فهرست واژگان سطح C1 - رنگها و اشکال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اشکال و رنگ ها، مانند "کهربایی"، "بژ"، "قوس" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a yellowish-brown color

کهربایی (رنگ)
کتاب قدیمی جلد کهربایی داشت، که جذابیت قدیمی خود را نشان میداد.
having a bright green color

سبز زمردی
مزرعه با چمن زمردی پوشیده شده بود، سرسبز و دعوتکننده.
purplish-red in color

یاقوتی (رنگ)
کت و شلوار سیاه او برای تکمیل شدن با یک کراوات یاقوتی طراحی شده بود.
greenish-blue in color

فیروزهای
بالشهای مبلمان حیاط با پارچهای فیروزهای پررنگ روکش شده بودند.
having a pale, light brown color like sand

بژ
پردههای اتاق خواب از پارچهای بژ نرم ساخته شده بود که نور خورشید را به آرامی پخش میکرد.
deep reddish-brown in color

برنزی, قهوهای مایل به قرمز
موهایش در نور خورشید میدرخشید، رنگ زیبای برنزی را نمایش میداد.
deep red in color

شرابیرنگ
جلد کتاب با حروف طلایی ظریف روی پسزمینه بورگوندی طراحی شده بود.
having a red-brown color

بلوطیرنگ
هنرمند رنگهای قرمز و قهوهای را ترکیب کرد تا به سایه شاه بلوطی کاملی روی بوم دست یابد.
having a color between yellow and white

کرم (رنگ)
شنهای خامهای ساحل برای مایلها در امتداد خط ساحلی کشیده شده بود.
having a dark black color

سیاه آبنوسی
خواننده یک لباس شیک با تنپوش آبنوس پوشیده بود که روی صحنه چشمگیر بود.
having a greenish-brown color

فندقی
او یک شال فندقی پوشیده بود که کاملاً با رنگهای متغیر فصل هماهنگ بود.
having a dull yellowish-brown color

خاکی (رنگ)
طراح یک خط جدید از کیفهای دستی خاکی را به نمایش گذاشت که از طبیعت و سادگی الهام گرفته شده بود.
grayish-green in color

زیتونی (رنگ)
پردههای زیتونی نور خورشید را فیلتر کردند و نوری گرم به اتاق انداختند.
having a bright red color

قرمز آتشی, قرمز روشن
با افتخار در نسیم موج میزد، پرچم قرمز نماد قدرت و وحدت ملت بود.
bluish-green in color

سبزآبی
کاشیهای موزاییک سبز دریایی در حمام تصاویری از سواحل بکر و آبهای زلال را تداعی میکرد.
light blue color like that of a cloudless sky

آبی آسمانی
گلهای آبی آسمانی فراموشمنکن ظرافتی به باغ افزودند که زنبورها و پروانهها را به سوی خود جذب کرد.
having a very dark black color

سیاه زغالی
ابرهای سیاه مانند زغال سنگ در افق نشانگر طوفانی نزدیک بود، که مردم را به سوی پناهگاهها میکشاند.
having a pure white color like the snow

سفید مانند برف
قلههای برفسفید کوهها با شکوه بر فراز درههای سرسبز پایین سر برافراشته بودند، منظرهای نفسگیر خلق میکردند.
difficult to notice or detect because of its slight or delicate nature

نامحسوس
تغییرات منو ظریف اما مؤثر بودند، تجربه کلی غذا خوردن را بهبود بخشیدند.
able to be seen through

شفاف
آب زلال و شفاف آکواریوم به ما اجازه داد تا حرکات پیچیده ماهیهای گرمسیری را مشاهده کنیم.
(of colors) bright and strong

پررنگ
نقاشیهای انتزاعی هنرمند به خاطر ترکیببندیهای زنده و استفاده جسورانه از رنگ معروف بودند.
(of colors) not very bright or vibrant

کدر (رنگ)
او یک پلیور قهوهای کمرنگ پوشیده بود که با پسزمینه ترکیب میشد.
differences in color or in brightness and darkness that an artist uses in a painting or photograph to create a special effect

کنتراست, تضاد
دکوراسیون اتاق شامل کنتراستی از رنگهای گرم و سرد بود که یک تأثیر بصری پویا ایجاد میکرد.
anything with a curved top and parallel sides

قوس
قفسه کتاب دارای قسمت فوقانی قوسی بود که به آن ظاهری منحصر به فرد و شیک میداد.
having a shape like a circle

مدور, دایرهای، گرد
فرش دایرهای یک لمس از ظرافت به اتاق نشیمن اضافه کرد، که مبلمان منحنی را تکمیل میکرد.
(geometry) a three dimensional shape with a circular base that rises to a single point

مخروط
سرآشپز سه اسکوپ بستنی را در یک مخروط وافل برای دسر تابستانی عالی چید.
something that resembles a spiral or coil

مارپیچ
امواج به ساحل برخورد کردند و حلقههای کف از خود به جا گذاشتند.
(geometry) a solid or hollow shape with two circular bases at each end and straight parallel sides

استوانه
ستونهای باستانی به شکل استوانههای سنگی عظیم ساخته شده بودند، که سازه بزرگ را حمایت میکردند.
a measure of the height, length, or width of an object in a certain direction

بُعد, جنبه
در طراحی پل جدید، مهندسان ابعاد رودخانه و مناظر اطراف را در نظر گرفتند.
an angle measuring exactly 90 degrees

زاویه قائمه, زاویه 90 درجه
نجار اره میتر را تنظیم کرد تا قالب را با یک زاویه قائمه کامل برای نصب بیدرز ببرد.
easily damaged or broken

آسیبپذیر, شکننده
رابطه شکننده بین دو کشور به دلیل تنشهای اخیر تحت فشار قرار گرفت.
extremely large or vast in physical size

عظیم, بسیار بزرگ
ایستاده در پای کوه عظیم، او هم حیرت و هم ناچیزی را در سایه آن احساس کرد.
undamaged and complete

سالم, کامل
ارث خانوادگی، که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، دستنخورده باقی ماند و توسط صاحبانش گرامی داشته شد.
not capable of being seen with the naked eye

نامرئی
ذرات کوچک گرد و غبار در هوا نامرئی بودند تا زمانی که توسط نور خورشید روشن شدند.
involving lines or having the shape of a straight line

خطی
مجسمه شکل خطی به خود گرفت که به طور منظم در داخل بستر کاشت بلند و باریکی که در آن نصب شده بود ایستاده بود.
(geometry) a curved shape or design that gradually winds around a center or axis

مارپیچ
ژیمناست یک سری بینقص از چرخشها و پرشها را اجرا کرد و یک مارپیچ هوایی چشمگیر ایجاد کرد.
