عمل کردن (به نصیحت و...)
از دانشآموزان خواسته شد تا بر اساس بازخوردهای ارائه شده توسط معلمان خود عمل کنند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره توصیه و پیشنهاد، مانند "پیشنهاد"، "موعظه کردن"، "مشاور"، و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عمل کردن (به نصیحت و...)
از دانشآموزان خواسته شد تا بر اساس بازخوردهای ارائه شده توسط معلمان خود عمل کنند.
اعمال کردن
مشاور به نوجوانان مشکلدار توصیههای ارزشمندی تقسیم کرد و آنها را به سمت انتخابهای بهتر زندگی هدایت نمود.
نامزد کردن
اعضای سازمان این فرصت را خواهند داشت که افراد را برای موقعیتهای رهبری نامزد کنند.
ارائه دادن
او استعفای خود را به هیئت مدیره پیشنهاد داد و به دلایل شخصی برای تصمیم خود به کنارهگیری اشاره کرد.
درس اخلاق دادن
سخنران انگیزشی درباره قدرت مثبتاندیشی موعظه کرد و از حضار خواست تا در زندگی روزمره خود خوشبینی را بپذیرند.
ترغیب کردن
در طول مصاحبه، روزنامهنگار مصاحبهشونده را ترغیب کرد تا خاطرات شخصی خود را به اشتراک بگذارد.
پیشنهاد کردن
کمیته یک بودجه برای سال مالی آینده پیشنهاد داد، با در نظر گرفتن هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده.
مطرح کردن
او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.
به کسی منتقل کردن (بهمنظور قبول یا رد کردن چیزی)
ما قصد داریم استراتژی جدید را برای بازخورد به تیم ارائه دهیم.
مشاور
به عنوان یک مشاور در زمینه بازاریابی، او به کسبوکارها مشاوره حرفهای در مورد چگونگی افزایش دید برند و دستیابی مؤثر به مخاطبان هدف ارائه داد.
مشاور
مشاور مدرسه از دانشآموزانی که با مشکلات تحصیلی یا شخصی دست و پنجه نرم میکردند، حمایت و راهنمایی کرد.
مربی
منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.
کاندید
نامزد بهترین بازیگر مرد عملکرد جذابی در فیلم ارائه داد.
هشدار
پیشبینی هوا شامل یک هشدار درباره بادهای شدید و قطعی احتمالی برق در منطقه بود.
معنای ضمنی
کلمه "ارزان" دارای معانی ضمنی منفی است.
مشاوره
جلسات مشاوره ازدواج به زوج کمک کرد تا ارتباطات را بهبود بخشند و تعارضات در رابطهشان را حل کنند.
راهنمایی
مشاور مالی راهنماییهای صحیحی در مورد گزینههای سرمایهگذاری ارائه داد و به مشتریان کمک کرد تا در مورد پول خود تصمیمات آگاهانه بگیرند.
اشاره ضمنی
پازل کلمات متقاطع شامل نشانههای مفیدی بود تا به حلکنندگان در تکمیل شبکه چالشبرانگیز کمک کند.
نشانه
لحن صدای او نشانهای از تحریک بود.
نکته
آشپز یک نکته آشپزی برای دستیابی به مرغ سرخ شده کاملاً ترد به اشتراک گذاشت.
چیز قطعی
مشورتدهنده
دفتر هواشناسی یک هشدار صادر کرد که ساکنان را از نزدیک شدن یک طوفان آگاه میسازد.
دلگرمکننده
لبخندش در طول گفتگوی دشوار گرم و تشویقکننده بود.
هدایت
مدیر نقش راهنمای در مذاکرات ایفا کرد.
ضمنی
پیام ضمنی در لبخند او یک پیام قدردانی بود.
آموزشی
ویدیوی آموزشی در یوتیوب راهنمای گام به گام برای نصب یک سینک آشپزخانه جدید ارائه داد.
گمراهکننده
او از وبسایتهایی که از عناوین گمراهکننده برای جذب کلیک استفاده میکردند، محتاط بود.
رکوراست
من یک توضیح مستقیم میخواهم، نه بهانه.
پذیرا
معلم یک فضای پذیرا را در کلاس تشویق کرد، جایی که دانشآموزان در بیان افکارشان احساس راحتی میکردند.
حمایتکننده
جامعه حمایتکننده برای جمعآوری کمکهای مالی برای خیریه محلی گرد هم آمدند، که نشاندهنده همبستگی و دلسوزی بود.
اگر من جای تو بودم
خب حالا