عمل کردن (به نصیحت و...)
برای حفظ آگاهی زیستمحیطی، او تصمیم گرفت بر اساس شیوههای زندگی پایدار عمل کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره توصیه و پیشنهاد، مانند "پیشنهاد"، "موعظه کردن"، "مشاور"، و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عمل کردن (به نصیحت و...)
برای حفظ آگاهی زیستمحیطی، او تصمیم گرفت بر اساس شیوههای زندگی پایدار عمل کند.
اعمال کردن
معلم به دانشآموز برای عملکرد برجستهاش در پروژه تقسیم کرد تحسینها را.
نامزد کردن
اعضای سازمان این فرصت را خواهند داشت که افراد را برای موقعیتهای رهبری نامزد کنند.
ارائه دادن
او استعفای خود را به هیئت مدیره پیشنهاد داد و به دلایل شخصی برای تصمیم خود به کنارهگیری اشاره کرد.
درس اخلاق دادن
معلم به دانشآموزان هشدار داد که در مورد باورهای سیاسی خود در خلال بحثهای کلاسی موعظه نکنند و بر اهمیت گفتگوی محترمانه تأکید کرد.
ترغیب کردن
پاسخ مشتاقانه مخاطبان، سخنران را ترغیب کرد تا بینشها و داستانهای بیشتری در طول ارائه به اشتراک بگذارد.
پیشنهاد کردن
شورای شهر یک مصوبه جدید برای مقابله با ترافیک پیشنهاد داد و از ساکنان در مورد راهحلهای احتمالی نظرخواهی کرد.
مطرح کردن
او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.
به کسی منتقل کردن (بهمنظور قبول یا رد کردن چیزی)
قبل از اتخاذ هر تصمیمی، باید تمام گزینهها را به ذینفعان ارائه دهیم.
مشاور
با پیشینه مالی خود، سارا به یک مشاور پرطرفدار تبدیل شد که به مشتریان در استراتژیهای سرمایهگذاری و برنامهریزی مالی متناسب با اهدافشان کمک میکند.
مشاور
مشاور اندوه فضایی امن برای افراد فراهم کرد تا احساسات خود را بیان کنند و از دست دادن خود را پردازش کنند.
مربی
منتور مشاوره و پشتیبانی بینظیری به کارمندان جدید ارائه داد و به آنها کمک کرد تا با نقشهای خود در شرکت سازگار شوند.
کاندید
کمیته به دقت صلاحیتهای هر نامزد را قبل از انتخاب برنده جایزه معتبر بررسی کرد.
هشدار
برچسب روی بطری دارو شامل یک هشدار درباره عوارض جانبی احتمالی و دستورالعملهایی برای استفاده ایمن بود.
مشاوره
فرایند مشاوره شامل گوش دادن فعال، همدلی و حل مسئله مشارکتی برای رسیدگی به نگرانیهای مشتریان میشود.
راهنمایی
رهبر معنوی راهنمایی را به اعضای جامعه ارائه داد، در زمانهای بحران خرد و حمایت فراهم کرد.
اشاره ضمنی
کارآگاه هر سرنخ و سرنخ را دنبال کرد تا رمز و راز پیرامون اثر هنری دزدیده شده را حل کند.
نکته
راهنمای سفر شامل نکات داخلی برای کاوش در شهر مانند یک فرد محلی بود.
چیز قطعی
مشورتدهنده
مشاور مدرسه یک جلسه مشاورهای ترتیب داد تا به دانشآموزان در مقابله با استرس و فشار تحصیلی کمک کند.
دلگرمکننده
داوطلبان محیطی تشویقکننده برای یادگیری کودکان ایجاد کردند.
ضمنی
تمهای ضمنی عشق و از دست دادن فیلم با مخاطبان طنین انداز شد، حتی بدون اینکه صراحتاً بیان شود.
آموزشی
مقاله آموزشی در مجله فرآیند شروع یک کسبوکار کوچک را به تفصیل شرح داد، از نوشتن طرح کسبوکار تا تأمین بودجه.
گمراهکننده
بستهبندی محصول شامل ادعاهای گمراهکننده درباره دوستدار محیط زیست بودن آن بود.
رکوراست
این یک اعتراف راستین بود، بدون هیچ پردهپوشی.
پذیرا
به عنوان یک مربی، او همیشه به نگرانیها و سوالات شاگردانش گوشدهنده است.
حمایتکننده
معلم راهنمایی حمایتی را به دانشآموزان در حال تقلا ارائه داد، به آنها کمک کرد تا اعتماد به نفس در تواناییهای تحصیلی خود بسازند.
طبق پیشنهاد
اگر من جای تو بودم
خب حالا