فهرست واژگان سطح C1 - دنیای حیوانات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره حیوانات، مانند "بومی"، "شکارچی"، "غرولند" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
amphibian [اسم]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Newts are small , brightly colored amphibians that typically inhabit ponds and streams , where they breed and lay eggs .

سمندرها دوزیستان کوچک و رنگارنگی هستند که معمولاً در برکه‌ها و نهرها زندگی می‌کنند، جایی که تولید مثل کرده و تخم می‌گذارند.

اجرا کردن

خونسرد (حیوان)

Ex: Hibernate during colder months , frogs , cold-blooded amphibians , conserve energy .

قورباغه‌ها، دوزیستان خونسرد، با خواب زمستانی در ماه‌های سردتر انرژی ذخیره می‌کنند.

اجرا کردن

خون‌گرم (حیوان)

Ex: In cold weather , sparrows , warm-blooded birds , fluff up their feathers to create insulating layers for warmth .

در هوای سرد، گنجشک‌ها، پرندگان خونگرم، پرهای خود را پف می‌دهند تا لایه‌های عایق برای گرما ایجاد کنند.

indigenous [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The Amazon rainforest is home to a vast array of indigenous plant and animal species found nowhere else on Earth .

جنگل آمازون خانه‌ی طیف گسترده‌ای از گونه‌های گیاهی و جانوری بومی است که در هیچ جای دیگر زمین یافت نمی‌شوند.

rodent [اسم]
اجرا کردن

جونده

Ex: Guinea pigs , while resembling rodents , are actually classified in a separate family known as cavies .

خوکچه‌های هندی، هرچند شبیه به جوندگان هستند، در واقع در خانواده‌ای جداگانه به نام کاوی‌ها طبقه‌بندی می‌شوند.

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

den [اسم]
اجرا کردن

لانه (حیوانات وحشی)

Ex:

گرگ‌ها از لانه برای پناه دادن به توله‌هایشان و به عنوان محل استراحت بین سفرهای شکار استفاده می‌کنند، که اغلب در پوشش گیاهی متراکم یا برآمدگی‌های سنگی قرار دارند.

اجرا کردن

استتار کردن

Ex: The lizard camouflages itself by changing its skin color .

مارمولک با تغییر رنگ پوست خود استتار می‌کند.

to growl [فعل]
اجرا کردن

خرخر کردن (سگ)

Ex: As the wolf approached , it began to growl to establish its presence .

همان‌طور که گرگ نزدیک شد، شروع به غرغر کردن کرد تا حضور خود را اعلام کند.

baboon [اسم]
اجرا کردن

بابون

Ex: Troops of baboons are led by dominant males , who use vocalizations , displays , and physical aggression to maintain their status within the group .

گروه‌های بابون توسط نرهای غالب رهبری می‌شوند، که از صداها، نمایش‌ها و پرخاشگری فیزیکی برای حفظ وضعیت خود در گروه استفاده می‌کنند.

badger [اسم]
اجرا کردن

گورکن (جانورشناسی)

Ex: Eurasian badgers are often associated with folklore and mythology , appearing in stories and legends across many cultures .

گورکن‌های اوراسیایی اغلب با فولکلور و اسطوره‌شناسی مرتبط هستند و در داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌ها ظاهر می‌شوند.

buffalo [اسم]
اجرا کردن

بوفالوی آفریقایی

Ex: Both African and American buffalo are herbivores , feeding on grasses and other vegetation , and are important grazers in their respective ecosystems .

هر دو گاومیش آفریقایی و آمریکایی گیاهخوار هستند، از علف‌ها و سایر گیاهان تغذیه می‌کنند و چرندگان مهمی در اکوسیستم‌های مربوطه خود هستند.

coyote [اسم]
اجرا کردن

کایوت

Ex: From afar , the silhouette of a lone coyote against the setting sun was a haunting sight .

از دور، سیلوئت یک کایوت تنها در مقابل غروب خورشید، منظره‌ای مسحورکننده بود.

cougar [اسم]
اجرا کردن

شیر کوهی

Ex: From its perch high in the trees , the cougar observed the activity below with a watchful gaze .

از لانه‌اش در بالای درختان، پلنگ کوهی با نگاهی هوشیار فعالیت‌های پایین را زیر نظر داشت.

hare [اسم]
اجرا کردن

خرگوش صحرایی

Ex: The hare 's fur , a soft blend of brown and gray , provided excellent camouflage against the forest floor .

پوست خرگوش، ترکیبی نرم از قهوه‌ای و خاکستری، استتار عالی در برابر کف جنگل فراهم می‌کرد.

jaguar [اسم]
اجرا کردن

جگوار

Ex: Jaguars are apex predators , exerting control over their territory with stealth and strength .

جگوارها شکارچیان رأس هرم هستند که با استتار و قدرت کنترل خود را بر قلمروشان اعمال می‌کنند.

panther [اسم]
اجرا کردن

پلنگ

Ex: Stealthy and elusive , the panther was known as the ghost of the jungle , leaving few traces of its presence .

مخفیانه و گریزان، پلنگ به عنوان روح جنگل شناخته می‌شد، که رد کمی از حضور خود به جا می‌گذاشت.

rhinoceros [اسم]
اجرا کردن

کرگدن

Ex: Rhinoceroses are critically endangered due to poaching for their horns , which are falsely believed to have medicinal properties .

کرگدن‌ها به دلیل شکار غیرقانونی برای شاخ‌هایشان که به اشتباه تصور می‌شود خواص دارویی دارند، در معرض خطر انقراض قرار دارند.

trunk [اسم]
اجرا کردن

خرطوم

Ex: The trunk of the elephant is a marvel of evolution , containing over 40,000 muscles and serving as one of the most versatile appendages in the animal kingdom .

خرطوم فیل شگفتی تکامل است، که شامل بیش از 40،000 عضله می‌شود و به عنوان یکی از همه‌کاره‌ترین ضمائم در قلمرو حیوانات عمل می‌کند.

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

skunk [اسم]
اجرا کردن

گندراسو

Ex: The skunk 's fur is soft and fluffy , providing insulation against the cold nights of the forest .

خز اسکونک نرم و پف کرده است، که در برابر شب های سرد جنگل عایق بندی می کند.

flock [اسم]
اجرا کردن

دسته پرندگان

Ex: The flock of seagulls squawked and screeched as they fought over scraps of food along the shoreline .

گله مرغان دریایی جیغ و داد می‌کردند در حالی که بر سر تکه‌های غذا در کنار ساحل می‌جنگیدند.

cuckoo [اسم]
اجرا کردن

کوکو (پرنده)

Ex: The cuckoo 's arrival was eagerly anticipated by birdwatchers , who waited patiently for a glimpse of the elusive bird .

ورود کوکو با اشتیاق توسط پرنده‌نگرها انتظار می‌رفت، که صبورانه برای دیدن پرنده‌ی گریزان منتظر بودند.

dove [اسم]
اجرا کردن

قمری

Ex: The dove 's snowy white feathers gleamed in the sunlight , a symbol of purity and innocence .

پرهای سفید برفی کبوتر در نور خورشید می‌درخشید، نمادی از پاکی و معصومیت.

falcon [اسم]
اجرا کردن

شاهین (پرنده‌شناسی)

Ex: The falcon 's sleek wings sliced through the air as it maneuvered with precision , hunting with deadly accuracy .

بال‌های ظریف شاهین هوا را می‌برید در حالی که با دقت مانور می‌داد، با دقتی مرگبار شکار می‌کرد.

peacock [اسم]
اجرا کردن

طاووس نر

Ex: Visitors to the zoo marveled at the sight of a peacock spreading its feathers in a dazzling display of color .

بازدیدکنندگان از باغ وحش از دیدن یک طاووس که پرهایش را در نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها گسترده بود، متحیر شدند.

raven [اسم]
اجرا کردن

غراب

Ex: The raven 's keen eyes spotted a carcass in the distance , alerting other scavengers to the feast .

چشم‌های تیز کلاغ لاشه‌ای را در دوردست دید، که دیگر لاشه‌خواران را از ضیافت آگاه کرد.

swallow [اسم]
اجرا کردن

پرستو

Ex: As summer approached , the swallows returned from their winter migration , heralding the arrival of warmer days .

همانطور که تابستان نزدیک می‌شد، پرستوها از مهاجرت زمستانی خود بازگشتند و فرا رسیدن روزهای گرم‌تر را بشارت دادند.

dragonfly [اسم]
اجرا کردن

سنجاقک

Ex: The dragonfly 's aerial maneuvers were a marvel of nature , deftly avoiding obstacles with agile twists and turns .
grasshopper [اسم]
اجرا کردن

ملخ

Ex: The children delighted in catching grasshoppers , their cupped hands carefully enclosing the agile insects before releasing them back into the wild .

کودکان از گرفتن ملخ‌ها لذت می‌بردند، دست‌های گود شده‌شان به دقت حشرات چابک را در بر می‌گرفت قبل از اینکه آن‌ها را به طبیعت بازگردانند.

wasp [اسم]
اجرا کردن

زنبور بی‌عسل

Ex: Despite their reputation as aggressive insects , wasps play a vital role in controlling populations of other pests .

علیرغم شهرتشان به عنوان حشرات تهاجمی، زنبورها نقش حیاتی در کنترل جمعیت آفات دیگر دارند.

crab [اسم]
اجرا کردن

خرچنگ

Ex:

بچه‌ها با خوشحالی می‌خندیدند در حالی که خرچنگ‌ها را در امتداد ساحل تعقیب می‌کردند، سطل‌هایشان پر از موجوداتی بود که به سرعت حرکت می‌کردند.

python [اسم]
اجرا کردن

مار پیتون

Ex: As the python coiled around its prey , its powerful muscles constricted with lethal force , suffocating the unfortunate victim .

همانطور که پایتون به دور طعمه خود پیچید، عضلات قدرتمند آن با نیروی کشنده منقبض شد و قربانی بیچاره را خفه کرد.

اجرا کردن

اسب آبی

Ex: Hippopotamuses are known for their massive jaws .

اسب‌های آبی به خاطر آرواره‌های بزرگشان معروف هستند.

orca [اسم]
اجرا کردن

نهنگ قاتل

Ex: As the apex predator of the ocean , the orca hunted in coordinated groups , working together to corral their prey .

به عنوان شکارچی رأس هرم اقیانوس، اورکا در گروه‌های هماهنگ شکار می‌کرد، با همکاری یکدیگر طعمه‌های خود را محاصره می‌کرد.