Eine günstige Gelegenheit oder Möglichkeit, etwas zu erreichen

شانس, فرصت، بخت
شانسها خوب است که ما برنده شویم.
Eine Wahl zwischen Optionen treffen oder ein Ergebnis bestimmen

تصمیم گرفتن, تصمیمگیری کردن
سرنوشت طور دیگری تصمیم گرفت.
Das Ergebnis eines Überlegungsprozesses, bei dem man sich für eine Option entscheidet

تصمیم
او از تصمیم عجولانه خود پشیمان است.
Unfähig, eine Entscheidung zu treffen

مردد, نامطمئن
او کاملاً بیتصمیم بود که کدام مدل را انتخاب کند.
Eine Lösung, bei der zwei Seiten aufeinander zugehen und beide auf etwas verzichten

سازش, مصالحه، توافق
توافق به درگیری پایان داد.
Der Grund oder das Ziel, warum etwas gemacht wird

دلیل, هدف، مقصود
هدف قانون روشن است.
Etwas planen oder beabsichtigen zu tun

قصد داشتن, برنامه داشتن
آیا قصد دارید مدت طولانی بمانید ؟
Für einen bestimmten Zweck geeignet sein

مناسب بودن
هر پارچهای برای لباس تابستانی مناسب نیست.
Sich große Mühe geben, um etwas zu erreichen

تلاش کردن, زحمت کشیدن
ما تلاش کردیم، اما خیلی سخت بود.
Etwas schaffen oder erfolgreich sein

موفق شدن
همه چیز طبق برنامه موفق شد.
Eine Aufgabe oder Arbeit abschließen oder fertig machen

حل و فصل کردن, رسیدگی کردن، انجام دادن
ما باید به زودی مشکل را حل کنیم.
Eine endgültige Entscheidung treffen oder eine verbindliche Zusage machen

خود را متعهد کردن, خود را درگیر کردن
او متعهد شد که در تابستان سفر کند.
Etwas verbindlich oder offiziell bestimmen

مشخص کردن, نهایی کردن
قانون استانداردهایی برای حفاظت از محیط زیست تعیین میکند.
sicher bestimmt, entschieden oder bekannt sein; nicht mehr offen sein
Etwas durch Beobachtung oder Untersuchung herausfinden

متوجه شدن
تکنسین یک نقص را تشخیص میدهد.
Offiziell anerkannt oder gültig sein

معتبر بودن, اعتبار داشتن
آیا این بهانه را معتبر میدانید ؟
Jemanden auf etwas aufmerksam machen

اشاره کردن
او به من اشاره کرد که کلیدهایم را فراموش کردهام.
Auf etwas aufmerksam sein, etwas beachten, auf etwas aufpassen

توجه کردن, مراقب بودن
او به جزئیات توجه میکند.
Ausreichend sein

کافی بودن, کفایت کردن
گاهی یک لبخند برای خوشحال کردن کسی کافی است.
Etwas energisch oder förmlich fordern

تقاضا کردن, خواستن، مطالبه کردن
کارکنان شرایط کاری بهتری درخواست میکنند.
Etwas bewusst nicht tun oder umgehen, um negative Folgen zu verhindern

اجتناب کردن, دوری کردن
لطفاً از تماسهای غیرضروری اجتناب کنید !
Auf Vernunft basierend

منطقی, معقول
ما باید با پول خود معقولانه برخورد کنیم.
