واژگان ضروری برای GRE - از نظر علمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد علم، مانند "آنتی ژن"، "کلون"، "لنف" و غیره را که برای آزمون GRE مورد نیاز است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
zoology [اسم]
اجرا کردن

جانورشناسی

Ex: The study of zoology involves learning about the diversity of animal life on Earth .

مطالعه جانورشناسی شامل یادگیری درباره تنوع زندگی حیوانات روی زمین می‌شود.

botany [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌شناسی

Ex:

آزمایشگاه‌های گیاه‌شناسی به میکروسکوپ‌ها برای مطالعه ساختار گیاهان مجهز هستند.

synthesis [اسم]
اجرا کردن

سنتز (شیمیایی)

Ex: Researchers are studying the synthesis of neurotransmitters to better understand how brain cells communicate .

محققان در حال مطالعه سنتز انتقال دهنده‌های عصبی هستند تا بهتر بفهمند که سلول‌های مغزی چگونه ارتباط برقرار می‌کنند.

antigen [اسم]
اجرا کردن

آنتی ژن

Ex: The body 's defense mechanism identifies the antigen as foreign .

مکانیسم دفاعی بدن آنتی‌ژن را به عنوان بیگانه شناسایی می‌کند.

cortisol [اسم]
اجرا کردن

کورتیزول

Ex:

کورتیزول در کنترل چرخه خواب و بیداری بدن نقش دارد.

clone [اسم]
اجرا کردن

کلون (زیست‌شناسی)

Ex: The lab technician confirmed that the clone had identical genetic material to the donor cell , ensuring the success of the cloning process .

تکنسین آزمایشگاه تأیید کرد که کلون ماده ژنتیکی یکسانی با سلول اهداکننده دارد، که موفقیت فرآیند شبیه‌سازی را تضمین می‌کند.

dominant [صفت]
اجرا کردن

غالب (ژنتیک)

Ex:

یک ژن غالب برای موهای صاف می‌تواند هر ژن مغلوب برای موهای موج‌دار را پنهان کند.

fetus [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: The fetus had started to move by the end of the first trimester .

جنین تا پایان سه ماهه اول شروع به حرکت کرده بود.

gene pool [اسم]
اجرا کردن

استخر ژن

Ex: The study analyzed the gene pool to understand evolutionary changes .

مطالعه استخر ژن را برای درک تغییرات تکاملی تجزیه و تحلیل کرد.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

incubation [اسم]
اجرا کردن

انکوباسیون

Ex: Incubation at the right temperature speeds up the fermentation process .

انکوباسیون در دمای مناسب فرآیند تخمیر را تسریع می‌کند.

lymph [اسم]
اجرا کردن

لنف

Ex: Increased lymph production is a response to an infection .

افزایش تولید لنف پاسخ به یک عفونت است.

membrane [اسم]
اجرا کردن

غشا

Ex: The membranes between muscles and bones are crucial for movement .

غشاها بین عضلات و استخوان ها برای حرکت حیاتی هستند.

to mutate [فعل]
اجرا کردن

جهش یافتن

Ex: The DNA of a population can slowly mutate , contributing to evolutionary processes .

DNA یک جمعیت می‌تواند به آرامی جهش یابد، به فرآیندهای تکاملی کمک می‌کند.

اجرا کردن

فرارسان عصبی

Ex: Serotonin acts as a neurotransmitter that affects sleep and mood .

سروتونین به عنوان یک انتقال دهنده عصبی عمل می‌کند که بر خواب و خلق و خو تأثیر می‌گذارد.

symbiosis [اسم]
اجرا کردن

هم‌زیستی

Ex: The relationship between bees and flowering plants is an example of mutualistic symbiosis , with the bees pollinating the plants and obtaining nectar .

رابطه بین زنبورها و گیاهان گلدار نمونه‌ای از همزیستی متقابل است، که در آن زنبورها گیاهان را گرده‌افشانی می‌کنند و شهد به دست می‌آورند.

specimen [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: The lab received a specimen from the field for further analysis .

آزمایشگاه یک نمونه از میدان برای تجزیه و تحلیل بیشتر دریافت کرد.

to secrete [فعل]
اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: Endocrine glands secrete hormones that play crucial roles in various bodily functions .

غده‌های درون‌ریز ترشح می‌کنند هورمون‌هایی که نقش‌های حیاتی در عملکردهای مختلف بدن دارند.

propagation [اسم]
اجرا کردن

انتشار

Ex: The propagation of the species was observed in the isolated ecosystem .

انتشار گونه در اکوسیستم ایزوله مشاهده شد.

اجرا کردن

رنگدانه

Ex: Her research focused on the pigmentation differences in animal fur .

تحقیقات او بر روی تفاوت‌های رنگدانه‌ای در خز حیوانات متمرکز بود.

physiology [اسم]
اجرا کردن

فیزیولوژی

Ex: The physiology of plants is a key topic in agricultural science .
to ovulate [فعل]
اجرا کردن

تخمک‌گذاری کردن

Ex: The doctor explained that women ovulate approximately once a month .

پزشک توضیح داد که زنان تقریباً ماهی یک بار تخمک‌گذاری می‌کنند.

nucleus [اسم]
اجرا کردن

هسته (سلول)

Ex: The nucleus plays a crucial role in cell division , as it coordinates the replication and distribution of genetic material to daughter cells .

هسته نقش حیاتی در تقسیم سلولی ایفا می‌کند، زیرا همانندسازی و توزیع ماده ژنتیکی به سلول‌های دختری را هماهنگ می‌کند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

اجرا کردن

تاریخ‌گذاری رادیوکربن

Ex: Carbon dating is a crucial tool in understanding the chronology of historical events and objects .

تاریخ‌گذاری کربنی ابزاری حیاتی برای درک گاه‌شماری رویدادها و اشیاء تاریخی است.

cybernetics [اسم]
اجرا کردن

سایبرنتیک

Ex: The study of cybernetics helps improve communication systems by understanding feedback loops and information processing .

مطالعه سیبرنتیک با درک حلقه‌های بازخورد و پردازش اطلاعات به بهبود سیستم‌های ارتباطی کمک می‌کند.

pathology [اسم]
اجرا کردن

آسیب‌شناسی

Ex:

پاتولوژی نقش حیاتی در درک علل زیربنایی بیماری‌ها و توسعه استراتژی‌های درمانی مؤثر دارد.

vivisection [اسم]
اجرا کردن

تشریح (جانور زنده)

Ex: The research required vivisection to understand the impact of surgical techniques .

تحقیق برای درک تأثیر تکنیک‌های جراحی به تشریح موجود زنده نیاز داشت.

اجرا کردن

آیرودینامیک

Ex: The design of wind turbines relies on aerodynamics to capture and convert wind energy into electrical power .

طراحی توربین‌های بادی به آیرودینامیک متکی است تا انرژی باد را جذب و به انرژی الکتریکی تبدیل کند.

volatile [صفت]
اجرا کردن

سریع‌درحال تغییر

Ex: Due to its volatile nature , the solution was kept in a sealed container .

به دلیل طبیعت فرار آن، محلول در یک ظرف دربسته نگهداری شد.

vacuum [اسم]
اجرا کردن

خلأ

Ex: The vacuum of space between celestial bodies is not completely empty but is characterized by extremely low density and pressure .

خلأ فضای بین اجرام آسمانی کاملاً خالی نیست اما با چگالی و فشار بسیار کم مشخص می‌شود.

thermal [صفت]
اجرا کردن

گرمایی

Ex: Heat transfer occurs through thermal conduction , convection , and radiation .

انتقال گرما از طریق هدایت حرارتی، همرفت و تابش صورت می‌گیرد.

refraction [اسم]
اجرا کردن

شکست

Ex: The optical illusion was caused by the refraction of light through the glass .

توهم نوری ناشی از شکست نور از طریق شیشه بود.

particle [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: Particles like photons exhibit both wave-like and particle-like behavior in quantum mechanics .

ذرات مانند فوتون‌ها هم رفتار موج‌گونه و هم ذره‌گونه در مکانیک کوانتومی نشان می‌دهند.

اجرا کردن

نوسان کردن

Ex: The windshield wipers on the car oscillated , clearing the raindrops with each motion .

برف پاک کن های ماشین نوسان می‌کردند، و با هر حرکت قطرات باران را پاک می‌کردند.

اجرا کردن

شکافت هسته‌ای

Ex: The chain reaction in a nuclear fission reactor is carefully controlled to ensure that the energy released is harnessed for electricity generation without causing a runaway reaction .

واکنش زنجیره‌ای در یک رآکتور شکافت هسته‌ای به دقت کنترل می‌شود تا اطمینان حاصل شود که انرژی آزاد شده برای تولید برق بدون ایجاد واکنش غیرقابل کنترل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اجرا کردن

هم‌جوشی هسته‌ای

Ex: The challenge of achieving sustainable nuclear fusion on Earth lies in confining the high-temperature plasma required for fusion and sustaining the reaction in a controlled manner .

چالش دستیابی به همجوشی هسته‌ای پایدار در زمین، در محدود کردن پلاسمای با دمای بالا مورد نیاز برای همجوشی و حفظ واکنش به صورت کنترل شده نهفته است.

momentum [اسم]
اجرا کردن

تکانه

Ex: Understanding momentum is crucial for predicting the impact of moving objects .

درک تکانه برای پیش‌بینی تأثیر اجسام متحرک حیاتی است.

isotope [اسم]
اجرا کردن

ایزوتوپ

Ex: Radioactive isotopes , like technetium-99 m , are employed in medical imaging for diagnostic purposes .

ایزوتوپ‌های رادیواکتیو، مانند تکنسیوم-99m، در تصویربرداری پزشکی برای اهداف تشخیصی به کار می‌روند.

kinetic [صفت]
اجرا کردن

جنبشی

Ex: Kinetic friction occurs between surfaces in contact , resisting the relative motion between them .

اصطکاک جنبشی بین سطوح در تماس رخ می‌دهد و در برابر حرکت نسبی بین آنها مقاومت می‌کند.