کلمات انگلیسی برای "مد و پوشاک" | واژگان C1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مد و پوشاک، مانند "شنل"، "چسبان"، "کاپ" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح C1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
bare [صفت]
اجرا کردن

برهنه

Ex: His bare chest glistened with sweat after a vigorous workout at the gym .

سینه برهنه او پس از یک تمرین شدید در باشگاه از عرق می‌درخشید.

bead [اسم]
اجرا کردن

مهره

Ex: The children sat in a circle, each with a handful of beads, eagerly making their own bracelets.

بچه‌ها در یک دایره نشسته بودند، هر کدام با یک مشت مهره، با اشتیاق در حال ساخت دستبندهای خود بودند.

buckle [اسم]
اجرا کردن

سگک (کیف، کمربند و...)

Ex: The old leather satchel had a brass buckle that added a touch of vintage charm .

کیف چرمی قدیمی یک سگک برنجی داشت که حال و هوایی از جذابیت قدیمی به آن می‌داد.

bib [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بند نوزاد

Ex: After each meal , the stained bib was tossed into the laundry to be washed .

بعد از هر وعده غذایی، پیشبند لکه دار به رختشویی انداخته می‌شد تا شسته شود.

bow [اسم]
اجرا کردن

پاپیون

Ex: The gift box was wrapped in shiny paper and adorned with a large , elegant bow .

جعبه هدیه در کاغذ براق پیچیده شده بود و با یک پاپیون بزرگ و شیک تزئین شده بود.

pearl [اسم]
اجرا کردن

مروارید

Ex: The oyster yielded a beautiful , rare black pearl that fetched a high price at the auction .

صدف یک مروارید سیاه زیبا و نادر به دست آورد که در حراج به قیمت بالایی رسید.

brief [صفت]
اجرا کردن

تنگ و کوتاه (لباس)

Ex: The beachgoers lounged in their brief swimsuits , soaking up the sun on the hot sand .

مسافران ساحل در مایوهای کوتاه خود دراز کشیده بودند و از آفتاب روی شن‌های داغ لذت می‌بردند.

checked [صفت]
اجرا کردن

چارخانه (طرح پارچه)

Ex: The tablecloth had a quaint, country-style checked design, perfect for a picnic.

رومیزی طرح شطرنجی ساده و روستایی داشت، که برای پیکنیک عالی بود.

checkered [صفت]
اجرا کردن

شطرنجی

Ex: The checkered flag signaled the end of the race .

پرچم شطرنجی پایان مسابقه را اعلام کرد.

elaborate [صفت]
اجرا کردن

پرنقش‌ونگار

Ex: She admired the elaborate craftsmanship of the Renaissance-style bodice , with its ornate patterns and beading .

او از پیچیده صنعتگری سینه‌بند به سبک رنسانس، با طرح‌های تزئینی و مهره‌کاری‌اش تحسین کرد.

fitted [صفت]
اجرا کردن

کاملاً اندازه (لباس)

Ex: He preferred fitted shirts that tailored to his body shape rather than loose, baggy styles.

او پیراهن‌های فیت را ترجیح می‌داد که به شکل بدنش دوخته شده بود به جای استیل‌های گشاد و کیسه‌ای.

low-cut [صفت]
اجرا کردن

یقه‌باز

Ex: The low-cut blouse was perfect for the warm summer evening .

بلوز یقه‌باز برای عصر گرم تابستان عالی بود.

open-necked [صفت]
اجرا کردن

یقه باز

Ex: She preferred the comfort of open-necked blouses during the warm summer months .

او راحتی بلوزهای یقه باز را در ماه‌های گرم تابستان ترجیح می‌داد.

skintight [صفت]
اجرا کردن

جذب (لباس)

Ex: The superhero costume was designed to be skintight, showcasing the actor's muscular physique.

لباس ابرقهرمانی به گونه‌ای طراحی شده بود که چسبان باشد و فیزیک عضلانی بازیگر را به نمایش بگذارد.

sleeveless [صفت]
اجرا کردن

بی‌آستین

Ex: The sleeveless dress highlighted her toned arms , adding a touch of elegance to her ensemble .

لباس بدون آستین بازوهای خوش فرم او را برجسته کرد و به لباسش جلوه‌ای از زیبایی بخشید.

tailored [صفت]
اجرا کردن

اندازه (لباس)

Ex: The tailored coat was crafted from high-quality fabric , ensuring both style and warmth during the winter months .

کت دوخته شده از پارچه با کیفیت بالا ساخته شده بود، که هم استایل و هم گرمای لازم را در ماه‌های زمستان تضمین می‌کرد.

garment [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She carefully folded each garment before placing it in her suitcase , ensuring they remained wrinkle-free .

او با دقت هر لباس را قبل از قرار دادن در چمدانش تا کرد، مطمئن شد که آنها بدون چروک باقی بمانند.

boxers [اسم]
اجرا کردن

شورت بلند

Ex: The store had a wide selection of boxers , featuring everything from classic plaid to quirky patterns .

فروشگاه انتخاب گسترده‌ای از شورت‌های مردانه داشت، که شامل همه چیز از طرح‌های کلاسیک تا طرح‌های عجیب و غریب می‌شد.

nightie [اسم]
اجرا کردن

لباس‌خواب

Ex: The little girl hugged her teddy bear tightly as she snuggled into bed in her favorite pink nightie .

دختر کوچک خرس عروسکی اش را محکم در آغوش گرفت در حالی که با لباس خواب صورتی مورد علاقه اش در تخت خواب جمع شده بود.

cape [اسم]
اجرا کردن

شنل

Ex: She wore a stylish black cape over her evening gown , adding a touch of elegance to her ensemble .

او یک شنل سیاه شیک روی لباس شب خود پوشید، که به لباسش جلوه‌ای از زیبایی می‌داد.

cloak [اسم]
اجرا کردن

شنل

Ex: She wrapped herself in a warm , woolen cloak to ward off the chill of the evening air .

او خود را در یک شنل پشمی گرم پیچید تا از سرما هوای عصر در امان بماند.

shawl [اسم]
اجرا کردن

شال‌

Ex: The elderly woman wrapped a knitted shawl around herself to keep warm during the cool evening .

زن مسن یک شال بافتنی را دور خود پیچید تا در عصر خنک گرم بماند.

cuff [اسم]
اجرا کردن

سرآستین

Ex: The elegant dress shirt featured French cuffs , which he adorned with a pair of gold cufflinks .

پیراهن شیک دارای کاف‌های فرانسوی بود، که او با یک جفت دکمه‌های کاف طلایی تزئین کرده بود.

fastener [اسم]
اجرا کردن

اتصال‌دهنده (دکمه، بند، زیپ)

Ex: The jacket had a sturdy zipper fastener , keeping the cold wind out effectively .

ژاکت یک بست محکم زیپ داشت، که به طور موثری از ورود باد سرد جلوگیری می‌کرد.

strap [اسم]
اجرا کردن

بند

Ex: The backpack 's padded straps made it easy to carry , even when loaded with books .

تسمه‌های بالشتک دار کوله پشتی حمل آن را آسان می‌کرد، حتی وقتی پر از کتاب بود.

cut [اسم]
اجرا کردن

مدل دوخت

Ex: The tailored cut of the suit accentuated his physique , giving him a polished and professional appearance .

برش سفارشی کت و شلوار فیزیک او را برجسته کرد و به او ظاهری آراسته و حرفه‌ای بخشید.

glamour [اسم]
اجرا کردن

فریبندگی

Ex: The old Hollywood movie captured the timeless glamour of the 1950s with its elegant costumes and set designs .

فیلم قدیمی هالیوود با لباس‌ها و طراحی‌های دکور شیک خود، جلوه بی‌زمان دهه 1950 را به تصویر کشید.

footwear [اسم]
اجرا کردن

پاپوش (کفش، چکمه و...)

Ex: He slipped off his footwear before entering the sacred temple , as a sign of respect .

او قبل از ورود به معبد مقدس، به نشانه احترام کفشهایش را درآورد.

to strip [فعل]
اجرا کردن

لباس کسی را درآوردن

Ex: The police stripped the suspect of his clothing as part of the search procedure .

پلیس به عنوان بخشی از فرآیند جستجو، لباس‌های مظنون را درآورد.

shoelace [اسم]
اجرا کردن

بند کفش

Ex: The child struggled to learn how to tie her shoelaces , practicing diligently until she got it right .

کودک برای یادگیری بستن بند کفشهایش تلاش کرد، با پشتکار تمرین کرد تا اینکه موفق شد.

velvet [اسم]
اجرا کردن

مخمل

Ex: The tailor carefully measured the velvet before cutting it for the gown .

خیاط قبل از بریدن مخمل برای لباس، آن را به دقت اندازه گرفت.

waistline [اسم]
اجرا کردن

دور کمر

Ex: The waistline of the pants was adjustable , allowing for a customized fit .

دور کمر شلوار قابل تنظیم بود، که امکان تناسب سفارشی را فراهم می‌کرد.

wig [اسم]
اجرا کردن

کلاه‌گیس

Ex: After losing her hair due to chemotherapy , she felt more confident wearing a wig .

بعد از از دست دادن موهایش به دلیل شیمی‌درمانی، او با پوشیدن یک کلاه‌گیس احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: Wearing pajamas to a formal event would be inappropriate attire .

پوشیدن پیژامه در یک مراسم رسمی، پوشش نامناسبی خواهد بود.

apparel [اسم]
اجرا کردن

پوشاک

Ex: He sorted through the racks of apparel , searching for the perfect outfit for the job interview .

او میان قفسه‌های پوشاک گشت، در جستجوی لباس مناسب برای مصاحبه شغلی.

heels [اسم]
اجرا کردن

کفش پاشنه‌بلند

Ex: The heels of her shoes clicked against the pavement as she hurried down the street .

پاشنه‌های کفش او بر روی سنگفرش کلیک می‌کردند در حالی که او در خیابان عجله می‌کرد.

wetsuit [اسم]
اجرا کردن

تن‌پوش غواصی

Ex: The wetsuit provided insulation and protection against the cold currents .

لباس غواصی عایق و محافظت در برابر جریان‌های سرد را فراهم کرد.