سطح بالای متوسط - رویدادها و حوادث
اینجا، شما کلماتی برای رویدادها و حوادث مانند حادثه، مناسبت، تراژدی و مراسم یاد خواهید گرفت، که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Ablauf oder Inhalt von Ereignissen

اتفاق, رویداد
او رویدادهای روزانه در روستا را مستند کرد.
Ein spezifischer Grund oder Auslöser für eine Handlung oder Reaktion

دلیل, علت
به من دلیلی معتبر برای رفتارت بده!
Die Art und Weise, wie sich etwas über einen Zeitraum entwickelt oder abspielt

روند, فرآیند
در روند گفتگو، راهحلها پیدا شدند.
Aus Versehen sich selbst aussperren

در را به روی خود قفل کردن
او به طور تصادفی خود را قفل کرد.
Eine bemerkenswerte Erscheinung oder ein besonderes Ereignis, das wissenschaftlich, sozial oder kulturell bedeutsam ist

پدیده
بسیاری موفقیت خود را یک پدیده غیرقابل توضیح میدانند.
Etwas vorzeitig beenden oder nicht zu Ende führen

متوقف کردن, قطع کردن، ناتمام گذاشتن
برای لغو فرآیند، ESC را فشار دهید.
Eine geplante Reihe von Handlungen mit einem bestimmten Ziel

عملیات
اقدام « شهر تمیز » هفته آینده برگزار خواهد شد.
Ein bedeutendes Ereignis oder Ergebnis, das einen Fortschritt oder Wendepunkt markiert

نقطه عطف
اولین قدم روی ماه یک نقطه عطف برای بشریت بود.
Ein unerwartetes Ereignis, oft negativ oder problematisch

پیشامد, اتفاق، رویداد، واقعه
حادثه باعث هیجان در شهر شد.
Sich ereignen

اتفاق افتادن, رخ دادن
گاهی اوقات، معجزات رخ میدهند.
Ein besonderes oder wichtiges Ereignis

رویداد, حادثه
در طول جشن، رویدادهای زیادی رخ داد.
Ein sehr schlimmes, trauriges Ereignis

فاجعه, مصیبت
او از تراژدی که برایش اتفاق افتاد گفت.
Ein Ereignis, das negative Aufmerksamkeit und Empörung verursacht

رسوایی
رسوایی منجر به استعفاها شد.
Ein großes Feuer, das Schaden verursacht

آتشسوزی, حریق
علت آتشسوزی هنوز در حال بررسی است.
Eine plötzliche, laute und zerstörerische Kraftentladung

انفجار
انفجار در سراسر شهر شنیده شد.
Ein feierliches Ereignis mit bestimmten Ritualen

مراسم, جشن
مراسم در سالن بزرگ برگزار شد.
Eine öffentliche Versammlung, bei der Menschen ihre Meinung zeigen

تظاهرات
تظاهرات به دلیل هوای بد به تعویق افتاد.
