فهرست واژگان سطح C1 - اخبار

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره اخبار و شبکه را یاد خواهید گرفت، مانند "گوینده"، "آنتن"، "سانسور" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
anchor [اسم]
اجرا کردن

گوینده (خبر)

Ex: The anchor kept viewers informed during the storm with updates from the field reporters .

گوینده بینندگان را در طول طوفان با به‌روزرسانی‌های گزارشگران میدانی مطلع نگه داشت.

weathergirl [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر آب‌وهوا (مؤنث)

Ex: The weathergirl uses state-of-the-art technology to track storms and predict weather patterns .

دختر هواشناس از فناوری پیشرفته برای ردیابی طوفان‌ها و پیش‌بینی الگوهای آب و هوایی استفاده می‌کند.

contributor [اسم]
اجرا کردن

نویسنده (روزنامه و مجله)

Ex: The editor-in-chief praised the contributions of the staff writers and external contributors .

سردبیر از مشارکت نویسندگان کارکنان و مشارکت‌کنندگان خارجی قدردانی کرد.

اجرا کردن

خبرنگار اعزامی

Ex:

پوشش خبرنگار خارجی در مورد فاجعه طبیعی، بینش‌های ارزشمندی در مورد بحران بشردوستانه ارائه کرد.

اجرا کردن

معتاد به تلویزیون

Ex: Instead of going outside and exercising , he chooses to be a couch potato all day .

به جای بیرون رفتن و ورزش کردن، او انتخاب می‌کند که تمام روز یک تنبل باشد.

paparazzi [اسم]
اجرا کردن

عکاس سمج و مزاحم

Ex: The paparazzi 's aggressive pursuit of celebrities has raised concerns about privacy and harassment .

تعقیب تهاجمی افراد مشهور توسط پاپاراتزی نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آزار و اذیت ایجاد کرده است.

subscriber [اسم]
اجرا کردن

مشترک (مجله و...)

Ex: The email newsletter has over a million subscribers worldwide .

خبرنامه ایمیلی بیش از یک میلیون مشترک در سراسر جهان دارد.

antenna [اسم]
اجرا کردن

آنتن

Ex: The scientist adjusted the antenna to optimize the reception of data from the distant probe .

دانشمند آنتن را برای بهینه‌سازی دریافت داده‌ها از کاوشگر دور تنظیم کرد.

frequency [اسم]
اجرا کردن

فرکانس

Ex: The frequency of the sound waves determines the pitch of the sound .

فرکانس امواج صوتی زیر و بم صدا را تعیین می‌کند.

wavelength [اسم]
اجرا کردن

طول موج

Ex: Oceanographers study the wavelength of ocean waves to understand their behavior and predict coastal erosion .

اقیانوس‌شناسان طول موج امواج اقیانوس را مطالعه می‌کنند تا رفتار آن‌ها را درک کرده و فرسایش ساحلی را پیش‌بینی کنند.

to censor [فعل]
اجرا کردن

سانسور کردن

Ex: In some countries , authorities actively censor online content to control information flow .

در برخی کشورها، مقامات به طور فعال محتوای آنلاین را سانسور می‌کنند تا جریان اطلاعات را کنترل کنند.

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن (صدا یا تصویر)

Ex: The shortwave radio receiver can receive signals from distant countries , allowing listeners to tune in to international broadcasts .

گیرنده رادیویی موج کوتاه می‌تواند سیگنال‌هایی از کشورهای دور را دریافت کند، که به شنوندگان اجازه می‌دهد تا به پخش‌های بین‌المللی گوش دهند.

to televise [فعل]
اجرا کردن

از تلویزیون پخش کردن

Ex: The news program will televise the event as it unfolds .

برنامه خبری این رویداد را پخش خواهد کرد همانطور که اتفاق می‌افتد.

to tune in [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن (به رادیو)

Ex:

مطمئن شوید که هفته آینده برای یک مصاحبه انحصاری با نویسنده تنظیم کنید.

bulletin [اسم]
اجرا کردن

خبر کوتاه

Ex: The hospital posted a bulletin in the lobby with information about visiting hours .

بیمارستان یک بولتن در لابی با اطلاعات درباره ساعات ملاقات پست کرد.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (تلویزیون یا رادیو)

Ex: The live stream of the awards ceremony included colorful commentary from the hosts .

پخش زنده مراسم اهدای جوایز شامل توضیحات رنگارنگ مجریان بود.

lead story [اسم]
اجرا کردن

خبر اصلی (روزنامه و غیره)

Ex: The lead story on the website garnered the most views and comments from readers .

داستان اصلی در وب سایت بیشترین بازدید و نظرات را از خوانندگان به دست آورد.

newsroom [اسم]
اجرا کردن

تحریریه

Ex: The intern was excited to land a position in the bustling newsroom of a major newspaper .

کارآموز از گرفتن موقعیت در اتاق خبر شلوغ یک روزنامه بزرگ هیجان زده بود.

prime time [اسم]
اجرا کردن

زمان اوج (بیشترین مخاطب تلویزیونی)

Ex: She enjoys watching her favorite game show every evening during prime time .

او از تماشای برنامه بازی مورد علاقه خود هر شب در زمان پربیننده لذت می‌برد.

circulation [اسم]
اجرا کردن

تیراژ

Ex: The magazine has a circulation of 200,000 .

مجله تیراژ 200,000 نسخه دارد.

clipping [اسم]
اجرا کردن

بریده (روزنامه و مجله)

Ex: She carefully added the latest clipping to her scrapbook , documenting memorable moments and achievements .

او با دقت آخرین بریده روزنامه را به آلبومش اضافه کرد، لحظات به یاد ماندنی و دستاوردها را مستند کرد.

اجرا کردن

گردآوری خبر

Ex:

در عصر دیجیتال، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در جمع‌آوری اخبار با ارائه به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای و گزارش‌های شاهدان عینی ایفا می‌کنند.

newssheet [اسم]
اجرا کردن

خبرنامه

Ex: I subscribed to a newssheet from my favorite online magazine to receive curated news and articles in my inbox .

من به یک خبرنامه از مجله آنلاین مورد علاقه‌ام مشترک شدم تا اخبار و مقالات انتخاب شده را در صندوق ورودی خود دریافت کنم.

issue [اسم]
اجرا کردن

نسخه

Ex: Subscribers can access the digital archive of past issues , allowing them to revisit articles from previous editions .

مشترکین می‌توانند به آرشیو دیجیتالی شماره‌های گذشته دسترسی داشته باشند، که به آن‌ها امکان می‌دهد مقالات نسخه‌های قبلی را دوباره مرور کنند.

اجرا کردن

عکاسی خبری

Ex: The Pulitzer Prize for Breaking News Photography recognizes outstanding achievements in the field of photojournalism .

جایزه پولیتزر برای عکاسی خبری فوری، دستاوردهای برجسته در زمینه عکاسی خبری را به رسمیت می‌شناسد.

photo op [اسم]
اجرا کردن

فرصت عکاسی (از یک فرد مشهور)

Ex: The mayor 's office scheduled a photo op with schoolchildren to raise awareness for an upcoming education initiative .

دفتر شهردار یک عکس‌برداری با دانش‌آموزان ترتیب داد تا آگاهی برای یک ابتکار آموزشی آینده را افزایش دهد.

periodical [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: As a subscriber to several periodicals , I look forward to receiving each new issue in the mail .

به عنوان مشترک چندین نشریه دوره‌ای، مشتاقانه منتظر دریافت هر شماره جدید از طریق پست هستم.

quarterly [اسم]
اجرا کردن

فصل‌نامه

Ex: The university library receives a range of academic quarterlies , offering in-depth research articles across various disciplines .

کتابخانه دانشگاه مجموعه‌ای از نشریات سه‌ماهه علمی را دریافت می‌کند که مقالات تحقیقی عمیقی را در رشته‌های مختلف ارائه می‌دهند.

tabloid [اسم]
اجرا کردن

روزنامه نیم‌قطع

Ex: The tabloid 's front page featured a shocking exposé about a politician 's personal life .

صفحه اول روزنامه زرد یک افشاگری تکان دهنده درباره زندگی شخصی یک سیاستمدار را منتشر کرده بود.

readership [اسم]
اجرا کردن

مخاطب (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The online publication tracks readership metrics to assess the popularity of articles and topics .

انتشار آنلاین، معیارهای خوانندگان را برای ارزیابی محبوبیت مقالات و موضوعات ردیابی می‌کند.

اجرا کردن

شهروند‌خبرنگاری

Ex: The impact of citizen journalism is evident in how quickly information can spread from local incidents to global awareness .

تأثیر روزنامه‌نگاری شهروندی در سرعت انتشار اطلاعات از حوادث محلی به آگاهی جهانی مشهود است.

anonymous [صفت]
اجرا کردن

ناشناس

Ex: The artist behind the popular street murals has remained anonymous , adding an element of mystery to their work .

هنرمند پشت نقاشی‌های دیواری خیابانی محبوب ناشناس باقی مانده است، که عنصری از رمز و راز به کارش اضافه می‌کند.

اجرا کردن

برجسته

Ex: The company 's high-profile product launch attracted attention from industry experts and consumers alike .

راه‌اندازی پرسر و صدا محصول شرکت توجه کارشناسان صنعت و مصرف‌کنندگان را به خود جلب کرد.

nationwide [صفت]
اجرا کردن

سراسری

Ex: The telecommunications company offers nationwide coverage , ensuring connectivity for users wherever they travel within the country .

شرکت مخابرات پوشش سراسری ارائه می‌دهد، که اتصال را برای کاربران در هر کجای کشور که سفر کنند تضمین می‌کند.

اجرا کردن

پخش رادیویی اف‌ام

Ex: Many modern communication systems , including two-way radios and television broadcasts , rely on frequency modulation for clear signal transmission .

بسیاری از سیستم‌های ارتباطی مدرن، از جمله رادیوهای دوطرفه و پخش تلویزیونی، برای انتقال سیگنال واضح به مدولاسیون فرکانس متکی هستند.

ballot [اسم]
اجرا کردن

برگه رأی

Ex: Election officials prepared the ballots in advance .
teletext [اسم]
اجرا کردن

پیام‌نما

Ex: The decline of teletext began with the rise of the internet and digital broadcasting technologies .

افول تل تکست با ظهور اینترنت و فناوری‌های پخش دیجیتال آغاز شد.