بارکد
سیستم بارکد به خردهفروشان کمک میکند تا موجودی را ردیابی کرده و سطح سهام را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خرید، مانند "بارکد"، "بوتیک"، "معامله" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بارکد
سیستم بارکد به خردهفروشان کمک میکند تا موجودی را ردیابی کرده و سطح سهام را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.
برچسب قیمت
برچسب قیمت روی کلکسیون قدیمی نشان میداد که ارزش آن در طول سالها افزایش یافته است.
بوتیک
هتل بوتیک خدمات شخصیسازی شده و اقامتگاههای شیک ارائه میدهد.
اتاق پرو
فروشنده اتاق پرو را باز کرد تا مشتری بتواند لباس ها را امتحان کند.
برگشت نقدی
خردهفروشی آنلاین مشوقهای بازپرداخت نقدی برای معرفی دوستان به وبسایت خود ارائه میدهد.
صندوق (در فروشگاه)
کشوی صندوق پس از هر شیفت قفل میشد تا پول داخل آن ایمن بماند.
گاوصندوق
گاوصندوق عتیقه در گوشه اتاق، جلوهای از جذابیت دنیای قدیم به دکوراسیون دفتر اضافه کرد.
سامانه تصویری مداربسته
ساختمان اداری شبکه تلویزیون مدار بسته خود را برای پوشش تمام ورودیها و راهروها ارتقا داد.
چانه زدن
در یک معامله تجاری، هر دو طرف چانه زدند تا به یک سازش در مورد شرایط پرداخت که متناسب با نیازهایشان بود، برسند.
معامله کالابهکالا کردن
کشاورزان تصمیم گرفتند سبزیجات مازاد خود را با ابزار آهنگری معاوضه کنند.
گشت زدن (در مغازه بدون خرید کردن)
با وجود اینکه قصد خرید چیزی را نداشت، میتوانست ساعتها در بازار عتیقهجات گشت بزند، از تاریخ و صنعتگری اقلام قدردانی کند.
قیمتها را مقایسه کردن
قبل از رزرو تعطیلاتشان، زوج چند روزی را صرف مقایسه قیمتها بین بستههای مسافرتی و اقامتگاههای مختلف کردند.
خردهفروشی کردن
فروشگاههای کوچک میتوانند صنایع دستی را خردهفروشی کنند به مشتریانی که به دنبال اقلام منحصر به فرد هستند.
بهصورت عمده فروختن
شرکت الکترونیک را عمدهفروشی میکند به خردهفروشان آنلاین مختلف، که سپس آنها را به مشتریان فردی میفروشند.
کامل فروختن
کنسرت گروه محبوب در عرض چند دقیقه پس از شروع فروش بلیط تمام شد.
فروشگاه زنجیرهای
بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای برنامههای وفاداری ارائه میدهند که خریداران مکرر را با تخفیفها و مزایا پاداش میدهند.
خواربارفروشی
در طول سفر جادهای، آنها در یک فروشگاه زنجیرهای توقف کردند تا باک بنزین را پر کنند و قهوه بخرند.
اغذیهفروشی
دلی در سالادهای خانگی، ساندویچها و پنیرهای گورمه تخصص دارد.
کیوسک
او یک فضای در نمایشگاه محلی اجاره کرد تا یک کیوسک برای فروش جواهرات دستساز راهاندازی کند.
فروشگاه (فروش مستقیم)
فروشگاه اوتلت کالاهای فصل گذشته را با تخفیف زیاد میفروشد تا جا برای موجودی جدید باز شود.
گلفروشی
گلفروش گلهای تازه و گیاهان را به خانهها و کسبوکارهای مشتریان تحویل میدهد.
خواربارفروش
بقال محله مواد غذایی را به ساکنین سالخوردهای که نمیتوانند خودشان خرید کنند تحویل میدهد.
فروشنده نوشتافزار
فروشنده لوازم تحریر زمانی که برای انتخاب کاغذ پرینترم نیاز به کمک داشتم، خدمات مشتری عالی ارائه داد.
مصرفگرایی
برخی از افراد مینیمالیسم را به عنوان راهی برای مقاومت در برابر فشارهای مصرف گرایی و زندگی آگاهانه تر می پذیرند.
معتادبهخرید
دوستانش نگران رفتار خرید افراطی او و تأثیر آن بر امور مالیاش هستند.
بدون مالیات
مسافران میتوانند در حین انتظار برای پروازهای اتصالی خود، از کالاهای معاف از مالیات خریداری کنند.
خرید و فروش
تراکنش مناسب وظایف اداری برای حفظ نظم ضروری است.
برای فروش
پیشخرید
او یک پیشخرید برای رمان آینده نویسنده مورد علاقهاش ثبت کرد تا مطمئن شود یک نسخه امضا شده دریافت میکند.
تبلیغ
شرکت به شدت در تبلیغات آنلاین به عنوان بخشی از استراتژی ترویج خود برای راهاندازی محصول جدید سرمایهگذاری کرد.
کوپن
شرکت به عنوان بخشی از یک کمپین تبلیغاتی، کوپنهای تخفیف به مشتریان وفادار ارائه داد.
نیمبها
بلیطهای نصف قیمت کنسرت به سرعت فروخته شدند و جمعیت زیادی از علاقهمندان به موسیقی را جذب کردند.
پاخور
فروشگاه به صورت استراتژیک نمایشگرهای خود را نزدیک ورودی قرار داد تا توجه تردد پیادهروها را جلب کند.