فهرست واژگان سطح C1 - بدن انسان
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آناتومی بدن انسان، مانند "نوری"، "آناتومی"، "مردمک" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the branch of science that is concerned with the physical structure of humans, animals, or plants

کالبدشناسی
تحقیقات او در کالبدشناسی تطبیقی به توضیح روابط تکاملی بین گونهها کمک کرد.
relating to sight or vision

بصری
شرکت در تولید تجهیزات نوری با کیفیت بالا برای تحقیقات علمی تخصص دارد.
of or relating to the mouth, mouth region, or structures located in the mouth

دهانی
آناتومی دهانی بخش کلیدی آموزش دندانپزشکی است.
(anatomy) the clear elastic part of the eye that concentrates light in order for things to be seen clearly

عدسی (چشم)
عدسی چشم نور را بر روی شبکیه متمرکز میکند، که بینایی واضح را ممکن میسازد.
(anatomy) the small round black area in the center of the eye, through which light enters

مردمک (چشم)
عکاس تنظیمات دوربین را برای ثبت بازتاب نور در مردمکهای مدل تنظیم کرد.
the bone that is just below the eye

استخوان گونه, https://en.wikipedia.org/wiki/Zygomatic_bone
او استخوان گونههای بلند مادربزرگش را تحسین میکرد، ویژگیای که به نظر میرسید در خانواده موروثی باشد.
the hard inside surface at the top of the mouth

سقف دهان, سَق، کام
either of the bones that form the jaw, particularly the lower jaw

استخوان فک, استخوان آرواره
حرکت جویدن استخوان فک به خرد کردن و تجزیه غذا در طول هضم کمک میکند.
any of the temporary teeth in young children that falls out and is later replaced with a permanent one

دندان شیری
کودک با افتخار فریاد زد: "ببین مامان، دندان شیری من افتاد!" در حالی که دندان کوچک را در دستش نگه داشته بود.
an arm or a leg of a person or any four-legged animal, or a wing of any bird

دست یا پا, بال (پرندگان)
هنرمند بااستعداد یک طرح دقیق از عضو عقاب کشید که پرها و ساختار پیچیده آن را به نمایش میگذارد.
the area at the end of a finger

سرانگشت
او یک قطره باران روی نوک انگشتش احساس کرد، که نشانه شروع یک باران نم نم بود.
the hand with the fingers tightly bent toward the palm

مشت
معترض یک مشت چالشبرانگیز را به نشانه همبستگی با این هدف بلند کرد و همراه با جمعیت شعار داد.
an organ in the body that produces certain chemical substances to be used in the body or to be discharged into the surroundings

غده
پزشک دارویی را برای تحریک تولید انسولین توسط غده پانکراس در بیمار دیابتی تجویز کرد.
the liquid produced in the mouth to make chewing and swallowing easier and to prepare food for digestion

بزاق, آب دهان
دانشمند پزشکی قانونی نمونههای بزاق را از صحنه جرم جمعآوری کرد تا شواهد DNA را استخراج کند.
a thick slimy substance produced by mucous membranes, inside the nose or the mouth, to lubricate and protect them

خلط, مخاط
درمانگر تنفسی به بیمار آموزش داد که چگونه فیزیوتراپی قفسه سینه را انجام دهد تا به شل شدن و تحرک موکوس در ریهها کمک کند.
a body hormone produced in case of anger, fear, or excitement that makes the heart beat faster and the body react quicker

آدرنالین
آدرنالین که در رگهایش جریان داشت به او شجاعت رویارویی با ترسهایش و صحبت کردن را داد.
a substance that all living organisms produce that brings about a chemical reaction without being altered itself

آنزیم
شوینده حاوی آنزیمهایی است که لکههای پروتئینی مانند خون و چمن را روی لباس تجزیه میکنند.
the soft parts of the human body

گوشت بدن
وقتی که تراشه به گوشت انگشت شستش فرو رفت، درد تیزی احساس کرد.
the upper part of the human body, excluding the arms and the head

بالاتنه
مربی یوگا کلاس را در یک سری حرکات برای تقویت عضلات تنه و بهبود ثبات مرکزی هدایت کرد.
the lower part of digestive tract responsible for food absorption

لوله گوارش, روده
متخصص تغذیه بر اهمیت فیبر در حفظ روده سالم و حرکات منظم روده تأکید کرد.
the round dark area on a person's chest, which from female ones babies can drink milk

نوک پستان
پزشک سینه بیمار را معاینه کرد و متوجه ترشحی از نوک پستان شد که نیاز به بررسی بیشتر داشت.
the elevated or empty part in the middle of the stomach, made by cutting the umbilical cord just after birth

ناف
در برخی فرهنگها، ناف نماد باروری در نظر گرفته میشود و با جواهرات تزئینی آراسته میشود.
either of the two bones, on each side of the body, forming a large portion of the pelvis

استخوان بینام, استخوان خاصره
فیگور لاغر مدل لباس، استخوانهای لگن برجسته او را به نمایش گذاشت و این باعث شد که او روی رمپ مورد تحسین قرار گیرد.
the upper part of the legs that form a flat surface when one is seated

روی ران پا, دامان
زن مسن روی صندلی راحتی خود نشسته بود، به آرامی به جلو و عقب تاب می خورد در حالی که بافتنی اش روی دامنش بود.
the place where the legs join the front part of the body, including the region of the sex organs

کشاله ران
بوکسور در طول مسابقه پد محافظتی در اطراف کشاله ران خود پوشیده بود تا خطر آسیب را به حداقل برساند.
the external sex organs of the body

آلت تناسلی
او پس از برخورد تصادفی با توپ فوتبال، درد ناگهانی و تیزی در اعضای تناسلی خود احساس کرد.
either of the two organs in women or female animals that produce eggs for reproduction

تخمدان
تخمدانها نقش حیاتی در سلامت باروری دارند، هورمونهای ضروری برای باروری و قاعدگی را تولید میکنند.
the part of the body of a woman or female mammal where the baby develops before birth

رحم
مادر برای کودک متولد نشدهاش لالایی خواند، به امید آرامش و تسلی دادن به او در رحم.
one of the many cells that protects the body against diseases

گلبول سفید
برخی بیماریها، مانند لوسمی، میتوانند باعث سطوح غیر طبیعی گلبولهای سفید در جریان خون شوند.
one of the many cells of red color carrying oxygen in the body

گلبول قرمز
کمبود آهن میتواند منجر به کاهش تولید سلولهای قرمز خون شود که نتیجه آن خستگی و ضعف است.
any strand of muscle or nervous tissues

رشته (عصبی)
آسیب به الیاف عصب بینایی میتواند منجر به از دست دادن یا اختلال در بینایی شود.
to take air or substances into the lungs by breathing in

استنشاق کردن, نفس کشیدن، هوا به ریه فرو بردن
وقتی خبر غیرمنتظره را دید، تند نفس کشید.
to breathe air or smoke out through the mouth or nose

بازدم کردن, نفس بیرون دادن
وقتی که او بازدم میکرد، هوای سرد یک مه قابل مشاهده در مقابلش تشکیل میداد.
(of a cell, gland, or organ) to produce and release a liquid substance in the body

ترشح کردن
غدد عرق عرق ترشح میکنند، به تنظیم دمای بدن کمک میکنند.
a thickened or dried mass of blood that if formed in a blood vessel may impede blood circulation

لخته خون
به مسافران توصیه میشود در طول پروازهای طولانی به طور منظم حرکت کنند تا خطر ایجاد لخته خون در پاها کاهش یابد.
a gland in the male body that produces fluid for semen and surrounds the urethra, aiding in urine control

پروستات
اورولوژیست بیوپسی پروستات را برای ارزیابی بیشتر حضور سلولهای غیرعادی در غده توصیه کرد.
a vital organ in the body that cleans the blood of harmful substances

کبد, جگر
سطوح بالای آنزیمهای کبدی در آزمایش خون ممکن است نشاندهنده آسیب یا اختلال عملکرد کبد باشد، که ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی را به بررسی بیشتر ترغیب میکند.
