فهرست واژگان سطح C1 - شخصیتها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگیهای انسانی، مانند "پوچ"، "وحشیانه"، "دست و پا چلفتی" و غیره، آماده شده برای زبانآموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having expertise, intelligence, or skills

توانا, قادر
به عنوان یک مهندس قادر، او با موفقیت سیستم جدید را طراحی و پیادهسازی کرد.
so unreasonable or illogical that it provokes disbelief or laughter

بیمعنی, مضحک
این تصور که گربهها میتوانند پرواز کنند کاملاً پوچ است.
able to notice things or think quickly

هشیار, محتاط
او در طول جلسه هوشیار باقی ماند، آماده برای ارائه بینشهای ارزشمند در هر لحظه.
possessing great skill in a certain field

ماهر, استاد
به عنوان یک نویسنده ماهر، او رمانهای پرفروش بسیاری منتشر کرده است.
(of a person) able to express oneself clearly and effectively

خوشبیان, خوشصحبت
نویسنده فصیح احساسات و تجربیات را از طریق توصیفات زنده و داستانسرایی منتقل میکند.
very smart

باهوش
رویکرد هوشمندانه او در حل مسئله برایش شهرت نابغهای در میان همسالانش به ارمغان آورد.
extremely violent and cruel

بیرحم, ظالم
سربازان با نبردی وحشیانه بدون هیچ امیدی به تسلیم روبرو شدند.
possessing the needed skills or knowledge to do something well

شایسته, توانمند
شرکت فقط کارمندان صلاحیتدار را استخدام میکند که در زمینههای مربوطه خود مهارت نشان میدهند.
(of a person) ready to argue and often arguing

جدلی, استدلالی
رابطه بحثانگیز زوج، دورهمیهای خانوادگی را پرتنش و ناراحت کننده میکرد.
easily annoyed and quick to anger

تندخو, کجخلق
مشتری بدخلق پس از جر و بحث با صندوقدار از مغازه خارج شد.
showing impolite behavior in a manner that is amusing or endearing

گستاخ, بیادب، پررو
لبخند شیطنتآمیز او و اظهارنظرهای بامزهاش همیشه حال و هوا را عوض میکرد.
doing things or moving in a way that lacks control and care, usually causing accidents

دستوپاچلفتی, سربههوا
پیشخدمت دست و پا چلفتی سوپ را روی پای مشتری ریخت.
taking excessive pride in oneself

متکبر, ازخودراضی
مدل مغرور نمیتوانست از تحسین خود در آینه دست بردارد.
a person who is not brave to do things that other people find unchallenging

آدم بزدل, آدم ترسو
ترسو نباش؛ برای آنچه به آن اعتقاد داری بایست.
slightly strange in behavior, appearance, or ideas

غیر عادی, عجیب و غریب
این هنرمند به دلیل رویکرد عجیب و غریب خود در نقاشی شناخته شده بود.
cruel and unkind toward others

خشن
مجازات سخت با جرم انجام شده تناسبی نداشت.
well-known for a bad quality or deed

بدنام, رسوا
حکومت دیکتاتور به خاطر خشونت و ستمگریاش بدنام بود.
not open to accept beliefs, opinions, or lifestyles that are unlike one's own

انعطافناپذیر, متعصب
او دوست داشتن با کسی که اینقدر نسبت به دیدگاههای متنوع نابردبار بود را دشوار یافت.
not caring about other people's feelings

بیتفاوت, بیعاطفه
او به محض اینکه حرف بیاحساس خود را زد، پشیمان شد.
tending to criticize or form negative opinions about others without considering their perspective or circumstances

قضاوتگر
تن قضاوتآمیز معلم دانشآموز را از صحبت کردن دلسرد کرد.
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
رویکرد کوتهفکرانه شرکت به نوآوری، خلاقیت را در میان کارکنانش خفه کرد.
confident in expressing one's opinions, ideas, or needs in a clear, direct, and respectful manner

بهخودمطمئن
ارتباط قاطع در مذاکرات کلیدی است تا نیازهای شما بدون پرخاشگری برآورده شود.
focusing with interest or concentration

بادقت, حواسجمع
او با دقت به دستورات سخنران گوش داد.
(of a person) careful to avoid danger or mistakes

محتاط, مراقب
کوهنوردان محتاط بودند در حالی که از میان جنگل انبوه عبور میکردند، مراقب حیوانات وحشی بودند.
expressing love and care

مهربان, پرمهرومحبت
خانواده آنها به خاطر حرکات مهربانانهشان معروف بودند، همیشه همدیگر را در آغوش میگرفتند و میبوسیدند.
willing to give money, time, or resources to help others, especially those less fortunate

دلسوز, مهربان
حتی در زمانهای سخت، او نسبت به کسانی که کمتر داشتند نیکوکار باقی ماند.
showing kindness and understanding toward others, especially during times of difficulty or suffering

دلسوز, مهربان
طبیعت دلسوز او باعث شد که در پناهگاه حیوانات محلی داوطلب شود، جایی که به حیوانات خانگی رها شده آرامش میداد.
thoughtful of others and their feelings

باملاحظه, بافکر
حرکت مهربانانه نگه داشتن در برای بانوی مسن، ملاحظهگری و احترام او را نشان داد.
expressing no fear when faced with danger or difficulty

شجاع, باشهامت
تصمیم شجاعانه ماریا برای صحبت در برابر بیعدالتی دیگران را برای پیوستن به جنبش تغییر الهام بخشید.
displaying calmness and seriousness in a manner that deserves respect

باوقار, موقر
علیرغم بیماریش، او هر روز را با عزمی محترمانه روبرو میکرد و اجازه نمیداد سختیها او را تعریف کنند.
staying loyal and dedicated to a certain person, idea, group, etc.

وفادار
کارمند وفادار به طور مداوم سر وقت سر کار حاضر میشد و وظایف را با فداکاری و سختکوشی انجام میداد.
direct and honest in expressing oneself, even if some people might find it unpleasant

روراست, رک، صادق
بحث صریح رئیس درباره مشکلات مالی شرکت، کارمندان را ناراحت اما مطلع کرد.
displaying great bravery as that of a hero or heroine

شجاعانه, قهرمانانه
علیرغم کمتعداد بودن، سربازان در دفاع از موضع خود شجاعتی قهرمانانه از خود نشان دادند.
treating guests or visitors with friendliness, warmth, and generosity

مهماننواز, خونگرم
روستاییان به خاطر طبیعت مهماننواز خود شناخته شده بودند، همیشه آماده بودند تا غذا و سرپناه خود را با غریبههای نیازمند تقسیم کنند.
showing a happy and playful attitude

خوشحال, شنگول، شاد
علیرغم هوای بارانی، گروه شاد دوستان تصمیم گرفتند به پیادهروی بروند و از روزشان نهایت استفاده را ببرند.
attempting to deceive other people

فریبکار, دغلباز
مدیرعامل شرکت به دلیل تاکتیکهای فریبکارانه خود در مذاکرات شناخته شده بود، اغلب وعدههایی میداد که قصد انجام آنها را نداشت.
acting in a way that is fair, righteous, and morally correct

عادل, درستکار
تصمیم دادگاه عادلانه و متعادل بود.
not welcoming or willing to do something because it is undesirable

بیمیل
دانشآموزان بیمیل به صحبت در کلاس بودند، از تمسخر همسالانشان میترسیدند.
a person treacherous, deceitful, or willing to betray others

فرد مارموز, آبزیرکاه، فرد مارمولک
همه از مار در مهمانی اجتناب کردند.
someone who keeps dropping things

فرد دستوپاچلفتی
a person regarded as filthy, morally vile, or contemptible

آدم آشغال, آدم عوضی
نمیتوانم باور کنم که آن رذل به همه دروغ گفت.
a person who habitually takes advantage of others' generosity without offering anything in return

مفتخور, چترباز
someone who behaves in an evil or immoral way

آدم پست
refusing to accept authority or comply with control

نافرمان, سرکش