فهرست واژگان سطح C1 - ظاهر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره ظاهر، مانند "ظریف"، "زشت"، "باریک"، و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
اجرا کردن

سالن زیبایی

Ex: As the bride-to-be sat in the stylist 's chair , anticipation filled the air of the beauty salon as her bridal look was meticulously crafted .

همانطور که عروس در صندلی آرایشگر نشسته بود، انتظار هوای سالن زیبایی را پر کرد در حالی که ظاهر عروسی او با دقت ساخته می‌شد.

alike [صفت]
اجرا کردن

شبیه

Ex: Despite their different backgrounds , they found they had alike values and aspirations in life .

علیرغم پیشینه‌های متفاوتشان، متوجه شدند که در زندگی ارزش‌ها و آرزوهای مشابهی دارند.

awkward [صفت]
اجرا کردن

بی‌دست‌وپا

Ex: His attempt to juggle oranges ended in an awkward mess as they bounced off the walls and rolled under the table .

تلاش او برای جاگلینگ پرتقال‌ها به یک آشفتگی ناجور ختم شد در حالی که آن‌ها از دیوارها می‌پریدند و زیر میز می‌غلطیدند.

delicate [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: He had delicate hands , nimble and skilled in the art of surgery , capable of performing intricate procedures with precision .

او دست‌های ظریف داشت، چابک و ماهر در هنر جراحی، قادر به انجام روش‌های پیچیده با دقت.

graceful [صفت]
اجرا کردن

جذاب و دلنشین

Ex: The dancer moved with graceful precision , her every gesture filled with grace and beauty .

رقاصه با دقتی زیبا حرکت می‌کرد، هر حرکتش پر از زیبایی و ظرافت بود.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

mature [صفت]
اجرا کردن

بالغ

Ex: His mature stature commanded attention in the room , his broad shoulders and confident posture making him stand out from the crowd .

قد بالغ او توجه را در اتاق به خود جلب کرد، شانه های پهن و وضعیت مطمئنش او را از جمع متمایز می‌کرد.

hideous [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The villain in the movie had a hideous scar running down his face , adding to his menacing appearance .

شرور فیلم یک زخم زشت داشت که روی صورتش پایین می‌آمد و به ظاهر ترسناکش اضافه می‌کرد.

scruffy [صفت]
اجرا کردن

با ریش بلند

Ex: The young man 's scruffy chin contrasted sharply with his neatly styled hair .

چانه ژولیده مرد جوان به شدت با موهای مرتب او تضاد داشت.

shabby [صفت]
اجرا کردن

ژنده‌پوش

Ex: The traveler looked shabby after days of hiking through the mountains , with dirt smeared on his face and clothes .

مسافر پس از روزها پیاده‌روی در کوهستان ژولیده به نظر می‌رسید، با خاکی که روی صورت و لباسش مالیده شده بود.

suntanned [صفت]
اجرا کردن

برنزه

Ex:

بدن برنزه‌شده نجات‌غریق در میان گردشگران رنگ‌پریده در ساحل به چشم می‌خورد، گواهی بر ساعت‌هایی که در آفتاب گذرانده بود.

upright [صفت]
اجرا کردن

راست

Ex: She maintained an upright posture during the meditation session .

او در طول جلسه مدیتیشن وضعیت صاف خود را حفظ کرد.

slender [صفت]
اجرا کردن

باریک و ظریف

Ex: The young deer had slender legs that carried it gracefully through the forest .

گوزن جوان پاهای لاغری داشت که او را با ظرافت از میان جنگل می‌برد.

buff [صفت]
اجرا کردن

عضله‌ای

Ex:

او از بازوهای قوی او تحسین کرد در حالی که جعبه‌های سنگین را به راحتی بلند می‌کرد و قدرت خود را نشان می‌داد.

muscular [صفت]
اجرا کردن

هیکلی

Ex: The bodybuilder had a muscular physique sculpted from hours spent lifting weights at the gym .

بدنساز بدنی عضلانی داشت که با ساعت‌ها بلند کردن وزنه در باشگاه شکل گرفته بود.

big-boned [صفت]
اجرا کردن

با جثه‌ای بزرگ

Ex: He joked about his big-boned stature , often referring to himself as " solid " rather than overweight .

او در مورد هیکل درشت استخوانی خود شوخی می‌کرد و اغلب به جای چاق، خود را "مستحکم" می‌نامید.

stout [صفت]
اجرا کردن

تنومند

Ex: She waddled down the street , her stout figure swaying from side to side with each step .

او در خیابان راه می‌رفت، اندام تنومند او با هر قدم از این سو به آن سو تاب می‌خورد.

grotesque [صفت]
اجرا کردن

زشت و مضحک

Ex: The abandoned doll had a grotesque appearance , with missing limbs and cracked porcelain .

عروسک رها شده ظاهری عجیب و غریب داشت، با اندام‌های از دست رفته و چینی‌های ترک خورده.

homely [صفت]
اجرا کردن

نازیبا

Ex: He was a homely child , but he grew up to be quite handsome .

او یک کودک زشت بود، اما بزرگ شد که بسیار خوش‌قیافه شد.

presentable [صفت]
اجرا کردن

آراسته

Ex: The children made an effort to look presentable for their grandparents ' visit , combing their hair and tucking in their shirts .

کودکان تلاش کردند برای ملاقات پدربزرگ و مادربزرگشان آراسته به نظر برسند، موهایشان را شانه زدند و پیراهن‌هایشان را داخل شلوار کردند.

appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

alluring [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: Despite her understated makeup , there was an alluring radiance to her complexion that caught everyone 's eye .

علیرغم آرایش ساده‌اش، درخششی فریبنده در چهره‌اش بود که توجه همه را جلب می‌کرد.

magnificent [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: Despite his advanced age , the elderly gentleman had a magnificent air about him , with sharp features and a dignified demeanor .

علیرغم سن بالا، آن مرد سالخورده حال و هوایی عالی داشت، با ویژگی‌های تیز و رفتاری با وقار.

charming [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The waiter 's charming smile and friendly manner made dining at the restaurant a delightful experience .

لبخند دلنشین پیشخدمت و رفتار دوستانه‌اش، غذا خوردن در رستوران را به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل کرد.

striking [صفت]
اجرا کردن

بسیار جذاب

Ex: His striking green eyes seemed to sparkle with intelligence and curiosity .

چشم‌های سبز خیره‌کننده او به نظر می‌رسید که با هوش و کنجکاوی می‌درخشید.

superb [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: Despite her age , she maintained a superb appearance , with flawless skin and radiant beauty .

علیرغم سنش، او ظاهری عالی داشت، با پوستی بی‌عیب و زیبایی درخشان.

terrific [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: Despite the challenging role , he delivered a terrific portrayal of the character , earning praise from critics and audiences alike .

علیرغم نقش چالش‌برانگیز، او تصویری عالی از شخصیت ارائه داد و تحسین منتقدان و تماشاگران را به دست آورد.

youthful [صفت]
اجرا کردن

جوان و پرانرژی

Ex: Despite his busy schedule , he managed to maintain a youthful appearance through regular exercise and a healthy diet .

علیرغم برنامه شلوغش، او توانست با ورزش منظم و رژیم غذایی سالم ظاهری جوان حفظ کند.

wrinkly [صفت]
اجرا کردن

پرچین‌وچروک

Ex: Despite her wrinkly skin , there was a youthful spirit about her that belied her age .

علیرغم پوست چروکیده او، روحیه جوانی در او بود که سنش را تکذیب می‌کرد.

petite [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The model 's petite build made her a natural fit for runway shows featuring high-fashion designs .

ساختار کوچک مدل، او را به گزینه‌ای طبیعی برای نمایش‌های مد با طراحی‌های لوکس تبدیل کرد.

shapely [صفت]
اجرا کردن

خوش‌اندام

Ex:

هیکل خوش‌تراش مدل او را به حضوری پرطرفدار در runway تبدیل کرد، با طراحانی که مشتاق بودند طرح‌های خود را روی قالب او به نمایش بگذارند.

plump [صفت]
اجرا کردن

چاق

Ex: Despite her advancing years , she remained plump and cheerful , with a zest for life that was infectious .

علیرغم سال‌های پیشرفته‌اش، او تپل و شاد باقی ماند، با اشتیاقی به زندگی که مسری بود.

curvy [صفت]
اجرا کردن

انحنادار (اندام)

Ex: Her curvy hips swayed seductively as she walked , exuding confidence and allure .

باسن خمیده او هنگام راه رفتن به طور فریبنده‌ای تاب می‌خورد، اعتماد به نفس و جذابیت را منتشر می‌کرد.

gross [صفت]
اجرا کردن

چاق و زشت

Ex: His gross obesity made it difficult for him to participate in physical activities or enjoy a normal quality of life .

چاقی زننده او باعث می‌شد که مشارکت در فعالیت‌های بدنی یا لذت بردن از کیفیت طبیعی زندگی برایش دشوار باشد.

godlike [صفت]
اجرا کردن

خارق‌‌العاده

Ex:

ویژگی‌های خدایی او به نظر می‌رسید که هاله‌ای ماوراءالطبیعه ساطع می‌کند، همه کسانی که او را می‌دیدند مجذوب می‌شدند.