فرو بردن
هنرمند قلم مو را فرو برد، آن را با رنگ آبی پرجنب و جوش پوشاند.
در اینجا شما برخی از افعال اساسی انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "دستکاری کردن"، "تصرف کردن"، "قلاب زدن" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
فرو بردن
هنرمند قلم مو را فرو برد، آن را با رنگ آبی پرجنب و جوش پوشاند.
با قلاب بستن
او قبل از پیادهروی، قلاده سگ را به قلاب زد.
خرد کردن
ماشینآلات سنگین برای خرد کردن سنگها به قطعات کوچکتر استفاده شد.
چاقو زدن
او از یک کابوس که در آن کسی سعی داشت او را چاقو بزند، با فریاد بیدار شد و لرزان و مضطرب شد.
چاک دادن
او با خم شدن پشت یک پیشخوان نزدیک، به سختی از بریده شدن توسط تیغه حمله کننده اجتناب کرد.
شکنجه کردن
فعالان حقوق بشر بیوقفه کار میکنند تا آگاهی درباره رژیمهایی که به شکنجه شهروندان خود ادامه میدهند را افزایش دهند.
شلاق زدن
در روزگاران قدیم، مربیان اسبها را تازیانه میزدند تا آنها را وادار به حرکت سریع کنند.
چکه کردن
شیر قدیمی آشپزخانه شروع به نشت کرد و آب به طور مداوم چکه میکرد.
ماهرانه بهکار گرفتن
او توانست ماشینآلات پیچیده را با دقت دستکاری کند، مطمئن شود که همه چیز به آرامی پیش میرود.
به زور گرفتن
عقاب برای گرفتن یک ماهی از آب با چنگالهایش به پایین شیرجه زد.
درپوش گذاشتن
او سوراخ قایق را مسدود کرد تا از غرق شدن آن جلوگیری کند.
صدای ترکیدن دادن
همه ما خندیدیم وقتی صدای ترکیدن ناگهانی بستهبندی حبابی را شنیدیم.
پاره کردن
با یک کشش، او توانست از روی عصبانیت نامه را پاره کند.
سکونت داشتن
استادان اغلب در محلههای مسکونی دانشگاه سکونت دارند.
تاب خوردن
تاب روی ایوان با فشار ملایم باد بعد از ظهر تکان میخورد.
چرخیدن
چرخهای دوچرخه پس از تعمیرات اخیر به نرمی میچرخند.
پمپاژ کردن
کارمند پمپ بنزین به پمپاژ سوخت به داخل باک ماشین کمک کرد.
وارسی کردن
دانشمند برای کشف بینشهای جدید، عمیقتر به نظریه پرداخت.
پیچ کردن
بعد از سر هم کردن مبلمان، آنها پایهها را به میز پیچ کردند تا آن را ثابت کنند.
خرد شدن
پنجره وقتی که با یک شیء سنگین برخورد کرد خرد شد.
دور ریختن
آنها باورهای منسوخ خود را کنار گذاشتند و ذهنیتی پیشرفتهتر را پذیرفتند.
آب رفتن (لباس)
برچسب روی لباس هشدار میدهد که ممکن است در صورت شستشوی نادرست جمع شود.
تنگ کردن
او قبل از شروع به پیادهروی، بندهای کولهپشتی خود را محکم کرد.
شانه بالا انداختن
در مواجهه با تصمیم دشوار، او شانه بالا انداخت و اعتراف کرد که نمیداند کدام گزینه را انتخاب کند.
آه کشیدن
پس از یک روز طولانی کار، او روی مبل افتاد و عمیق آه کشید.
شکستن
معترضان خرد کردند موانعی را که پلیس در طول تظاهرات برپا کرده بود.
شکستن
یخ روی دریاچه شروع به ذوب شدن کرد، که باعث ترکیدن و ترک خوردن آن زیر وزن خود شد.
اوج گرفتن
وقتی بالن هوای گرم رها شد، شروع به اوج گرفتن با ظرافت در بالای روستا کرد.
ادامه داشتن
کنسرت به طول میانجامد دو ساعت، با اجراهای موسیقی مختلف.
جرقه زدن
وقتی که او کبریت را به سطح زبر کشید، جرقه زد و شمع روی میز را روشن کرد.
چرخیدن
در اتاق ساکت، پرههای پنکه به آرامی میچرخیدند.
تلوتلو خوردن
بندهای کفش بسته نشدهاش باعث شد او بارها در طول مسابقه لغزش کند.
هدایت کردن
راننده جوان یاد گرفت که ماشین را به آرامی هدایت کند.
مکیدن
او آخرین بقایای اسموتی را با استفاده از نی از لیوان مکید.
تاب خوردن
ساعت پاندولی با یک تیک تاک ریتمیک به جلو و عقب نوسان میکرد.
کشیده شدن
بنر در حالی که هواپیما دور استادیوم میچرخید، کشیده میشد.
خم کردن
او چنگک لباس سیمی را به شکل قلاب پیچاند تا کلیدهایش را کنار در آویزان کند.
رونمایی کردن
مدیر موزه آماده شد تا نقاشی گمشدهای را که اخیراً مرمت شده بود رو نمایی کند.
فریاد زدن
در طول وضعیت اضطراری، او مجبور شد فریاد بزند تا توجه افراد نزدیک را جلب کند.