واژگان ضروری برای GRE - با رنگ های پرنده بگذرید

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد موفقیت، مانند "alumna"، "confer"، "demerit" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
alma mater [اسم]
اجرا کردن

مدرسه یا دانشگاه سابق

Ex: They visited their alma mater to tour the renovated library .

آن‌ها از alma mater خود دیدن کردند تا از کتابخانه بازسازی شده بازدید کنند.

alumna [اسم]
اجرا کردن

فارغ التحصیل (زن)

Ex:

مجله دانشگاه شامل مصاحبه‌هایی با فارغ‌التحصیلان زن است که سهم قابل توجهی در حرفه‌های خود داشته‌اند.

alumnus [اسم]
اجرا کردن

فارغ‌التحصیل (معمولاً مرد)

Ex: After graduation , he became a successful entrepreneur , making his alma mater proud of their accomplished alumnus .

پس از فارغ‌التحصیلی، او یک کارآفرین موفق شد و دانشگاهش را به داشتن چنین فارغ‌التحصیل موفقی مفتخر کرد.

colloquium [اسم]
اجرا کردن

سمینار

Ex: The keynote speaker delivered a compelling address at the colloquium , highlighting emerging challenges and opportunities in the field .

سخنران اصلی در همایش یک سخنرانی قانع‌کننده ارائه داد و چالش‌ها و فرصت‌های نوظهور در این زمینه را برجسته کرد.

collegiate [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The collegiate housing complex provided amenities for students .

مجتمع مسکونی دانشگاهی امکاناتی برای دانشجویان فراهم کرد.

اجرا کردن

جشن فارغ‌التحصیلی

Ex: The commencement program included speeches , musical performances , and the official conferring of degrees .

برنامه آغاز شامل سخنرانی‌ها، اجراهای موسیقی و اعطای رسمی مدارک بود.

to confer [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The organization regularly confers certifications on professionals who meet the standards .

سازمان به طور منظم گواهینامه‌هایی را به متخصصانی که استانداردها را رعایت می‌کنند اعطا می‌کند.

convocation [اسم]
اجرا کردن

فراخوانی

Ex: She was thrilled to be part of the convocation that honored distinguished alumni .

او از اینکه بخشی از فراخوانی بود که فارغ‌التحصیلان برجسته را تجلیل می‌کرد، هیجان‌زده بود.

cum laude [قید]
اجرا کردن

به‌عنوان شاگرد سوم

Ex: He earned his degree cum laude after years of dedication and study .

او پس از سال‌ها فداکاری و مطالعه، مدرک خود را با عنوان cum laude کسب کرد.

curricular [صفت]
اجرا کردن

مربوط به برنامه تحصیلی

Ex: The college offers a broad range of extracurricular and curricular programs .

کالج طیف گسترده‌ای از برنامه‌های درسی و فوق‌برنامه ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

با درجه عالی (شاگرد دوم)

Ex:

پس از چهار سال کار سخت، او مدرک خود را مگنا کام لائود دریافت کرد.

اجرا کردن

با عالی‌ترین درجه (شاگرد اول)

Ex:

او مدرک مهندسی خود را با بالاترین افتخار (summa cum laude) به پایان رساند.

demerit [اسم]
اجرا کردن

امتیاز منفی

Ex: Repeated use of inappropriate language led to demerits for the offender in the workplace .

استفاده مکرر از زبان نامناسب منجر به نمره منفی برای متخلف در محیط کار شد.

اجرا کردن

وابسته به یک رشته تحصیلی

Ex: The conference featured several disciplinary sessions on marine biology .

کنفرانس شامل چند جلسه تخصصی در مورد زیست‌شناسی دریایی بود.

اجرا کردن

رساله (دکترا)

Ex: Her dissertation focused on the impact of technology in education .

پایان‌نامه او بر تأثیر فناوری در آموزش متمرکز بود.

expulsion [اسم]
اجرا کردن

اخراج

Ex: Her expulsion from the team came as a result of repeated tardiness .

اخراج او از تیم در نتیجه تاخیرهای مکرر بود.

entrant [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌کننده

Ex: The sports league had to adjust its rules to accommodate the new entrant .

لیگ ورزشی مجبور شد قوانین خود را برای پذیرش تازه وارد تنظیم کند.

endowment [اسم]
اجرا کردن

تامین‌کننده مالی یک موسسه

Ex: The library 's rare book acquisitions are financed by its endowment .
اجرا کردن

مدرک معادل دیپلم

Ex: He was determined to get his General Equivalency Diploma to improve his career prospects .

او مصمم بود که دیپلم معادل عمومی خود را برای بهبود چشم‌اندازهای شغلی خود به دست آورد.

اجرا کردن

مدرسه ابتدایی

Ex: The grammar school ’s curriculum focused on building strong literacy and numeracy skills .

برنامه درسی مدرسه ابتدایی بر ساختن مهارت‌های قوی سواد و حساب تمرکز داشت.

headmaster [اسم]
اجرا کردن

مدیر مدرسه

Ex: The headmaster 's office was located at the end of the main hallway .

دفتر مدیر در انتهای راهروی اصلی قرار داشت.

اجرا کردن

میان‌رشته‌ای

Ex:

همکاری بین‌رشته‌ای بین هنر و علوم منجر به یک نمایشگاه چندرسانه‌ای پیشگام شد.

اجرا کردن

بر داوطلبان در طول آزمون نظارت کردن

Ex: The school implemented a rotational system for teachers to invigilate different exams throughout the semester .

مدرسه یک سیستم چرخشی برای معلمان اجرا کرد تا نظارت بر امتحانات مختلف در طول ترم داشته باشند.

Ivy League [اسم]
اجرا کردن

لیگ آیوی

Ex: Attending an Ivy League can be a significant financial investment .

شرکت در یک لیگ آیوی می‌تواند یک سرمایه‌گذاری مالی قابل توجه باشد.

literacy [اسم]
اجرا کردن

سواد

Ex: The organization aims to increase literacy among underserved populations .

سازمان هدف افزایش سوادآموزی در میان جمعیت‌های محروم از خدمات را دنبال می‌کند.

اجرا کردن

مدرسه مغناطیسی

Ex: The city ’s top magnet school offers specialized courses in science and technology .

بهترین مدرسه مغناطیسی شهر دوره‌های تخصصی در علوم و فناوری ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

نام‌نویسی کردن

Ex: The university offers a special program for students who matriculate in January .

دانشگاه برنامه ویژه‌ای برای دانشجویانی که در ژانویه ثبت‌نام می‌کنند ارائه می‌دهد.

prospectus [اسم]
اجرا کردن

لیست رشته‌ها

Ex: The prospectus highlighted the various scholarship opportunities available .

پروپکتوس فرصت‌های مختلف بورسیه موجود را برجسته کرد.

scholastic [صفت]
اجرا کردن

تحصیلی

Ex: He received an award for his scholastic accomplishments in science .

او برای دستاوردهای آکادمیک خود در علم جایزه دریافت کرد.

sophomore [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال دومی

Ex: Mark 's brother is a sophomore in high school and has joined the debate team .

برادر مارک یک دانشجوی سال دوم در دبیرستان است و به تیم مناظره پیوسته است.

sorority [اسم]
اجرا کردن

انجمن دانشگاهی (مختص دختران)

Ex: Sorority houses serve as hubs for social gatherings and group activities , fostering a sense of belonging among members .

خانه‌های انجمن خواهری به عنوان مراکزی برای گردهمایی‌های اجتماعی و فعالیت‌های گروهی عمل می‌کنند و حس تعلق را در بین اعضا تقویت می‌کنند.

to suspend [فعل]
اجرا کردن

موقت اخراج کردن

Ex: Due to his behavior , the school decided to suspend him for the rest of the week .

به دلیل رفتارش، مدرسه تصمیم گرفت او را برای بقیه هفته تعلیق کند.

recess [اسم]
اجرا کردن

زنگ تفریح

Ex: The teacher announced that recess would start early today .

معلم اعلام کرد که زنگ تفریح امروز زودتر شروع می‌شود.

اجرا کردن

کالج تحصیلات تکمیلی

Ex: He decided to attend a tertiary college to improve his A-level grades before university .

او تصمیم گرفت برای بهبود نمرات A-level خود قبل از دانشگاه، در یک کالج تحصیلات تکمیلی شرکت کند.

vocational [صفت]
اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: Vocational guidance helps individuals choose suitable career paths .

راهنمایی حرفه‌ای به افراد کمک می‌کند تا مسیرهای شغلی مناسب را انتخاب کنند.

syllabus [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: She reviewed the syllabus for the Economics course to understand the grading policy and course requirements .

او سرفصل درس اقتصاد را مرور کرد تا سیاست نمره‌دهی و الزامات دوره را درک کند.

studious [صفت]
اجرا کردن

درس‌خوان

Ex: Their studious group met every weekend to discuss philosophy .

گروه ساعی آنها هر آخر هفته برای بحث در مورد فلسفه ملاقات می‌کرد.