فهرست واژگان سطح C1 - شرایط آبوهوایی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شرایط آب و هوایی، مانند "هواشناسی"، "سیل"، "پخت" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a field of science that deals with the earth's atmosphere, particularly weather forecasting

هواشناسی
(of weather) to become free of clouds, rain, or storms

صاف شدن (آسمان)
to slowly move in the air or on water

حرکت کردن (بهآرامی در آب یا هوا), شناور بودن
در جنگل آرام، مه از میان درختان میگذشت.
the likeliness or quality of changing suddenly and frequently

تغییرپذیری
the distance that is possible or clear for one to see, particularly because of the weather conditions

دید (هواشناسی)
to make someone or something extremely wet

خیس کردن
a brief heavy rainfall

بارش شدید
علیرغم باران شدید، بازی فوتبال ادامه یافت، با بازیکنانی که روی زمین خیس میلغزیدند و میافتادند.
the point where two air masses of different temperatures meet

جبهه (هواشناسی)
a very powerful wind

تندباد, طوفان
گزارش هواشناسی از یک توفان شدید هشدار داد که میتواند درختان و خطوط برق را بیندازد.
a small pool of water or other liquid, particularly rainwater

چاله آب, گودال آب
a mass of deep snow piled up by the wind

توده برف
a powerful stream of water or other liquid that moves very fast

جریان, سیل
ایستاده در لبه آبشار، میتوانستیم مه ناشی از سیلاب آب را که به پایین میریخت احساس کنیم.
extremely small drops of liquid in the air, resulted from the heating of the liquid

بخار
a very large dark cloud that produces thunder and lightning

ابر کومولونیمبوس, ابر بارانزا
a very strong wind that spins and moves quickly, damaging everything in its path

گردباد
در یک عشق تندباد، آنها ملاقات کردند، عاشق شدند و در عرض چند ماه ازدواج کردند.
a sudden and heavy rainfall

رگبار
زمین تشنه شادمان شد وقتی که باران شدید باران بسیار مورد نیاز را به منطقه خشکسالی زده آورد.
having an intense level of heat that is often uncomfortable

سوزان, بسیار گرم
having a gentle, refreshing wind

همراه با نسیم
آنها از یک پیک نیک بعدازظهر پرنسیم در پارک لذت بردند.
related to the weather of a specific area

اقلیمی, مربوط به آبوهوا
thick and difficult to see through, often used to describe fog or smoke

متراکم, غلیظ
(of weather or sky) overcast, cloudy, or lacking brightness

ابری, گرفته
هوای خستهکننده در طول روز ادامه داشت، بدون هیچ نشانهای از تابش خورشید از میان ابرها.
very high in intensity or degree

شدید
ورزشکار بدن خود را تا حد شدید آن فشار داد تا به عملکرد اوج برسد.
(of winds) blowing in the direction that aids movement or travel

موافق (جهت باد)
(of weather) dark in a way that is depressing

گرفته (هوا), تاریک
پیشبینی هوا روزی غمگین با بارش مداوم باران و آسمان ابری را پیشبینی کرد.
(of weather) hot and sunny

گرم و مطبوع (هوا)
having a cover of mist that creates a soft, blurred look

مهآلود
او از میان جنگل مهآلود گذشت، از آرامش محیط لذت میبرد.
(of a region or climate) having a temperature that is never very cold or very hot

معتدل (آب و هوا)
مناطق ساحلی اغلب دارای آب و هوای معتدل هستند به دلیل تأثیر تعدیل کننده اقیانوس، که منجر به دمای پایدار در طول سال میشود.
unable to be predicted because of changing many times

غیر قابل پیشبینی
نوسانات خلقی او رفتارش را غیرقابل پیشبینی کرد، که باعث شد دوستانش مطمئن نباشند چگونه واکنش نشان دهند.
the force exerted on the surface of the earth that is a result of the weight of the atmosphere

فشار جوی
هواشناس توضیح داد که چگونه تغییرات در فشار اتمسفر میتواند بر الگوهای آب و هوایی تأثیر بگذارد.
(of weather or temperature) extremely hot, causing intense heat and discomfort

سوزان, بسیار داغ
گرمای سوزان باعث نرم شدن و ذوب آسفالت جادهها شد.
(of air) difficult to see through because of heat, mist, or dust

مهآلود, غبارآلود، گرفته
او از میان هوای مهآلود چشمانش را تنگ کرد تا ساختمانهای دور دست را تشخیص دهد.
one single sound heard when thunder strikes

تندر, رعد
پس از برخورد صاعقه، یک رعد کرکننده دره را پر از انعکاس خود کرد.
to become softer or liquid

آب شدن, ذوب شدن
همانطور که بهار نزدیک میشد، دریاچه یخزده شروع به ذوب شدن کرد و شرایط خطرناکی برای اسکیت بازان روی یخ ایجاد کرد.
(of temperature or weather) extremely high in degree

داغ و سوزان, بهشدت گرم
having an extremely low temperature

یخبندان
