژگان و الگوهای آهنگ گفتار متمایز مشخص می‌شود.

proverb [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌المثل

Ex: The proverb ' When in Rome , do as the Romans do ' suggests that one should adapt to the customs of the place they are visiting .

ضرب‌المثل 'وقتی در رم هستی، مانند رومی‌ها رفتار کن' پیشنهاد می‌کند که فرد باید به عادات و رسوم مکانی که از آن بازدید می‌کند، تطبیق یابد.

idiom [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: In English , the idiom ' break the ice ' is used to describe starting a conversation in a social setting to ease tension , not actually cracking ice .

در انگلیسی، اصطلاح 'break the ice' برای توصیف شروع یک مکالمه در یک محیط اجتماعی به منظور کاهش تنش استفاده می‌شود، نه برای شکستن واقعی یخ.

jargon [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات مخصوص یک صنف

Ex: Financial jargon , such as ' bull market , ' ' liquidity , ' and ' dividends , ' is frequently used by investors and financial analysts .

اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی استفاده می‌شود.

slang [اسم]
اجرا کردن

زبان عامیانه

Ex: Skaters have their own slang , with terms like ' gnarly ' to describe something impressive or ' shredding ' to refer to skilled skateboarding .

اسکیت‌بازها زبان خاص خود را دارند، با اصطلاحاتی مانند 'gnarly' برای توصیف چیزی چشمگیر یا 'shredding' برای اشاره به اسکیت‌بوردینگ ماهر.

euphemism [اسم]
اجرا کردن

حسن تعبیر

Ex: Companies often use the euphemism ' downsizing ' instead of ' layoffs ' to describe the process of reducing their workforce .

شرکت‌ها اغلب از کنایه 'کاهش اندازه' به جای 'اخراج' برای توصیف فرآیند کاهش نیروی کار خود استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

نقطه‌گذاری کردن (دستورزبان)

Ex: He realized he needed to punctuate his email more carefully after receiving feedback that it was difficult to read .

او متوجه شد که باید ایمیل خود را با دقت بیشتری نقطه‌گذاری کند پس از دریافت بازخوردی که خواندن آن سخت بود.

colon [اسم]
اجرا کردن

دونقطه (نشانه‌گذاری)

Ex: He used a colon to separate the two parts of the sentence : the first part stated the problem , and the second part offered the solution .

او از دو نقطه برای جدا کردن دو بخش جمله استفاده کرد: بخش اول مشکل را بیان می‌کرد و بخش دوم راه‌حل را ارائه می‌داد.

semicolon [اسم]
اجرا کردن

نقطه‌ویرگول (علامت ؛)

Ex: He was n't sure whether to use a comma or a semicolon ; ultimately , he chose the latter to clarify his point .

او مطمئن نبود که از ویرگول یا نقطه ویرگول استفاده کند؛ در نهایت، او دومی را انتخاب کرد تا نظر خود را روشن کند.

parenthesis [اسم]
اجرا کردن

پرانتز

Ex: In programming , a parenthesis is used to enclose parameters in a function call , such as print ( ' Hello , world ! ' ) .

در برنامه‌نویسی، یک پرانتز برای محصور کردن پارامترها در فراخوانی تابع استفاده می‌شود، مانند print ('Hello, world!').

hyphen [اسم]
اجرا کردن

خط پیوند (علامت -)

Ex: In some cases , a hyphen is used to clarify the meaning of a phrase , such as 're-sign ' ( to sign again ) versus ' resign ' ( to quit ) .

در برخی موارد، از خط تیره برای روشن کردن معنای یک عبارت استفاده می‌شود، مانند 're-sign' (دوباره امضا کردن) در مقابل 'resign' (استعفا دادن).

slash [اسم]
اجرا کردن

خط اریب (نشان /)

Ex: The file path C:/Documents / Photos uses slashes to separate directories and folders .

مسیر فایل C:/Documents/Photos از اسلش برای جدا کردن دایرکتوری‌ها و پوشه‌ها استفاده می‌کند.

اجرا کردن

حرف ندا (دستورزبان)

Ex: Students were asked to identify examples of interjection in the passage they were reading .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا نمونه‌هایی از حرف ندا را در متنی که می‌خواندند شناسایی کنند.

particle [اسم]
اجرا کردن

حرف (دستورزبان)

Ex: Particles like ' off , ' ' out , ' and ' on ' are commonly used in English phrasal verbs to indicate direction or action .

ذراتی مانند 'off'، 'out' و 'on' معمولاً در افعال عبارتی انگلیسی برای نشان دادن جهت یا عمل استفاده می‌شوند.

e.g. [قید]
اجرا کردن

برای مثال

Ex: We can use renewable energy sources , e.g. , solar and wind power , to reduce our carbon footprint .

ما می‌توانیم از منابع انرژی تجدیدپذیر، مثلاً، انرژی خورشیدی و بادی استفاده کنیم تا ردپای کربن خود را کاهش دهیم.

اجرا کردن

اشتباه (از نظر دستوری)

Ex: The use of double negatives in the sentence ' I ai n't got none ' renders it ungrammatical in standard English .

استفاده از نفی‌های دوگانه در جمله 'من هیچی ندارم' آن را در انگلیسی استاندارد ناقض دستور زبان می‌کند.