فهرست واژگان سطح C1 - بدن انسان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آناتومی بدن انسان، مانند "نوری"، "آناتومی"، "مردمک" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
anatomy [اسم]
اجرا کردن

کالبدشناسی

Ex:

کالبدشناسی یک موضوع اساسی برای دانشجویانی است که به دنبال مشاغل در پزشکی و زیست‌شناسی هستند.

optical [صفت]
اجرا کردن

بصری

Ex: The artist 's paintings often explore optical effects and how light interacts with surfaces .

نقاشی‌های هنرمند اغلب به بررسی اثرات نوری و نحوه تعامل نور با سطوح می‌پردازد.

oral [صفت]
اجرا کردن

دهانی

Ex: The oral muscles aid in chewing and speaking .
lens [اسم]
اجرا کردن

عدسی (چشم)

Ex: The lens of the eye adjusts its shape to accommodate for different distances , allowing for clear vision at various focal points .

عدسی چشم شکل خود را برای تطابق با فواصل مختلف تنظیم می‌کند، که امکان دید واضح در نقاط کانونی مختلف را فراهم می‌آورد.

pupil [اسم]
اجرا کردن

مردمک (چشم)

Ex: The teacher noticed that the student 's pupils were dilated , indicating possible drug use .

معلم متوجه شد که مردمک چشم دانش‌آموز گشاد شده است، که نشان‌دهنده احتمال مصرف مواد مخدر است.

cheekbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان گونه

Ex:

جراح پلاستیک افزایش استخوان گونه را برای بهبود ویژگی‌های چهره بیمار توصیه کرد.

roof of the mouth [عبارت]
اجرا کردن

سقف دهان

Ex: The roof of the mouth is composed of the hard palate at the front and the soft palate at the back .
jawbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان فک

Ex: The forensic anthropologist studied the shape and size of the jawbone to determine the individual 's age and gender .

انسان‌شناس پزشکی قانونی شکل و اندازه استخوان فک را برای تعیین سن و جنسیت فرد مطالعه کرد.

baby tooth [اسم]
اجرا کردن

دندان شیری

Ex: The parent noticed a cavity in their child 's baby tooth and scheduled an appointment with the dentist for a filling .

والد متوجه حفره‌ای در دندان شیری فرزندش شد و برای پر کردن آن با دندانپزشک قرار ملاقات گذاشت.

limb [اسم]
اجرا کردن

دست یا پا

Ex: The veterinarian examined the dog 's injured limb and recommended a course of treatment .

دامپزشک عضو آسیب دیده سگ را معاینه کرد و یک دوره درمان را توصیه کرد.

fingertip [اسم]
اجرا کردن

سرانگشت

Ex: The pianist 's fingertips glided gracefully over the keys , producing beautiful melodies .

نوک انگشتان پیانیست با ظرافت روی کلیدها می‌لغزید و ملودی‌های زیبایی می‌ساخت.

fist [اسم]
اجرا کردن

مشت

Ex: The child raised his tiny fist in the air , pretending to be a superhero ready to save the day .

کودک مشت کوچک خود را در هوا بلند کرد، وانمود کرد که یک ابرقهرمان آماده نجات روز است.

gland [اسم]
اجرا کردن

غده

Ex:

غده‌های عرق، عرق را برای کمک به تنظیم دمای بدن آزاد می‌کنند.

saliva [اسم]
اجرا کردن

بزاق

Ex:

دهان سگ آب افتاد در حالی که صاحبش در حال آماده کردن خوراکی مورد علاقه اش بود، بزاق روی زمین می چکید.

mucus [اسم]
اجرا کردن

خلط

Ex: The swimmer coughed up mucus after spending hours in the chlorinated pool , irritating her respiratory system .

شناگر پس از گذراندن ساعتها در استخر کلردار موکوس را سرفه کرد که باعث تحریک سیستم تنفسی او شد.

adrenaline [اسم]
اجرا کردن

آدرنالین

Ex: Athletes often experience an increase in adrenaline levels during competitive events , enhancing their performance .

ورزشکاران اغلب در طول رویدادهای رقابتی افزایش سطح آدرنالین را تجربه می‌کنند، که عملکرد آنها را بهبود می‌بخشد.

enzyme [اسم]
اجرا کردن

آنزیم

Ex: Enzymes in saliva begin the process of starch digestion even before food enters the stomach .

آنزیم‌ها در بزاق، فرآیند هضم نشاسته را حتی قبل از ورود غذا به معده آغاز می‌کنند.

flesh [اسم]
اجرا کردن

گوشت بدن

Ex: The artist meticulously rendered the texture of the flesh in their portrait , capturing every detail of the subject 's skin .

هنرمند بافت گوشت را در پرتره خود به دقت به تصویر کشید، هر جزئیات از پوست سوژه را ثبت کرد.

torso [اسم]
اجرا کردن

بالاتنه

Ex: He flexed his abdominal muscles , revealing a defined torso sculpted from years of dedicated training .

او عضلات شکم خود را منقبض کرد، تنه‌ای مشخص را آشکار کرد که از سال‌ها تمرین وقف‌شده تراشیده شده بود.

gut [اسم]
اجرا کردن

لوله گوارش

Ex: The herbalist recommended a tea blend to soothe inflammation and support gut health .

گیاه‌شناس یک مخلوط چای را برای تسکین التهاب و حمایت از سلامت روده توصیه کرد.

nipple [اسم]
اجرا کردن

نوک پستان

Ex: The athlete wore padded protection to prevent chafing of the nipples during long-distance running .

ورزشکار از محافظ پددار استفاده کرد تا از ساییدگی نوک پستان در دوهای طولانی مدت جلوگیری کند.

navel [اسم]
اجرا کردن

ناف

Ex: She wore a crop top that revealed a small , delicate navel piercing .

او یک تاپ کوتاه پوشیده بود که یک پیرسینگ کوچک و ظریف در ناف را نشان می‌داد.

hipbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان بی‌نام

Ex: She pressed her hands against her hipbones , feeling the protrusion beneath her skin .

او دستانش را به استخوان های لگن خود فشار داد، برآمدگی زیر پوستش را احساس کرد.

lap [اسم]
اجرا کردن

روی ران پا

Ex: The cat curled up in her owner 's lap , purring contentedly as she stroked its fur .

گربه در دامن صاحبش حلقه زد، در حالی که او پشمش را نوازش می‌کرد، راضی‌خاطر خرخر می‌کرد.

groin [اسم]
اجرا کردن

کشاله ران

Ex: She applied a cold compress to her groin to alleviate the discomfort caused by a strained muscle .

او یک کمپرس سرد روی کشاله ران خود گذاشت تا ناراحتی ناشی از عضله کشیده شده را کاهش دهد.

genitals [اسم]
اجرا کردن

آلت تناسلی

Ex: The nurse provided education on proper hygiene practices for cleaning the genitals to prevent infections .

پرستار آموزش‌هایی در مورد روش‌های بهداشتی مناسب برای تمیز کردن اعضای تناسلی به منظور پیشگیری از عفونت‌ها ارائه داد.

ovary [اسم]
اجرا کردن

تخمدان

Ex:

دامپزشک جراحی را برای برداشتن تومور از تخمدان سگ انجام داد و سلامت و رفاه او را بهبود بخشید.

womb [اسم]
اجرا کردن

رحم

Ex: The surrogate mother carried the couple 's embryo in her womb , eagerly anticipating the arrival of their child .

مادر جایگزین جنین زوج را در رحم خود حمل کرد و با اشتیاق فراوان منتظر arrival کودکشان بود.

اجرا کردن

گلبول سفید

Ex: The laboratory technician examined the blood smear under the microscope , identifying different types of white blood cells .

تکنسین آزمایشگاه اسمیر خون را زیر میکروسکوپ بررسی کرد و انواع مختلف گلبول‌های سفید را شناسایی کرد.

اجرا کردن

گلبول قرمز

Ex: The lifespan of a red blood cell is typically around 120 days before it is removed from circulation by the spleen .

طول عمر یک گلبول قرمز معمولاً حدود 120 روز است قبل از اینکه توسط طحال از گردش خون خارج شود.

fiber [اسم]
اجرا کردن

رشته (عصبی)

Ex:

تمرینات فیزیوتراپی برای تقویت الیاف عضلانی اطراف مفصل آسیب‌دیده طراحی شده‌اند.

to inhale [فعل]
اجرا کردن

استنشاق کردن

Ex: The runner inhaled quickly , trying to catch his breath .

دونده به سرعت نفس کشید، سعی کرد نفسش را بگیرد.

to exhale [فعل]
اجرا کردن

بازدم کردن

Ex: After holding her breath , she slowly exhaled and relaxed .

بعد از حبس نفس، او به آرامی بازدم کرد و آرام شد.

to secrete [فعل]
اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: Endocrine glands secrete hormones that play crucial roles in various bodily functions .

غده‌های درون‌ریز ترشح می‌کنند هورمون‌هایی که نقش‌های حیاتی در عملکردهای مختلف بدن دارند.

blood clot [اسم]
اجرا کردن

لخته‌ خون

Ex: The ultrasound revealed a blood clot in the jugular vein , requiring immediate medical intervention .

سونوگرافی یک لخته خون در ورید ژوگولار نشان داد که نیاز به مداخله پزشکی فوری دارد.

prostate [اسم]
اجرا کردن

پروستات

Ex: Inflammation of the prostate gland , known as prostatitis , can cause pain and discomfort in the pelvic area .

التهاب پروستات، که به عنوان پروستاتیت شناخته می‌شود، می‌تواند باعث درد و ناراحتی در ناحیه لگن شود.

liver [اسم]
اجرا کردن

کبد

Ex: Hepatitis , a viral infection that affects the liver , can lead to inflammation and damage to this vital organ if left untreated .

هپاتیت، یک عفونت ویروسی که کبد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به التهاب و آسیب به این عضو حیاتی شود.