Ein genau bestimmter Moment in der Zeit, oft für Handlungen oder Ereignisse

لحظه, نقطه، زمان
لطفاً یک لحظه مناسب پیشنهاد کنید.
Ein sehr kurzer Zeitabschnitt

لحظه, زمان کوتاه
لحظه سکوت تکاندهنده بود.
Der Zeitpunkt, an dem etwas anfängt

شروع, آغاز، ابتدا
آغاز یک کار جدید همیشه هیجانانگیز است.
Der Zeitraum, in dem etwas andauert oder besteht

مدت, مدتزمان، طول
مدت امتحان خیلی کوتاه بود.
Ein festgelegter Zeitraum für die Erledigung von etwas

مهلت, موعد، مدتزمان
در چه مهلتی باید پاسخ دهم؟
Die Zeit, die noch kommt und in der etwas geschehen wird

آینده
آینده امروز آغاز میشود !
In der Zeit, die noch kommt

در آینده
مشکلات آینده باید اجتناب شوند.
Am Beginn eines Zeitraums oder Vorgangs

در ابتدا, اول
در ابتدا، همه چیز خوب پیش رفت.
Am Anfang

در ابتدا, اولش
ابتدا این نقطه را بررسی کنید.
Bezeichnet eine zeitliche oder logische Abfolge

سپس, بعد از آن
ابتدا بررسی کن، سپس اقدام کن !
Zu einem späteren Zeitpunkt

بعد از آن, بعدش
او بعداً از آن پشیمان شد.
Zu einem späteren Zeitpunkt nach etwas

بعد از آن
بعداً، او از تصمیم خود پشیمان میشود.
Am Ende eines Prozesses oder nach längerer Zeit

بالاخره, نهایتا، سرانجام
تیم تمام شب کار کرد و بالاخره گزارش آماده شد.
Leitet einen temporalen Nebensatz ein, der eine Handlung beschreibt, die seit einem bestimmten Zeitpunkt andauert

از آن موقع, از آن موقع تا به حال
از زمانی که ماشینم را فروختهام، با اتوبوس سفر میکنم.
Beschreibt eine parallel verlaufende Handlung oder Entwicklung, während gleichzeitig ein anderer Zustand oder Prozess besteht

در همین حال, در این بین
بچهها بیرون بازی میکنند. در این میان، من کارهای خانه را انجام میدهم.
Nach einer gewissen Zeit

در این بین, در این فاصله، تا الان
کودک اکنون میتواند به تنهایی راه برود.
Zur selben Zeit stattfindend oder erfolgend

همزمان, در یک زمان
وظایف همزمان میتوانند بر تمرکز تأثیر بگذارند.
Bis zum jetzigen Zeitpunkt

تا حالا, تا به حال، تا به امروز
روزت تاکنون چطور بوده است ؟
Schon seit langer Zeit

مدتها پیش, خیلی وقت پیش
فناوری مدتهاست منسوخ شده است.
Nach langer Zeit oder Erwartung

سرانجام, نهایتا، بالاخره
بالاخره تابستان فرا رسیده است.
Vor nicht langer Zeit

به تازگی, اخیرا
این فیلم اخیراً منتشر شده است.
Bezeichnet einen Zeitpunkt vor kurzer Zeit in der Vergangenheit

اخیراً, جدیداً، کمی وقت پیش
اخیراً، باران زیادی باریده است.
Vor kurzer Zeit, gerade eben oder eben vor wenigen Minuten passiert

مدتی پیش, کمی قبل
چند لحظه پیش تو را بیرون دیدم.
Bezieht sich auf den aktuellen oder einen konkret gemeinten Zeitpunkt oder Vorgang im Gegensatz zu früheren oder zukünftigen Gelegenheiten

این دفعه, اینبار
چرا این بار اینقدر بیادب هستی ؟
Bezeichnet den gegenwärtigen Zeitpunkt oder einen Übergang zu einer neuen Situation

حالا, الان
Nun زمستان آغاز میشود.
Zum passenden oder vereinbarten Zeitpunkt

سر وقت, سر زمان، در زمان
او به موقع پرداخت نکرد.
Der letztmögliche Zeitpunkt

در دیرترین حالت, حداکثر (ساعت)
من حداکثر ماه آینده شروع خواهم کرد.
