فهرست واژگان سطح C1 - کامپیوتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد علوم کامپیوتر، مانند "آنالوگ"، "مگابایت"، "ذخیره سازی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
accessible [صفت]
اجرا کردن

دردسترس

Ex: The library has made efforts to ensure that its digital archives are accessible to researchers worldwide .

کتابخانه تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که آرشیوهای دیجیتال آن برای محققان در سراسر جهان قابل دسترس باشد.

analog [صفت]
اجرا کردن

آنالوگ

Ex:

ساعت آنالوگ روی دیوار ثانیه‌ها را می‌شمرد، عقربه‌هایش به نرمی روی صفحه می‌چرخیدند.

antivirus [صفت]
اجرا کردن

آنتی ویروس

Ex:

اقدامات موثر امنیت سایبری شامل استفاده از رمزهای عبور قوی، فعال کردن فایروال‌ها و اجرای منظم بررسی‌های آنتی‌ویروس می‌شود.

compatible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌تطبیق

Ex: The wireless headphones are compatible with multiple devices , including smartphones , tablets , and laptops , offering versatility for users on the go .

هدفون‌های بی‌سیم با چندین دستگاه از جمله گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها سازگار هستند و برای کاربران در حال حرکت انعطاف‌پذیری ارائه می‌دهند.

down [صفت]
اجرا کردن

خراب

Ex:

سرویس بانکداری آنلاین به دلیل یک مشکل فنی از کار افتاده بود، که مشتریان را از انجام تراکنش‌ها ناتوان می‌کرد.

interactive [صفت]
اجرا کردن

تعاملی

Ex: The interactive map allows users to zoom in and out , pan across different areas , and access additional information with a click .

نقشه تعاملی به کاربران امکان زوم کردن و حرکت در مناطق مختلف و دسترسی به اطلاعات اضافی با یک کلیک را می‌دهد.

Bluetooth [اسم]
اجرا کردن

بلوتوث

Ex: Many modern smartwatches feature Bluetooth capability , enabling them to receive notifications from your smartphone .

بسیاری از ساعت‌های هوشمند مدرن دارای قابلیت بلوتوث هستند که به آن‌ها امکان دریافت اعلان‌ها از تلفن هوشمند شما را می‌دهد.

Blu-ray [اسم]
اجرا کردن

دیسک بلوری

Ex:

کنسول بازی ویدیویی از دیسک‌های بلو-ری پشتیبانی می‌کند و به بازیکنان اجازه می‌دهد تا از تجربیات بازی غوطه‌ور لذت ببرند.

USB [اسم]
اجرا کردن

یواس‌بی فلش درایو

Ex: The USB port on the laptop allows for quick and easy connection of external devices .

پورت USB در لپ‌تاپ امکان اتصال سریع و آسان دستگاه‌های خارجی را فراهم می‌کند.

byte [اسم]
اجرا کردن

بایت (کامپیوتر)

Ex: The video file size is 2 gigabytes , consisting of approximately 16 billion bytes of information .

حجم فایل ویدیویی 2 گیگابایت است، متشکل از حدود 16 میلیارد بایت اطلاعات.

kilobyte [اسم]
اجرا کردن

کیلوبایت

Ex: The spreadsheet file size is 1.5 megabytes , equivalent to approximately 1.5 million kilobytes of data .

اندازه فایل صفحه‌گسترده 1.5 مگابایت است، معادل حدود 1.5 میلیون کیلوبایت داده.

megabyte [اسم]
اجرا کردن

مگابایت

Ex: The music album download is 80 megabytes , containing approximately 80,000 kilobytes of audio data .

دانلود آلبوم موسیقی 80 مگابایت است و شامل تقریباً 80،000 کیلوبایت داده صوتی می‌شود.

gigabyte [اسم]
اجرا کردن

گیگابایت

Ex: The video game requires at least 50 gigabytes of free space on your computer 's hard drive for installation .

بازی ویدیویی برای نصب به حداقل 50 گیگابایت فضای خالی در هارد دیسک کامپیوتر شما نیاز دارد.

terabyte [اسم]
اجرا کردن

ترابایت

Ex: The university 's research project requires a storage capacity of 10 terabytes to analyze and store massive datasets .

پروژه تحقیقاتی دانشگاه به ظرفیت ذخیره‌سازی 10 ترابایت برای تحلیل و ذخیره مجموعه‌داده‌های عظیم نیاز دارد.

backup [اسم]
اجرا کردن

فایل پشتیبان

Ex:

مطمئن شوید که فایل‌های پشتیبان خود را در مکانی امن ذخیره می‌کنید تا از حذف یا خرابی تصادفی محافظت شوند.

storage [اسم]
اجرا کردن

ذخیره‌سازی

Ex: Data storage capacity has increased exponentially over the years , enabling individuals and businesses to store vast amounts of information digitally .

ظرفیت ذخیره‌سازی داده‌ها در طول سال‌ها به صورت نمایی افزایش یافته است، که به افراد و کسب‌وکارها امکان ذخیره مقادیر زیادی از اطلاعات به صورت دیجیتالی را می‌دهد.

flash drive [اسم]
اجرا کردن

فلش مموری

Ex: The flash drive is small enough to fit in your pocket , making it convenient for carrying data on the go .

فلش درایو به اندازه‌ای کوچک است که در جیب شما جای می‌گیرد، که آن را برای حمل داده‌ها در حال حرکت مناسب می‌سازد.

اجرا کردن

درایو دیسک سخت

Ex: External hard disk drives are popular for backing up important files and documents .

دیسک‌های سخت خارجی برای پشتیبان‌گیری از فایل‌ها و اسناد مهم محبوب هستند.

cyberspace [اسم]
اجرا کردن

فضای مجازی

Ex: Cyberspace presents both opportunities and challenges for businesses looking to expand their online presence .

فضای مجازی هم فرصت‌ها و هم چالش‌هایی را برای کسب‌وکارهایی که به دنبال گسترش حضور آنلاین خود هستند، ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

پردازش داده‌ها

Ex: Modern businesses rely on data processing technologies to make informed decisions and drive strategic initiatives .

کسب‌وکارهای مدرن به فناوری‌های پردازش داده برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه و هدایت ابتکارات استراتژیک متکی هستند.

default [اسم]
اجرا کردن

پیش‌فرض

Ex: The software 's default font size is 12 points , but users can adjust it to their preference in the settings .

اندازه فونت پیش‌فرض نرم‌افزار 12 نقطه است، اما کاربران می‌توانند آن را در تنظیمات مطابق با ترجیحات خود تنظیم کنند.

cursor [اسم]
اجرا کردن

مکان‌نما (روی صفحه کامپیوتر)

Ex: If the cursor freezes , try restarting the computer to resolve the issue .

اگر مکان‌نما یخ زد، سعی کنید کامپیوتر را راه‌اندازی مجدد کنید تا مشکل برطرف شود.

display [اسم]
اجرا کردن

صفحه‌نمایش

Ex: The conference room was equipped with a large display for presentations during meetings .

اتاق کنفرانس مجهز به یک صفحه نمایش بزرگ برای ارائه‌ها در جلسات بود.

اجرا کردن

منوی کرکره‌ای (کامپیوتر)

Ex: When filling out the form , use the drop-down menu to indicate your country of residence .

هنگام پر کردن فرم، از منوی کشویی برای نشان دادن کشور محل سکونت خود استفاده کنید.

hacker [اسم]
اجرا کردن

هکر

Ex: Companies invest in cybersecurity measures to protect their systems from hackers .

شرکت‌ها در اقدامات امنیت سایبری سرمایه‌گذاری می‌کنند تا سیستم‌های خود را از هکرها محافظت کنند.

help desk [اسم]
اجرا کردن

میز کمک

Ex: Employees can submit support tickets to the help desk for assistance with IT issues .

کارمندان می‌توانند تیکت‌های پشتیبانی را به help desk ارسال کنند تا در مورد مسائل فناوری اطلاعات کمک دریافت کنند.

interface [اسم]
اجرا کردن

رابط (رایانش)

Ex: The interface allows users to interact with the computer using a combination of mouse clicks and keyboard shortcuts .

رابط به کاربران اجازه می‌دهد تا با استفاده از ترکیبی از کلیک‌های ماوس و میانبرهای صفحه‌کلید با کامپیوتر تعامل داشته باشند.

اجرا کردن

ریزتراشه

Ex: Embedded systems like smart appliances or automotive control units often integrate microprocessors from manufacturers like Texas Instruments or NXP Semiconductors .

سیستم‌های تعبیه‌شده مانند لوازم هوشمند یا واحدهای کنترل خودرو اغلب ریزپردازنده‌هایی از تولیدکنندگانی مانند Texas Instruments یا NXP Semiconductors را یکپارچه می‌کنند.

multimedia [اسم]
اجرا کردن

چندرسانه‌ای

Ex: Digital marketing campaigns leverage multimedia content to deliver compelling messages across multiple channels .

کمپین‌های بازاریابی دیجیتال از محتوای چندرسانه‌ای برای ارائه پیام‌های متقاعدکننده در چندین کانال استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

کامپیوتر شخصی

Ex:

رایانه‌های شخصی که بر روی سیستم‌های عامل ویندوز، مک‌اواس یا لینوکس اجرا می‌شوند، به ترجیحات و نیازهای نرم‌افزاری متنوع کاربران پاسخ می‌دهند.

workstation [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه کاری رایانه‌ای

Ex: The IT department manages a network of workstations across the organization , ensuring they are secure , up-to-date , and optimized for performance .

بخش فناوری اطلاعات یک شبکه از ایستگاه‌های کاری را در سراسر سازمان مدیریت می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که آن‌ها ایمن، به‌روز و برای عملکرد بهینه شده‌اند.

spreadsheet [اسم]
اجرا کردن

گسترده برگ (رایانه)

Ex: The budget spreadsheet includes formulas for automatically calculating totals and generating visual charts .

صفحه گسترده بودجه شامل فرمول‌هایی برای محاسبه خودکار مجموع‌ها و تولید نمودارهای بصری است.

اجرا کردن

کامپیوتری کردن

Ex: As part of the digital transformation initiative , the retail store plans to computerize inventory tracking and sales reporting .

به عنوان بخشی از ابتکار تحول دیجیتال، فروشگاه خرده‌فروشی قصد دارد ردیابی موجودی و گزارش‌دهی فروش را رایانه‌ای کند.

to encode [فعل]
اجرا کردن

کدگذاری کردن

Ex: The spy agency uses specialized methods to encode classified messages for secure communication .

سازمان جاسوسی از روش‌های تخصصی برای کدگذاری پیام‌های طبقه‌بندی شده برای ارتباط امن استفاده می‌کند.

to format [فعل]
اجرا کردن

فرمت کردن

Ex: The IT department will format the new external hard drive to ensure compatibility with the company 's systems .

دپارتمان فناوری اطلاعات دیسک سخت خارجی جدید را فرمت خواهد کرد تا با سیستم‌های شرکت سازگار باشد.

to load [فعل]
اجرا کردن

بارگذاری کردن

Ex: Before editing a video , the editor needs to load the raw footage into the video editing software .

قبل از ویرایش یک ویدیو، ویرایشگر نیاز دارد که فیلم خام را در نرم‌افزار ویرایش ویدیو بارگذاری کند.

to retrieve [فعل]
اجرا کردن

بازیابی کردن (اطلاعات)

Ex: The software has a feature to retrieve previous versions of documents in case of accidental changes .

نرم‌افزار دارای قابلیتی برای بازیابی نسخه‌های قبلی اسناد در صورت تغییرات تصادفی است.

to upgrade [فعل]
اجرا کردن

ارتقا دادن

Ex: The engineers are upgrading the power grid for better efficiency .

مهندسان در حال ارتقاء شبکه برق برای کارایی بهتر هستند.

to game [فعل]
اجرا کردن

بازی کامپیوتری کردن

Ex: My friends and I often game late into the night , immersed in virtual worlds and epic battles .

من و دوستانم اغلب تا دیروقت شب بازی می‌کنیم، در دنیاهای مجازی و نبردهای حماسی غرق می‌شویم.

اجرا کردن

حافظه دسترسی تصادفی

Ex:

مرورگرهای وب به حافظه دسترسی تصادفی برای ذخیره داده‌های موقت مانند محتوای وب‌سایت و تب‌های مرورگر متکی هستند.

اجرا کردن

درایو حالت‌ جامد

Ex:

کامپیوتر گیمینگ با یک SSD پرظرفیت مجهز شده بود تا زمان بارگذاری را کاهش دهد و عملکرد بازی را بهبود بخشد.