فهرست واژگان سطح C1 - ساختمان‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ساختمان ها و ساخت و ساز، مانند "داخلی"، "مونتاژ"، "پوسیدگی" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
adjacent [صفت]
اجرا کردن

مجاور

Ex: Our hotel room had a beautiful view of the park adjacent to the river .

اتاق هتل ما منظره‌ای زیبا از پارک مجاور به رودخانه داشت.

اجرا کردن

وابسته به معماری

Ex: Students in the architectural program study a wide range of topics , from structural engineering to architectural history .

دانشجویان برنامه معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را مطالعه می‌کنند، از مهندسی سازه تا تاریخ معماری.

interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

insulated [صفت]
اجرا کردن

عایق

Ex: The insulated attic space kept the interior of the house cool in the summer and warm in the winter .

فضای زیر شیروانی عایق‌بندی شده داخل خانه را در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه می‌داشت.

municipal [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Municipal regulations require homeowners to obtain permits for certain construction projects .

مقررات شهرداری مستلزم آن است که صاحبان خانه برای برخی پروژه‌های ساختمانی مجوز دریافت کنند.

residential [صفت]
اجرا کردن

مسکونی

Ex: Residential streets are typically quieter and less congested than major thoroughfares .

خیابان‌های مسکونی معمولاً آرام‌تر و کم‌تر شلوغ هستند از شاهراه‌های اصلی.

godforsaken [صفت]
اجرا کردن

متروک

Ex: Lost in the godforsaken wilderness , they began to fear they would never find their way back to civilization .
suburban [صفت]
اجرا کردن

حومه‌شهری

Ex: The suburban commute to the city took longer than expected due to heavy traffic .

سفر حومه‌ای به شهر به دلیل ترافیک سنگین بیشتر از حد انتظار طول کشید.

vacant [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex: The vacant house at the end of the street had been abandoned for years .

خانه خالی در انتهای خیابان سال‌ها رها شده بود.

to assemble [فعل]
اجرا کردن

مونتاژ کردن

Ex: The car manufacturer assembles vehicles by combining different parts on the assembly line .

تولیدکننده خودرو با ترکیب قطعات مختلف در خط مونتاژ، وسایل نقلیه را مونتاژ می‌کند.

to decay [فعل]
اجرا کردن

تخریب شدن

Ex: The town started to decay as people moved away .

شهر شروع به فرسودگی کرد وقتی مردم رفتند.

to demolish [فعل]
اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: The city decided to demolish the unsafe bridge for public safety .

شهر تصمیم گرفت برای ایمنی عمومی پل ناامن را ویران کند.

to erect [فعل]
اجرا کردن

بنا کردن

Ex: The team successfully erected a large tent for the outdoor event , providing shelter for attendees .

تیم با موفقیت یک چادر بزرگ برای رویداد فضای باز برپا کرد، که به شرکت‌کنندگان پناهگاه ارائه می‌داد.

اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The company refurbishes used laptops before selling them .

شرکت قبل از فروش لپ‌تاپ‌های دست دوم آن‌ها را بازسازی می‌کند.

to renovate [فعل]
اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: After years of neglect , the community rallied together to renovate the local park and playground .

پس از سال‌ها غفلت، جامعه برای بازسازی پارک و زمین بازی محلی گرد هم آمد.

bungalow [اسم]
اجرا کردن

بنگالو

Ex:

او داخل کلبه یک طبقه خود را با مبلمان قدیمی و منسوجات رنگارنگ تزئین کرد تا فضایی دنج و دعوت‌کننده ایجاد کند.

court [اسم]
اجرا کردن

حیاط

Ex: Within the confines of the stately villa , the central court exuded an atmosphere of refinement , its meticulously manicured gardens and ornate fountain adding to its allure .

در محدوده ویلاى مجلل، حیاط مرکزى حال و هواى ظرافت را منتشر مى‌کرد، باغچه‌هاى به دقت هرس شده و فواره‌هاى مزین آن به جذابیتش مى‌افزود.

dome [اسم]
اجرا کردن

گنبد

Ex: The library 's reading room featured a stunning glass dome that flooded the space with natural light .

اتاق مطالعه کتابخانه دارای یک گنبد شیشه‌ای خیره‌کننده بود که فضای داخل را با نور طبیعی پر می‌کرد.

sauna [اسم]
اجرا کردن

سونا

Ex: The wellness center offered a variety of treatments , including hot stone massages and infrared sauna sessions .

مرکز سلامتی انواع درمان‌ها را ارائه می‌داد، از جمله ماساژ سنگ داغ و جلسات سونا مادون قرمز.

igloo [اسم]
اجرا کردن

ایگلو

Ex: Children in northern regions enjoy building miniature igloos out of snow during the winter months .

کودکان در مناطق شمالی از ساختن ایگلوهای مینیاتوری از برف در ماه‌های زمستانی لذت می‌برند.

high-rise [اسم]
اجرا کردن

برج

Ex: Living in a high-rise can offer convenience and amenities , but some prefer the charm of low-rise buildings .

زندگی در یک آسمانخراش می‌تواند راحتی و امکانات را ارائه دهد، اما برخی جذابیت ساختمان‌های کم‌ارتفاع را ترجیح می‌دهند.

lighthouse [اسم]
اجرا کردن

فانوس دریایی

Ex: The lighthouse stood as a symbol of resilience , weathering countless storms and centuries of maritime history .

فانوس دریایی به عنوان نمادی از استقامت ایستاده بود، طوفان‌های بی‌شمار و قرن‌هایی از تاریخ دریانوردی را پشت سر گذاشت.

pier [اسم]
اجرا کردن

اسکله

Ex: Children laughed and played at the water 's edge , skipping stones and searching for seashells along the pier .

بچه‌ها در لبه آب می‌خندیدند و بازی می‌کردند، سنگ‌ها را به آب می‌انداختند و در امتداد اسکله به دنبال صدف می‌گشتند.

premises [اسم]
اجرا کردن

املاک

Ex: Signs were posted throughout the premises reminding employees to practice proper hygiene and social distancing .

تابلوهایی در سراسر محوطه نصب شده بود تا به کارکنان یادآوری کند که بهداشت مناسب و فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت کنند.

arch [اسم]
اجرا کردن

طاق

Ex: The castle 's drawbridge was supported by a sturdy stone arch , which added to its defensive strength .

پل متحرک قلعه توسط یک طاق سنگی محکم پشتیبانی می‌شد که به قدرت دفاعی آن می‌افزود.

beam [اسم]
اجرا کردن

تیر‌آهن

Ex: Sunlight streamed through the skylight , illuminating the wooden beams of the rustic farmhouse .

نور خورشید از طریق نورگیر جاری شد و تیرهای چوبی خانه روستایی را روشن کرد.

cement [اسم]
اجرا کردن

سیمان

Ex: The ancient Roman aqueducts were constructed using a mixture of cement , sand , and volcanic ash .

آبراه‌های روم باستان با استفاده از مخلوطی از سیمان، شن و خاکستر آتشفشانی ساخته شدند.

tile [اسم]
اجرا کردن

کاشی

Ex: The interior designer recommended subway tiles for the backsplash in the modern kitchen renovation .

طراح داخلی کاشی‌های مترو را برای پشت‌کار در بازسازی آشپزخانه مدرن توصیه کرد.

marble [اسم]
اجرا کردن

سنگ مرمر

Ex: The museum displayed a collection of ancient Greek statues carved from white marble , depicting gods and goddesses in graceful poses .

موزه مجموعه‌ای از مجسمه‌های یونان باستان را که از مرمر سفید تراشیده شده بودند و خدایان و الهه‌ها را در حالات زیبا به تصویر می‌کشیدند، به نمایش گذاشت.

crane [اسم]
اجرا کردن

جرثقیل

Ex: The port relied on cranes to unload cargo ships , transferring containers from the docks to waiting trucks .

بندرگاه برای تخلیه کشتی‌های باربری به جرثقیل‌ها متکی بود، کانتینرها را از اسکله‌ها به کامیون‌های منتظر انتقال می‌داد.

escalator [اسم]
اجرا کردن

پله‌برقی

Ex: The airport terminal was bustling with passengers riding escalators to reach their departure gates .

ترمینال فرودگاه شلوغ بود از مسافرانی که از پله برقی برای رسیدن به گیت‌های پرواز خود استفاده می‌کردند.

addition [اسم]
اجرا کردن

اتاق تازه‌اضافه‌شده

Ex: The hospital announced plans for a new wing addition to provide state-of-the-art facilities for patient care .

بیمارستان برنامه‌هایی را برای اضافه کردن یک بال جدید اعلام کرد تا امکانات پیشرفته‌ای برای مراقبت از بیماران فراهم کند.

flooring [اسم]
اجرا کردن

کفپوش

Ex: The construction crew laid down ceramic tile flooring in the bathroom , creating a sleek and modern look .

تیم ساخت و ساز کفپوش سرامیکی را در حمام نصب کرد، که ظاهری شیک و مدرن ایجاد کرد.

foundation [اسم]
اجرا کردن

پی (ساختمان)

Ex: The homeowner hired a contractor to repair the cracked foundation of their house , preventing further structural damage .

صاحبخانه یک پیمانکار را برای تعمیر فونداسیون ترک خورده خانه‌اش استخدام کرد تا از آسیب‌های ساختاری بیشتر جلوگیری کند.

layout [اسم]
اجرا کردن

طرح‌بندی

Ex: The graphic designer experimented with different layouts for the website , focusing on user experience and accessibility .

طراح گرافیک با چیدمان‌های مختلف برای وب‌سایت آزمایش کرد، با تمرکز بر تجربه کاربری و دسترسی.

embassy [اسم]
اجرا کردن

سفارت

Ex: Security was heightened around the embassy following reports of a potential threat .

پس از گزارش‌هایی درباره یک تهدید بالقوه، امنیت در اطراف سفارت افزایش یافت.

plumbing [اسم]
اجرا کردن

لوله‌کشی

Ex: The apartment complex experienced a plumbing emergency when a pipe burst in the basement .

مجتمع آپارتمانی با یک وضعیت اضطراری لوله‌کشی مواجه شد وقتی که یک لوله در زیرزمین ترکید.

chalet [اسم]
اجرا کردن

کلبه کوهستانی

Ex: Guests gathered around the fireplace in the chalet 's common area to unwind after a day of skiing .

مهمانان دور شومینه در منطقه مشترک کلبه جمع شدند تا پس از یک روز اسکی استراحت کنند.

windowpane [اسم]
اجرا کردن

شیشه پنجره

Ex: She traced her finger along the frost patterns forming on the windowpane .

او انگشتش را روی الگوهای یخی که روی شیشه پنجره تشکیل می‌شد، کشید.

lobby [اسم]
اجرا کردن

سالن انتظار

Ex: The lobby of the office building featured modern art installations and comfortable seating areas .

لابی ساختمان اداری شامل نصب‌های هنری مدرن و مناطق نشیمن راحت بود.

thatched [صفت]
اجرا کردن

(خانه‌ یا ساختمانی با) سقف پوشیده شده از گیاهان خشک، حصیر، برگ درختان و غیره

Ex:

سقف‌های کاهگلی کلبه‌های سنتی عایق بسیار خوبی در برابر عناصر طبیعی بودند.

اجرا کردن

آماده ساخت

Ex: The mayor announced funding for several shovel-ready initiatives to revitalize the downtown area .

شهردار اعلام کرد بودجه‌ای برای چندین ابتکار آماده به کار برای احیای منطقه مرکزی شهر اختصاص داده است.

اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: Ruinous new road schemes that desecrate the countryside .

طرح‌های جاده‌ای جدید ویرانگر که بی‌حرمتی به روستا می‌کنند.