فهرست واژگان سطح C1 - کتاب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد نوشتن و روایت را یاد خواهید گرفت، مانند "ضمیمه"، "پاورقی"، "الهام" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
title page [اسم]
اجرا کردن

صفحه عنوان

Ex: In academic papers , the title page often included additional information such as the course name , instructor 's name , and institution .

در مقالات دانشگاهی، صفحه عنوان اغلب شامل اطلاعات اضافی مانند نام دوره، نام مربی و موسسه می‌شود.

appendix [اسم]
اجرا کردن

پیوست

Ex: The appendix provided a comprehensive list of references cited throughout the report , organized alphabetically by author .

پیوست فهرستی جامع از منابعی که در سراسر گزارش ذکر شده‌اند را ارائه داد، که بر اساس حروف الفبا بر اساس نویسنده سازماندهی شده بود.

footnote [اسم]
اجرا کردن

پاورقی

Ex: The footnote at the bottom of the page clarified the meaning of a foreign phrase used in the text .

پاورقی در پایین صفحه معنای عبارت خارجی استفاده شده در متن را روشن کرد.

backstory [اسم]
اجرا کردن

پیش‌داستان

Ex: The actress delved deep into her character 's backstory to better portray her complex emotions on screen .

بازیگر به عمق پیش‌زمینه شخصیت خود فرو رفت تا احساسات پیچیده او را بهتر روی صفحه نمایش دهد.

اجرا کردن

شخصیت‌پردازی

Ex: In her latest novel , the writer employed multi-dimensional characterization , portraying complex characters with conflicting desires and beliefs .

در آخرین رمان خود، نویسنده از شخصیت‌پردازی چندبعدی استفاده کرد و شخصیت‌های پیچیده‌ای با خواسته‌ها و باورهای متضاد را به تصویر کشید.

narration [اسم]
اجرا کردن

شیوه روایت

Ex: The film 's voiceover narration added depth to the story , providing context and commentary on the unfolding events .

روایت صدای فیلم به داستان عمق بخشید، زمینه و تفسیری درباره رویدادهای در حال وقوع ارائه داد.

اجرا کردن

روایت اول‌شخص

Ex: The first-person perspective allows readers to see the world through the eyes of the narrator , experiencing their joys , sorrows , and personal growth alongside them .

دیدگاه اول شخص به خوانندگان اجازه می‌دهد تا جهان را از چشمان راوی ببینند، و شادی‌ها، غم‌ها و رشد شخصی او را همراه با او تجربه کنند.

twist [اسم]
اجرا کردن

پیچش داستانی

Ex: The twist in the investigation revealed a hidden motive that nobody had anticipated .

پیچش در تحقیق یک انگیزه پنهان را آشکار کرد که هیچ کس انتظارش را نداشت.

inspiration [اسم]
اجرا کردن

الهام‌گرفتن

Ex: The scientist ’s inspiration led to a new medical breakthrough .

الهام دانشمند منجر به یک پیشرفت پزشکی جدید شد.

اجرا کردن

هم‌نویسی کردن

Ex:

استادان همکاری در تألیف یک کتاب درسی را انجام دادند که از آن زمان به منبعی استاندارد در زمینه خود تبدیل شده است.

to compose [فعل]
اجرا کردن

نگاشتن

Ex: Students were asked to compose a persuasive speech on a topic of their choice for the class assignment .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا برای تکلیف کلاسی یک سخنرانی متقاعدکننده در مورد موضوعی از انتخاب خود بنویسند.

to jot down [فعل]
اجرا کردن

سریع نوشتن

Ex: He asked the students to jot down the key details from the lecture .

او از دانش‌آموزان خواست که جزئیات کلیدی سخنرانی را یادداشت کنند.

اجرا کردن

نمونه‌خوانی کردن

Ex: As part of her job , she regularly proofreads legal documents to ensure accuracy and clarity .

به عنوان بخشی از کارش، او به طور منظم اسناد حقوقی را ویرایش می‌کند تا دقت و وضوح آنها را تضمین کند.

to script [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌نامه نوشتن

Ex: The comedian scripted a series of jokes to deliver a humorous stand-up performance .

کمدین فیلمنامه‌ای از یک سری جوک نوشت تا یک اجرای کمدی استندآپ ارائه دهد.

اجرا کردن

خودزندگی‌نامه

Ex: Many celebrities publish an autobiography to give fans insight into their private lives .

بسیاری از افراد مشهور یک زندگینامه خودنوشت منتشر می‌کنند تا به طرفدارانشان بینشی از زندگی خصوصی خود بدهند.

comic strip [اسم]
اجرا کردن

داستان مصور

Ex: The online comic strip went viral , gaining millions of followers who eagerly awaited each new installment .

کمیک استریپ آنلاین به صورت ویروسی پخش شد و میلیون‌ها دنبال‌کننده به دست آورد که مشتاقانه منتظر هر قسمت جدید بودند.

fable [اسم]
اجرا کردن

حکایت

Ex: Fables have been passed down through generations as a way to impart wisdom and teach moral values through storytelling .

افسانه‌ها از نسلی به نسل دیگر به عنوان راهی برای انتقال حکمت و آموزش ارزش‌های اخلاقی از طریق داستان‌گویی منتقل شده‌اند.

pamphlet [اسم]
اجرا کردن

جزوه

Ex: Before the workshop , attendees received pamphlets outlining the agenda and topics to be covered during the session .

قبل از کارگاه، شرکت‌کنندگان بروشورهایی دریافت کردند که برنامه و موضوعاتی که در طول جلسه پوشش داده می‌شود را خلاصه می‌کرد.

hardcover [اسم]
اجرا کردن

گالینگور

Ex: The bookstore displayed the latest hardcovers prominently on its shelves .

کتابفروشی جدیدترین کتاب‌های جلد سخت را به طور برجسته در قفسه‌های خود نمایش داد.

paperback [اسم]
اجرا کردن

شومیز

Ex: The paperback was dog-eared and well-loved , showing signs of many readings over the years .

کتاب جلد کاغذی گوشه‌های تا خورده و بسیار دوست داشتنی بود، نشانه‌های خواندن مکرر در طول سال‌ها را نشان می‌داد.

prose [اسم]
اجرا کردن

نثر

Ex: While poetry often relies on rhyme and meter , prose allows for more freedom in sentence structure and narrative flow .

در حالی که شعر اغلب به قافیه و وزن متکی است، نثر اجازه آزادی بیشتری در ساختار جمله و جریان روایت می‌دهد.

dramatist [اسم]
اجرا کردن

نمایشنامه‌نویس

Ex: The theater company invited a talented dramatist to write an original script for their upcoming production .

شرکت تئاتر یک نمایشنامه‌نویس بااستعداد را برای نوشتن فیلمنامه‌ای اصلی برای تولید آینده‌شان دعوت کرد.

playwright [اسم]
اجرا کردن

نمایشنامه‌نویس

Ex: Many great playwrights have influenced the development of modern drama .

بسیاری از نمایشنامه‌نویسان بزرگ بر توسعه درام مدرن تأثیر گذاشته‌اند.

engaging [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The book was so engaging that she could n't put it down .

کتاب آنقدر جذاب بود که او نمی‌توانست آن را زمین بگذارد.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

heavy [صفت]
اجرا کردن

ثقیل

Ex: As a student , she struggled to grasp the heavy symbolism and allegory in the classic literature assigned by her professor .

به عنوان یک دانشجو، او برای درک نمادگرایی سنگین و تمثیل در ادبیات کلاسیک که استادش تعیین کرده بود، تلاش کرد.

intriguing [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: The scientist 's groundbreaking research findings were intriguing , challenging conventional wisdom .

یافته‌های تحقیقاتی انقلابی دانشمند جذاب بود، چالش‌برانگیز برای خرد متعارف.

ironic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: Her ironic criticism of inconsistencies showed a deep understanding of the issues at play .

انتقاد کنایه‌آمیز او از ناسازگاری‌ها، درک عمیقی از مسائل درگیر را نشان داد.

tragic [صفت]
اجرا کردن

تراژیک

Ex: The Greek myth of Orpheus and Eurydice is a tragic tale of love and loss , as Orpheus attempts to rescue his beloved from the underworld .

اسطوره یونانی اورفئوس و ائورودیکه داستان تراژیک عشق و از دست دادن است، جایی که اورفئوس سعی می‌کند معشوقه‌اش را از دنیای زیرین نجات دهد.

symbolism [اسم]
اجرا کردن

نمادگرایی

Ex: The study of symbolism in literature reveals how authors employ symbols to convey abstract ideas and evoke emotional responses in readers .

مطالعه نمادگرایی در ادبیات نشان می‌دهد که چگونه نویسندگان از نمادها برای انتقال ایده‌های انتزاعی و برانگیختن پاسخ‌های عاطفی در خوانندگان استفاده می‌کنند.

trilogy [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب) سه‌گانه

Ex: The trilogy explored themes of power , betrayal , and redemption across multiple generations .

سه‌گانه موضوعات قدرت، خیانت و رستگاری را در چندین نسل بررسی کرد.

sequel [اسم]
اجرا کردن

دنباله (فیلم، کتاب و غیره)

Ex: After the success of the first play , the theater announced plans for a sequel to further explore the characters and their relationships .

پس از موفقیت اولین نمایش، تئاتر برنامه‌هایی را برای یک ادامه اعلام کرد تا بیشتر به کاوش در شخصیت‌ها و روابط آنها بپردازد.

quote [اسم]
اجرا کردن

نقل‌قول

Ex:

نقل قول "بودن یا نبودن، مساله این است" شاید یکی از معروف‌ترین جملات در تمام ادبیات باشد.

romance [اسم]
اجرا کردن

(رمان، فیلم و...) عاشقانه

Ex:

او نتوانست در برابر جذابیت یک رمان عاشقانه خوب، با وعده پایان خوش مقاومت کند.

اجرا کردن

زاویه دید سوم شخص

Ex: The use of third-person narrative created a sense of detachment , allowing readers to analyze the characters and events more objectively .

استفاده از روایت سوم شخص احساسی از جدایی ایجاد کرد، به خوانندگان اجازه داد تا شخصیت‌ها و رویدادها را به شیوه‌ای عینی‌تر تحلیل کنند.

true crime [اسم]
اجرا کردن

داستانی درباره جنایت واقعی

Ex: He spent hours researching true crime cases online , immersing himself in the details of each story .

او ساعت‌ها به تحقیق درباره پرونده‌های true crime آنلاین گذراند، در جزئیات هر داستان غرق شد.