فهرست واژگان سطح C1 - ارتباطات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارتباطات دیجیتال، مانند "payphone"، "extension"، "phablet" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
to browse [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن (در اینترنت)

Ex: He browsed various news websites to stay updated on current events .

او در وب‌سایت‌های خبری مختلف مرور کرد تا از رویدادهای جاری مطلع بماند.

اجرا کردن

قطع کردن (تلفن)

Ex: He decided to disconnect the call after realizing he dialed the wrong number .

او تصمیم گرفت تماس را قطع کند پس از اینکه متوجه شد شماره اشتباه گرفته است.

to navigate [فعل]
اجرا کردن

وب‌گردی کردن

Ex: During the online workshop , participants were guided on how to navigate the webinar platform .

در طول کارگاه آنلاین، به شرکت‌کنندگان آموزش داده شد که چگونه در پلتفرم وبینار پیمایش کنند.

اجرا کردن

پریدن وسط عکس کسی (موقع عکاسی)

Ex:

بچه کوچک به طور تصادفی با دویدن در پس‌زمینه، عکس خانوادگی را photobomb کرد.

to spam [فعل]
اجرا کردن

هرزنامه فرستادن

Ex: The company 's email server was overwhelmed after a spammer attempted to spam their inbox with thousands of unsolicited messages .

سرور ایمیل شرکت پس از اینکه یک اسپمر سعی کرد صندوق ورودی آنها را با هزاران پیام ناخواسته اسپم کند، تحت فشار قرار گرفت.

to unblock [فعل]
اجرا کردن

رفع انسداد کردن

Ex: He asked the network administrator to unblock his smartphone so he could access certain apps that were previously restricted .

او از مدیر شبکه خواست تا گوشی هوشمندش را آزاد کند تا بتواند به برخی از برنامه‌هایی که قبلاً محدود شده بودند دسترسی پیدا کند.

cellular [صفت]
اجرا کردن

مربوط به موبایل

Ex: He forgot to charge his cellular device , leaving him without means of communication during the power outage .

او شارژ کردن دستگاه سلولار خود را فراموش کرد، که او را در طول قطعی برق بدون وسیله ارتباطی رها کرد.

dead [صفت]
اجرا کردن

بدون‌شارژ (تلفن همراه و...)

Ex: All the streetlights were dead after the outage .

تمام چراغ‌های خیابان پس از قطعی برق خاموش بودند.

broadband [اسم]
اجرا کردن

باند پهن (اینترنت)

Ex: Students in the classroom can access online resources simultaneously thanks to the school 's broadband connection .

دانش‌آموزان در کلاس می‌توانند به منابع آنلاین به طور همزمان دسترسی داشته باشند، به لطف اتصال پهن‌باند مدرسه.

call-in [اسم]
اجرا کردن

تماس با مسابقه تلویزیونی یا رادیویی

Ex: The call-in segment of the talk show allows audience members to pose questions to the guest experts .

بخش تماس برنامه گفتگو به اعضای مخاطبان اجازه می‌دهد تا سوالات خود را از کارشناسان مهمان بپرسند.

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی

Ex: She disabled third-party cookies in her browser settings to enhance her online privacy .

او کوکی‌های شخص ثالث را در تنظیمات مرورگر خود غیرفعال کرد تا حریم خصوصی آنلاین خود را افزایش دهد.

domain [اسم]
اجرا کردن

دامنه

Ex: Users can search for available domains using domain registration services to find the perfect match for their website .

کاربران می‌توانند با استفاده از خدمات ثبت دامنه، دامنه‌های موجود را جستجو کنند تا بهترین گزینه را برای وب‌سایت خود پیدا کنند.

emoji [اسم]
اجرا کردن

ایموجی

Ex: She sent a series of laughing emoji in response to the funny meme shared by her friend .

او در پاسخ به میم خنده‌داری که دوستش به اشتراک گذاشته بود، یک سری ایموجی خندان فرستاد.

emoticon [اسم]
اجرا کردن

شکلک (نقطه‌گذاری)

Ex: The chat conversation was filled with various emoticons representing laughter , surprise , and confusion .

گفتگوی چت پر از شکلک‌های مختلفی بود که نشان‌دهنده خنده، تعجب و سردرگمی بودند.

laugh out loud [حرف ندا]
اجرا کردن

خنده با صدای بلند (در مکالمه آنلاین)

Ex:

فروم آنلاین پر از خنده بلند بود در حالی که کاربران داستان‌های خنده‌دار و جوک‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند.

oh my God [حرف ندا]
اجرا کردن

اوه خدای من (در مکالمه آنلاین)

Ex:

وای خدای من, باور نمی‌کنم چقدر وزن کم کردم!

payphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن عمومی

Ex: The payphone booth on the corner was a relic of the past , rarely used in the age of smartphones .

غرفه تلفن عمومی در گوشه خیابان، یادگاری از گذشته بود که در عصر گوشی‌های هوشمند به ندرت استفاده می‌شد.

telegraph [اسم]
اجرا کردن

تلگراف

Ex: He visited the museum to learn about the history of the telegraph and its impact on communication .

او از موزه بازدید کرد تا درباره تاریخ تلگراف و تأثیر آن بر ارتباطات بیاموزد.

directory [اسم]
اجرا کردن

دایرکتوری (رایانه)

Ex: She used the search function to quickly locate a specific file within the directory .

او از تابع جستجو برای یافتن سریع یک فایل خاص درون پوشه استفاده کرد.

keypad [اسم]
اجرا کردن

صفحه‌شماره

Ex: He pressed the buttons on the keypad to unlock the door to the office .

او دکمه‌های روی صفحه کلید را فشار داد تا در دفتر را باز کند.

extension [اسم]
اجرا کردن

تلفن فرعی

Ex: The technician tested the phone lines to ensure each extension was properly connected .

تکنسین خطوط تلفن را آزمایش کرد تا مطمئن شود که هر اکستنشن به درستی متصل شده است.

fax [اسم]
اجرا کردن

دورنگار

Ex: The office has a dedicated fax line for sending and receiving important documents .

دفتر یک خط فکس اختصاصی برای ارسال و دریافت اسناد مهم دارد.

intercom [اسم]
اجرا کردن

آوابر

Ex:

سیستم اینترکام در مدرسه امکان پخش اعلان‌ها به تمام کلاس‌ها را به طور همزمان فراهم کرد.

اجرا کردن

تله‌کنفرانس

Ex: Participants logged into the teleconference using a secure link provided by the organizer .

شرکت‌کنندگان با استفاده از لینک امن ارائه شده توسط برگزارکننده، وارد کنفرانس از راه دور شدند.

meme [اسم]
اجرا کردن

میم اینترنتی

Ex: The meme featured a popular catchphrase from a television show , accompanied by a relevant image .

میم شامل یک عبارت محبوب از یک برنامه تلویزیونی بود که با یک تصویر مرتبط همراه بود.

phablet [اسم]
اجرا کردن

فبلت

Ex: The phablet 's dual functionality makes it a versatile device for both work and entertainment .

عملکرد دوگانه فبلت آن را به دستگاهی همه‌کاره برای کار و سرگرمی تبدیل می‌کند.

selfie [اسم]
اجرا کردن

سلفی (عکاسی)

Ex: Taking a selfie with the scenic backdrop of the mountains was a highlight of their hiking trip .

گرفتن یک سلفی با منظره زیبای کوه‌ها یکی از نقاط برجسته سفر کوهنوردی آنها بود.

vlog [اسم]
اجرا کردن

ولاگ

Ex: The vlog provides insights into his daily life , hobbies , and adventures around the city .

وبلاگ ویدیویی بینشی از زندگی روزمره، سرگرمی‌ها و ماجراجویی‌های او در اطراف شهر ارائه می‌دهد.

clickbait [اسم]
اجرا کردن

تله‌ کلیک

Ex: Social media platforms are known for hosting clickbait content that aims to go viral quickly .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به میزبانی محتوای کلیک‌خوری معروف هستند که هدفشان سریعاً ویروسی شدن است.

weblog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The weblog features guest posts from industry experts , providing diverse perspectives on relevant topics .

وبلاگ شامل پست‌های مهمان از متخصصان صنعت است که دیدگاه‌های متنوعی در مورد موضوعات مرتبط ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

قلدری رایانه‌ای

Ex:

مهم است که کاربران اینترنت از زورگیری سایبری آگاه باشند و موارد آزار و اذیت را به مقامات یا پلتفرم‌های مناسب گزارش دهند.