فهرست واژگان سطح C1 - زمان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره زمان، مانند "قبلاً"، "به طور نامحدود"، "فوری" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
beforehand [قید]
اجرا کردن

از قبل

Ex: He always reads meeting agendas beforehand .

او همیشه دستور جلسه‌ها را از قبل می‌خواند.

forthcoming [صفت]
اجرا کردن

آتی

Ex: The author hinted at forthcoming revelations in the next installment of the book series .

نویسنده به افشاگری‌های آینده در قسمت بعدی مجموعه کتاب اشاره کرد.

اجرا کردن

به‌ترتیب زمان وقوع

Ex: The professor explained the scientific discoveries chronologically .

استاد کشفیات علمی را به ترتیب زمانی توضیح داد.

اجرا کردن

برای مدت نامعلوم

Ex: The team will continue their research indefinitely until conclusive results are obtained .

تیم تحقیقات خود را به طور نامحدود ادامه خواهد داد تا زمانی که نتایج قطعی به دست آید.

to date [قید]
اجرا کردن

تاکنون

Ex: Their relationship has been going strong to date , with no signs of slowing down .

رابطه آنها تا به امروز قوی بوده است، بدون هیچ نشانه ای از کند شدن.

اجرا کردن

فعلاً

Ex: I 'll take care of this task for the time being , but we should discuss a more permanent solution .

من فعلا از این کار مراقبت خواهم کرد، اما باید در مورد یک راه‌حل دائمی‌تر بحث کنیم.

اجرا کردن

گاهی اوقات

Ex: We like to indulge in dessert from time to time , but we try to eat healthily most days .

ما دوست داریم گاه به گاه از دسر لذت ببریم، اما سعی می‌کنیم بیشتر روزها سالم غذا بخوریم.

اجرا کردن

در زمان مناسب

Ex: You will receive a response to your inquiry in due time .

شما در موعد مقرر پاسخ استعلام خود را دریافت خواهید کرد.

yearlong [صفت]
اجرا کردن

به‌مدت یک سال

Ex: He enrolled in a yearlong language course to become fluent in Spanish .

او در یک دوره زبان یک ساله ثبت نام کرد تا در اسپانیایی مسلط شود.

instant [اسم]
اجرا کردن

لحظه

Ex: Come here this instant , or you ’ll miss the surprise !

فوراً اینجا بیا، وگرنه غافلگیرانه را از دست می‌دهی!

spell [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex:

شهر یک دوره سرد داشت که یک هفته طول کشید.

chapter [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: As she turned the page to a new chapter in her life , she felt a sense of excitement and anticipation for what lay ahead .

همانطور که صفحه را به سوی یک فصل جدید در زندگی خود برگرداند، احساس هیجان و انتظار برای آنچه در پیش بود را حس کرد.

dusk [اسم]
اجرا کردن

گرگ‌ومیش

Ex: At dusk , the bustling marketplace transformed into a quiet , peaceful haven as vendors closed up shop and families headed home for the evening .

در غروب، بازار شلوغ به پناهگاهی آرام و صلح‌آمیز تبدیل شد، زیرا فروشندگان مغازه‌های خود را بستند و خانواده‌ها برای شب به خانه رفتند.

eternity [اسم]
اجرا کردن

ابدیت

Ex: In the quiet solitude of the forest , time seemed to stand still , as if caught in the embrace of eternity .

در تنهایی آرام جنگل، زمان به نظر می‌رسید که ایستاده است، گویی در آغوش ابدیت گرفتار شده است.

midsummer [اسم]
اجرا کردن

چله تابستان

Ex:

جشنواره‌های اواسط تابستان جوامع را گرد هم آورد، با موسیقی پرجنب‌وجوش، رقص‌های سنتی و ضیافت‌هایی که فراوانی فصل را جشن می‌گرفتند.

midwinter [اسم]
اجرا کردن

چله زمستان

Ex: As midwinter reached its zenith , the landscape transformed into a realm of ice and shadow , where time seemed to stand still beneath the cold , starlit heavens .

وقتی که میان زمستان به اوج خود رسید، منظره به قلمرویی از یخ و سایه تبدیل شد، جایی که زمان زیر آسمان سرد و پرستاره به نظر می‌رسید متوقف شده است.

solstice [اسم]
اجرا کردن

انقلابین

Ex:

با رسیدن انقلاب زمستانی، خورشید در آسمان پایین آویزان است، سایه‌های بلند می‌اندازد و مناظر را در نور طلایی نرمی می‌شوید.

quarter [اسم]
اجرا کردن

دوره سه‌ماهه

Ex: As the first quarter comes to an end , organizations take stock of their progress against annual goals .

با پایان یافتن سه‌ماهه اول، سازمان‌ها پیشرفت خود را در برابر اهداف سالانه ارزیابی می‌کنند.

leap year [اسم]
اجرا کردن

سال کبیسه

Ex: Because it 's a leap year , February will have 29 days instead of 28 .

چون این یک سال کبیسه است، فوریه به جای 28 روز، 29 روز خواهد داشت.

alternate [صفت]
اجرا کردن

یکی‌درمیان

Ex:

محله ما در تابستان‌های متناوب مهمانی‌های محله‌ای برگزار می‌کند تا سنت را ویژه نگه دارد.

continual [صفت]
اجرا کردن

پی‌درپی

Ex: She faced continual challenges in her efforts to launch her own business .

او با چالش‌های مداوم در تلاش‌هایش برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود روبرو شد.

consecutive [صفت]
اجرا کردن

متوالی

Ex: She has won the championship for three consecutive years .

او سه سال متوالی قهرمانی را به دست آورده است.

successive [صفت]
اجرا کردن

متوالی

Ex: With each successive attempt , she grew more determined to achieve her goals .

با هر تلاش متوالی، او مصمم‌تر می‌شد تا به اهدافش برسد.

eternal [صفت]
اجرا کردن

ابدی

Ex: Time itself is often portrayed as an eternal force , ceaselessly marching forward .

زمان خود اغلب به عنوان نیرویی ابدی به تصویر کشیده می‌شود، که بی‌وقفه به پیش می‌رود.

eventual [صفت]
اجرا کردن

نهایی

Ex: With careful planning and strategic decision-making , they were able to anticipate and prepare for their eventual success .

با برنامه‌ریزی دقیق و تصمیم‌گیری استراتژیک، آن‌ها توانستند موفقیت نهایی خود را پیش‌بینی و برای آن آماده شوند.

imminent [صفت]
اجرا کردن

قریب‌الوقوع

Ex: Despite efforts to contain the virus , health officials warned of the imminent spread of the disease .

علیرغم تلاش‌ها برای مهار ویروس، مقامات بهداشتی از گسترش قریب‌الوقوع بیماری هشدار دادند.

lengthy [صفت]
اجرا کردن

طولانی

Ex: Despite efforts to condense the presentation , it still ended up being overly lengthy and exhausting .

علیرغم تلاش‌ها برای فشرده‌سازی ارائه، در نهایت طولانی و خسته‌کننده شد.

occasional [صفت]
اجرا کردن

گاه‌به‌گاه

Ex: His visits to the gym were only occasional , despite his goal of getting fit .

بازدیدهای او از باشگاه فقط گاه به گاه بود، با وجود هدفش برای تناسب اندام.

prospective [صفت]
اجرا کردن

آینده

Ex: The prospective candidate impressed the hiring committee with her qualifications and experience .

کاندیدای احتمالی با مدارک و تجربیات خود کمیته استخدام را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

هم‌زمان

Ex: The orchestra and choir performed simultaneous pieces , showcasing their synchronization and skill .

ارکستر و گروه کر قطعات همزمان را اجرا کردند، که هماهنگی و مهارت آنها را به نمایش گذاشت.

latter [صفت]
اجرا کردن

آخری

Ex:

همانطور که به روزهای آخر تابستان رسیدیم، هوا خنک‌تر و دلپذیرتر شد.

nightly [صفت]
اجرا کردن

شبانه

Ex: She had a nightly routine of taking a warm bath before bed to help her promote relaxation .

او یک روال شبانه داشت که قبل از خواب حمام گرم می‌گرفت تا به آرامش او کمک کند.

yearly [صفت]
اجرا کردن

سالانه

Ex: The museum hosts a yearly exhibit showcasing local artists ' work .

موزه میزبان یک نمایشگاه سالانه است که آثار هنرمندان محلی را به نمایش می‌گذارد.

year-round [صفت]
اجرا کردن

در طول سال

Ex: The resort boasts year-round amenities , making it a popular destination for all seasons .

این مجتمع تفریحی امکانات در طول سال را ارائه می‌دهد که آن را به مقصدی محبوب برای تمام فصول تبدیل کرده است.

extension [اسم]
اجرا کردن

وقت اضافه

Ex: The landlord agreed to a lease extension , giving the tenants another year in the rental property .

صاحبخانه موافقت کرد که تمدید اجاره نامه انجام شود، به مستاجران یک سال دیگر در ملک اجاره‌ای داد.

اجرا کردن

بی‌وقفه

Ex: The team worked around the clock to complete the construction project ahead of schedule .

تیم بی‌وقفه کار کرد تا پروژه ساخت را زودتر از برنامه تکمیل کند.

get-go [اسم]
اجرا کردن

ابتدا

Ex: I 've been down for the West side since the get-go .

من از ابتدا طرف West side بوده‌ام.

اجرا کردن

دیرین

Ex: The company has a longstanding tradition of community involvement and philanthropy .

شرکت دارای سنت دیرینه‌ای از مشارکت جامعه و بشردوستی است.

longtime [صفت]
اجرا کردن

قدیمی

Ex: Our family 's longtime tradition of gathering every Sunday remains intact .

سنت دیرینه خانواده ما برای جمع شدن هر یکشنبه همچنان پابرجاست.

anno Domini [قید]
اجرا کردن

بعد از میلاد مسیح

Ex:

سقوط قسطنطنیه در سال anno Domini 1453 پایان امپراتوری بیزانس و آغاز سلطه امپراتوری عثمانی در منطقه را نشان داد.

اجرا کردن

بلافاصله

Ex: They enjoyed the concert , but in the next breath , they complained about the sound quality .
اجرا کردن

پیش از میلاد مسیح

Ex:

عصر برنز در اروپا حدود 3000 قبل از میلاد آغاز شد و تا حدود 600 قبل از میلاد ادامه یافت

Common Era [قید]
اجرا کردن

عصر حاضر

Ex:

دوره رنسانس در اروپا از قرن 14 تا 17 میلادی شکوفا شد.