فهرست واژگان سطح C1 - روابط انسانی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره پیوندها و روابط، مانند "متحد"، "همراه"، "یتیم" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to develop a relationship with a person

ارتباط برقرار کردن
انتقال به یک شهر جدید او را مجبور کرد تا با همسایگانش پیوند برقرار کند تا حس جامعه را بسازد.
someone who helps or supports someone else in certain activities or against someone else

دوست
در زمان نیاز، داشتن متحدانی که میتوانند کمک و راهنمایی ارائه دهند، مهم است.
a person whom one knows but is not a close friend

آشنا
اگرچه آنها فقط آشنا بودند، هر زمان که راهشان به هم میخورد، همیشه با گرمی به او سلام میکرد.
someone's best friend, used by young people on social media, especially in text messages

رفیق شفیق, رفیق جینگ
جنی سگش را بهترین دوست برای همیشه میداند، زیرا آنها همه کار را با هم انجام میدهند و پیوندی ناشکستنی دارند.
a close friend or companion, typically used in a friendly manner

رفیق
someone or something that regularly keeps another company, providing friendship, support, or association

همراه
یک سگ میتواند یک همدم وفادار باشد.
a romantic or sexual partner, especially in a long-term or committed relationship

همسر
او همسرش را نه تنها به عنوان همسر خود، بلکه به عنوان بهترین دوست و محرم اسرار خود می داند.
a person who shares the responsibilities of raising a child

همسرپرست
علیرغم زندگی جدا از هم، آنها همچنان والدین مشترک متعهدی هستند که در تصمیمهای مهم برای تربیت فرزندشان همکاری میکنند.
a brother that shares only one biological parent with one

برادر ناتنی
اگرچه مادرهای متفاوتی داریم، من و برادر ناتنیام رابطهی محکمی داریم.
a sister that shares only one biological parent with one

خواهر ناتنی
اگرچه ما نیمه خواهر هستیم، همیشه یکدیگر را خانواده دانستهایم.
someone who has the legal right to inherit the property, money, or title of a deceased individual

وارث
وکیل با وارثان تماس گرفت تا آنها را از ارثیه خود از خاله مرحومشان مطلع کند.
one's closest living relative or relatives

فامیل درجهیک
پلیس نزدیکان متوفی را از حادثه مطلع کرد.
a child whose parents have died

یتیم
جامعه برای حمایت از یتیم گرد هم آمدند، کمک مالی و حمایت عاطفی ارائه دادند.
someone who shares the same blood with a specific person who lived many years ago

نواده, نسل
به عنوان فرزند مهاجران، او ارتباط عمیقی با سرزمین و فرهنگ اجدادش احساس میکرد.
(of a child or parent) related through adoption

خوانده (پدر، مادر و...)
علیرغم عدم ارتباط بیولوژیکی، خانواده فرزندخوانده از طریق عشق و تجربیات مشترک پیوندی قوی ایجاد کرد.
representing or involving members of two different races

دورگه
زوج دونژادی با پیشداوری و تبعیض از سوی جامعه روبرو شدند اما در عشق و تعهدشان به یکدیگر مقاوم باقی ماندند.
(of two people, particularly in the same family) older

بزرگتر
به عنوان خواهر بزرگتر، او احساس مسئولیت میکرد که برای برادر کوچکترش الگوی خوبی باشد.
(of people) having a very close relationship

صمیمی
او پیوند صمیمیای را که با بهترین دوستش داشت، گرامی میداشت و میدانست که میتواند درباره هر چیزی به او اعتماد کند.
characteristic of a sister or like one

خواهرانه
پیوند خواهری آنها در نحوه خندیدن و رازهایشان با یکدیگر آشکار بود.
(of a family or group of people) having a strong and friendly relationship with each other

صمیمی, دارای رابطه نزدیک و صمیمی
علیرغم رفتن به دانشگاه، او با گروه صمیمی دوستان دوران کودکی خود در ارتباط باقی ماند.
the people from whom a person is descended

تبار, دودمان
تبار او شامل ریشههای ایرلندی و ایتالیایی است.
an individual's religious or ethnic background that is passed down to them from their ancestors

ارثیه, میراث
میراث او شامل ترکیبی از سنتهای اسکاندیناوی و اروپای شرقی است که با خانوادهاش جشن میگیرد.
a subdivision or a group of members of an extended family sharing the same ancestors

شاخهای از شجره خانوادگی
خانواده اسمیت دارای نسب طولانی است، که هر شاخه آن به یک نیای مشترک که در دهه 1800 مهاجرت کرده است، برمیگردد.
the kinship or familial bond among male siblings

برادری
داستان برادری بین دو برادر را جشن گرفت.
a large group of people who are related to each other

طایفه, ایل، تبار
به عنوان مسنترین عضو قبیله، او در گردهماییهای خانوادگی جایگاه افتخار و احترام داشت.
the end of a relationship or an association

جدایی, قطع رابطه
پس از جدایی گروه، اعضا به دنبال کارهای انفرادی و پروژههای موسیقی مختلف رفتند.
property, titles, or estates legally passed to heirs after the owner's death

ارث
میراث شامل یک خانه، زمین و سرمایهگذاریها میشد.
the process of raising or taking care of one's child or children

فرزندپروری
والدین بودن میتواند چالشبرانگیز باشد، اما همچنین یکی از پرارزشترین تجربیات زندگی است.
strong love and support expressed for a person or thing

سرسپردگی, جانفشانی
نمازهای روزانه و مراقبههای راهب گواهی بر ایمان عمیق مذهبی او بود.
a close relationship in which there is a good understanding and communication between people

رابطه دوستانه
معلم سخت کار کرد تا با هر دانشآموز در کلاس rapport برقرار کند، محیط یادگیری حمایتی ایجاد کرد که در آن همه احساس ارزشمندی و درک شدن میکردند.
lasting the whole of a person's life

برای تمام عمر
او یک دوستی مادام العمر با همسایه دوران کودکی خود تشکیل داد.
to end a relationship that one was romantically involved in, often in a way that is unexpected or unfair

با کسی بهم زدن, کسی را دور انداختن
