ارتباط برقرار کردن
عضویت در یک باشگاه کتاب به او اجازه داد تا با سایر دوستداران کتاب ارتباط برقرار کند و درباره کتابهای مورد علاقهشان بحث کند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره پیوندها و روابط، مانند "متحد"، "همراه"، "یتیم" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ارتباط برقرار کردن
عضویت در یک باشگاه کتاب به او اجازه داد تا با سایر دوستداران کتاب ارتباط برقرار کند و درباره کتابهای مورد علاقهشان بحث کند.
آشنا
او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.
رفیق شفیق
اگرچه آنها فقط مدت کوتاهی است که یکدیگر را میشناسند، جیک احساس میکند که یک BFF واقعی در هماتاقی جدیدش پیدا کرده است.
رفیق
سفرهای ماهیگیری همیشه لذتبخشتر هستند وقتی دوستان خود را همراه دارید تا تجربه را تقسیم کنید.
همسر
پس از یک روز طولانی در محل کار، او مشتاقانه منتظر بازگشت به خانه نزد همسر دوست داشتنی و فرزندانش است.
همسرپرست
علیرغم طلاقشان، آنها تلاش میکنند که والدین مشترک حمایتگری باشند و در رویدادها و فعالیتهای مدرسه فرزندشان با هم شرکت کنند.
برادر ناتنی
علیرغم اینکه نابرادری هستیم، همیشه مانند برادران کامل با هم رفتار کردهایم.
خواهر ناتنی
کشف اینکه من یک نیمهخواهر دارم شوکهکننده بود، اما برای پیوندی که شکل دادهایم سپاسگزارم.
وارث
بدون وصیت، داراییهای متوفی بین وارثان او بر اساس قانون ایالتی توزیع خواهد شد.
فامیل درجهیک
فرمانده سرباز، نزدیکان او را از اقدامات قهرمانانهاش در نبرد مطلع کرد.
یتیم
پرورشگاه پناهگاهی امن برای یتیمان فراهم میکند، به آنها سرپناه، آموزش و مراقبت ارائه میدهد.
نواده
تست DNA تأیید کرد که او نوه کاشف معروف است، که بسیار او را متعجب کرد.
خوانده (پدر، مادر و...)
پدر خوانده با افتخار تماشا کرد که دخترش از دانشگاه فارغالتحصیل میشود، سپاسگزار از فرصتی که بخشی از سفر او بوده است.
دورگه
خانواده دو نژادی سنتهای فرهنگی از هر دو طرف میراث خود را جشن میگیرند، که حس تعلق و افتخار را تقویت میکند.
بزرگتر
در حال رشد، او به برادر بزرگترش به عنوان یک الگو و مربی نگاه میکرد.
صمیمی
او عمیقترین ترسها و رویاهایش را به دوست صمیمی خود گفت.
خواهرانه
علیرغم اختلافهای گاهبهگاهشان، آنها همیشه احساس قوی محبت خواهرانه را به اشتراک گذاشتند.
صمیمی
بزرگ شدن در یک خانواده صمیمی به او ارزش وفاداری و حمایت را آموخت.
ارثیه
نمایشگاه موزه بر میراث غنی مردم بومی متمرکز بود، که هنر، موسیقی و تاریخ آنها را به نمایش گذاشت.
شاخهای از شجره خانوادگی
تاریخنگار متوجه شد که شاخه خانوادهشان در اوایل قرن بیستم به سمت غرب مهاجرت کرده است.
طایفه
تاریخ قبیله از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، با داستانها و سنتهایی که پیوند خانوادگی آنها را تقویت کرد.
جدایی
فروپاشی شرکت پس از سالها درگیری داخلی و کاهش سود اجتنابناپذیر بود.
فرزندپروری
والدین مؤثر شامل تعیین مرزها در حالی که عشق و حمایت بیقید و شرط را نشان میدهد.
سرسپردگی
وفاداری بیقید و شرط سگ به صاحبش آشکار بود در حالی که کنار در نگهبانی میداد و با اشتیاق منتظر بازگشت او بود.
رابطه دوستانه
از طریق گوش دادن فعال و همدلی، درمانگر یک rapport با بیماران خود برقرار کرد، فضایی امن برای آنها ایجاد کرد تا احساسات و تجربیات خود را کشف کنند.
برای تمام عمر
او به دنبال یک رویای مادام العمر سفر به دور دنیا پس از بازنشستگی بود.
با کسی بهم زدن
تام تصمیم گرفت دوست دخترش را بدون هشدار رها کند، او را ویران کرد و تمام رابطهشان را زیر سوال برد.
رفاقت برادرانه
آن فیلم جوهر یک برومنس واقعی را به تصویر میکشد.
هممحلی
رفیقم بلیط کنسرت رو برام گیر آورد.