زبانشناختی
معلم تفاوتهای زبانی بین انگلیسی و آلمانی را تأکید کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد اجزای زبان، مانند "مصدر"، "مصدر فعلی"، "عدد" و غیره یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زبانشناختی
معلم تفاوتهای زبانی بین انگلیسی و آلمانی را تأکید کرد.
مصدر (دستورزبان)
در جمله "میخواهم یاد بگیرم"، "یاد بگیرم" عبارت مصدری است که به عنوان مفعول مستقیم فعل "میخواهم" عمل میکند.
اسم مصدر
در جمله "دویدن سرگرمی مورد علاقه من است،" "دویدن" به عنوان فاعل عمل میکند و یک مصدر اسمی است.
فعل گذرا
افعال متعدی میتوانند با یک اسم، ضمیر یا عبارت که عمل فعل را دریافت میکند، دنبال شوند.
فعل ناگذر
فعلهای لازم اغلب اقداماتی را توصیف میکنند که به چیز یا شخص دیگری منتقل نمیشوند.
شمار (دستورزبان)
هنگام نوشتن مقالهها، توجه به تعداد اسمها و ضمیرهای استفاده شده برای اطمینان از سازگاری و وضوح در سراسر متن مهم است.
شخص (دستورزبان)
هنگام نوشتن به شخص سوم، نویسندگان اغلب از نامها یا ضمایر برای اشاره به شخصیتها یا موضوعات بدون خطاب مستقیم خواننده یا خودشان استفاده میکنند.
جهت فعل (دستورزبان)
در ساختارهای صیغه مجهول، مفعول عمل به فاعل جمله تبدیل میشود که اغلب منجر به بیان کمتر واضح یا مختصر ایدهها میشود.
جنس (دستورزبان)
جنسیت اسمها در زبانهایی مانند لاتین و یونانی با پایانهای آنها تعیین میشود و گاهی برای غیر بومیها غیرقابل پیشبینی است.
مؤنث (دستورزبان)
برخی زبانها، مانند آلمانی، دارای سه جنس—مذکر، مؤنث و خنثی—هستند که در آنها اسمهای مؤنث ممکن است با برخی پایانها یا ویژگیها شناسایی شوند.
مذکر (دستورزبان)
برخی زبانها، مانند آلمانی، سه جنس دارند—مذکر، مؤنث و خنثی—که در آن اسمهای مذکر ممکن است با برخی پایانها یا ویژگیها شناسایی شوند.
التزامی (دستورزبان)
حالت شرطی در زبان اسپانیایی با صرفهای فعل خاصی مشخص میشود و برای بیان عدم قطعیت یا شک استفاده میشود، مانند 'Espero que él vaya a la fiesta' (امیدوارم به مهمانی برود).
آواشناسی (زبانشناسی)
در آواشناسی، مطالعه آواشناسی تولیدی بر چگونگی تولید فیزیکی اصوات گفتاری توسط دستگاه صوتی انسان تمرکز دارد.
آهنگ (زبانشناسی)
زبانشناسان از تکنیکهایی مانند ردیابی زیروبمی و طیفنگارهها برای تحلیل الگوهای آهنگ گفتار و درک نقش آنها در ارتباط استفاده میکنند.
گویش
انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) یک گویش است که عمدتاً توسط جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده صحبت میشود و با دستور زبان، واژگان و الگوهای آهنگ گفتار متمایز مشخص میشود.
ضربالمثل
ضربالمثل 'وقتی در رم هستی، مانند رومیها رفتار کن' پیشنهاد میکند که فرد باید به عادات و رسوم مکانی که از آن بازدید میکند، تطبیق یابد.
اصطلاح
در انگلیسی، اصطلاح 'break the ice' برای توصیف شروع یک مکالمه در یک محیط اجتماعی به منظور کاهش تنش استفاده میشود، نه برای شکستن واقعی یخ.
اصطلاحات مخصوص یک صنف
اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایهگذاران و تحلیلگران مالی استفاده میشود.
زبان عامیانه
اسکیتبازها زبان خاص خود را دارند، با اصطلاحاتی مانند 'gnarly' برای توصیف چیزی چشمگیر یا 'shredding' برای اشاره به اسکیتبوردینگ ماهر.
حسن تعبیر
شرکتها اغلب از کنایه 'کاهش اندازه' به جای 'اخراج' برای توصیف فرآیند کاهش نیروی کار خود استفاده میکنند.
نقطهگذاری کردن (دستورزبان)
او متوجه شد که باید ایمیل خود را با دقت بیشتری نقطهگذاری کند پس از دریافت بازخوردی که خواندن آن سخت بود.
دونقطه (نشانهگذاری)
او از دو نقطه برای جدا کردن دو بخش جمله استفاده کرد: بخش اول مشکل را بیان میکرد و بخش دوم راهحل را ارائه میداد.
نقطهویرگول (علامت ؛)
او مطمئن نبود که از ویرگول یا نقطه ویرگول استفاده کند؛ در نهایت، او دومی را انتخاب کرد تا نظر خود را روشن کند.
پرانتز
در برنامهنویسی، یک پرانتز برای محصور کردن پارامترها در فراخوانی تابع استفاده میشود، مانند print ('Hello, world!').
خط پیوند (علامت -)
در برخی موارد، از خط تیره برای روشن کردن معنای یک عبارت استفاده میشود، مانند 're-sign' (دوباره امضا کردن) در مقابل 'resign' (استعفا دادن).
خط اریب (نشان /)
مسیر فایل C:/Documents/Photos از اسلش برای جدا کردن دایرکتوریها و پوشهها استفاده میکند.
حرف ندا (دستورزبان)
از دانشآموزان خواسته شد تا نمونههایی از حرف ندا را در متنی که میخواندند شناسایی کنند.
حرف (دستورزبان)
ذراتی مانند 'off'، 'out' و 'on' معمولاً در افعال عبارتی انگلیسی برای نشان دادن جهت یا عمل استفاده میشوند.
برای مثال
ما میتوانیم از منابع انرژی تجدیدپذیر، مثلاً، انرژی خورشیدی و بادی استفاده کنیم تا ردپای کربن خود را کاهش دهیم.
اشتباه (از نظر دستوری)
استفاده از نفیهای دوگانه در جمله 'من هیچی ندارم' آن را در انگلیسی استاندارد ناقض دستور زبان میکند.