واژگان ضروری برای GRE - قطرهای در اقیانوس
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد جغرافیا، مانند "جویبار"، "یخچالی"، "فلور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a large collection of islands or the sea surrounding them

مجمعالجزایر
مسافران اغلب مجمعالجزایر یونان را برای جزایر زیبای آن کاوش میکنند.
an area of land that is covered with water or is always very wet

باتلاق, مرداب
فولکلور محلی اغلب داستانهایی از موجودات مرموزی را نقل میکند که در اعماق باتلاق پنهان شدهاند و این بر جذابیت و رمز و راز آن میافزاید.
a lake, either natural or artificial, from which water is supplied to houses

مخزن پشت سد, دریاچه پشت سد
محیطبانان کیفیت آب مخزن را کنترل میکنند تا اطمینان حاصل کنند که استانداردهای سلامتی برای حیات وحش و مصرف انسانی را برآورده میکند.
a steep cliff or edge of a rock face, often with a significant drop

پرتگاه, سراشیبی
او در حالی که روی لبه پرتگاه صخره بلند ایستاده بود، هیجان را احساس کرد.
a large body of land that is partially surrounded by water but is attached to a larger area of land

شبهجزیره
شبهجزیره عربستان یک منطقه بیابانی وسیع غنی از نفت و تاریخ فرهنگی است که توسط چندین بدنه آبی از جمله دریای سرخ و خلیج فارس احاطه شده است.
the highest point or summit of a mountain

قله, اوج
قله پوشیده از برف از مایلها دورتر قابل مشاهده بود.
a small, natural watercourse or stream; typically characterized by a gentle and continuous flow

نهر
آب زلال جویبار در نور خورشید میدرخشید.
a layer of matter that has been accumulated, particularly by a body of water

رسوب, تهنشست
مهندسان رسوبات در رودخانهها را مطالعه میکنند تا خطرات سیل را پیشبینی کنند.
relating to or located at or near the geographic equator, the imaginary line dividing the Earth into the Northern and Southern Hemispheres

استوایی, مربوط به خط استوا
جریانهای استوایی نقش مهمی در سیستم گردش اقیانوس جهانی ایفا میکنند.
relating to a large mass of compressed ice like those near the poles or on mountains

یخچالی (جغرافیا)
رسوبات یخچالی باقیمانده از صفحات یخی باستانی، چشمانداز منطقه را شکل دادند.
an open and high land covered with grass, bushes and heather

زمین خلنگ زار, مرتع
مسیر آنها را از میان چشمانداز ناهموار مورلند هدایت کرد.
an area of land, particularly in reference to its physical or natural features

ناهمواری, زمین
کشاورزان تکنیکهای کشت خود را با زمینه متنوع زمینهای خود تطبیق دادند، از تراسبندی در شیبها و سیستمهای آبیاری در مناطق کمارتفاع استفاده کردند تا بهرهوری کشاورزی را بهینه کنند.
a structure built along the water's edge; often with a platform for ships to load and unload goods

اسکله
ساخت یک اسکله جدید کارایی حمل و نقل بندر را بهبود بخشید.
a low-lying piece of land between hills or mountains, often with a river flowing through it

دره
جاده از میان دره باریک بین کوهها میگذرد.
(of land or a climate) very dry because of not having enough or any rain

خشک, بیآبوعلف
مناطق خشک مستعد بیابانزایی هستند، فرآیندی که در آن زمین حاصلخیز به دلیل فعالیتهای انسانی یا تغییرات آب و هوایی به طور فزایندهای خشک شده و قادر به حمایت از پوشش گیاهی نیست.
a small steep waterfall, usually one of several others

آبشار کوچک
راهنما یک آبشار معروف را به عنوان یک جاذبه دیدنی برجسته کرد.
a natural or man-made structure built along a river or waterway to prevent flooding by confining the water within its boundaries

سد, بند
سیستم سد شهر برای نگه داشتن رودخانه در محدوده بانکهای آن طراحی شده بود.
the upper layer of trees in a forest that creates a dense cover with interlocking leaves; offering shade and shelter in the ecosystem

تاجپوش, سایبان جنگل
سایبان** انبوه بخش زیادی از نور خورشید را از رسیدن به کف جنگل مسدود کرد.
communities of plant life native to a specific area or period

گیاهان (یک منطقه)
او فلورا مصر باستان را برای مطالعه تاریخی خود مستند کرد.
a plant or tree's branches and leaves collectively

برگ درختان
در پاییز، شاخ و برگ درختان به رنگهای درخشان قرمز و نارنجی تبدیل میشود.
a plant-like organism that often grows on organic matter and has no flowers or leaves, such as moulds and mushrooms

قارچ
پنی سیلین، یک آنتی بیوتیک انقلابی، از نوعی قارچ به دست می آید.
(of plants) lasting for several years, often returning and flowering repeatedly during its life cycle

چند ساله, همیشگی
باغ شامل انواع گیاهان چندساله بود که سال به سال رنگ و نشاط میافزود.
to deposit pollen on a plant or flower so that it can produce new seeds or fruit

گردهافشانی کردن
برخی از گیاهان، مانند ذرت، توسط باد گرده افشانی میشوند، در حالی که دیگران، مانند گوجه فرنگی، به زنبورها وابسته هستند.
a small and young tree

نهال
نهال با نور خورشید و مواد مغذی فراوان به سرعت رشد کرد.
a new growth on a tree or plant or the part of a plant that starts to appear above the ground because it is growing

جوانه (گیاه)
جوانه بامبو، یک خوشمزه در آشپزی آسیایی، برداشت و برای سرخ کردن آماده شد، که به خاطر بافت نرم و طعم ملایمش ارزشمند است.
(of a seed or plant) to begin growing

جوانه زدن, سبز شدن
تعجب نکنید اگر دیدید دانههای کدو تنبل در شرایط مناسب در توده کمپوست سبز میشوند.
(of an object) able to be broken down by living organisms such as bacteria, which is then safe for the environment

تجزیهپذیر
برخی از شویندهها و محصولات تمیزکننده با مواد قابل تجزیه بیولوژیکی فرموله شدهاند تا تأثیر محیطی را به حداقل برسانند.
to make a place, substance, etc. dirty or harmful by adding dangerous material

آلوده کردن
نشت نفت میتواند ساحلها و اکوسیستمهای دریایی را آلوده کند و باعث خسارات گسترده زیستمحیطی شود.
related to the connection between animals, plants, and humans and their environment

زیستبومی, بومشناسی
آگاهی اکولوژیک افراد را تشویق میکند تا در زندگی روزمره خود از روشهای دوستدار محیط زیست استفاده کنند.
liquid waste or sewage discharged into rivers, lakes, or the sea

فاضلاب, فاضلاب
پساب از مزارع کشاورزی، که سرشار از کودها و آفتکشها است، اغلب به جویبارهای نزدیک راه مییابد و باعث آلودگی و عدم تعادل اکوسیستم میشود.
(of a vehicle) not producing gases harmful to the environment

بدونآلاینده, پاک
سرمایهگذاری در فناوری بدون انتشار برای کاهش ردپای کربن و مبارزه با تغییرات آبوهوایی حیاتی است.
in relation to activities that minimize disruption to ecosystems; emphasizing sustainability and reduced ecological footprint

کم اثر, کم تهاجمی
او در یک کارگاه درباره زندگی کماثر برای یادگیری عادات پایدار شرکت کرد.
a small amount of rain, snow, etc. that moves in a quick and stormy way and lasts only for a short period of time

طوفان ناگهانی, بارش ناگهانی، برف و بوران
یک تندباد برف جادهها را لغزنده کرد.
a very powerful wind

تندباد, طوفان
توفان شدید خارج از خانه شنیدن هر چیزی را دشوار کرده بود، حتی از داخل خانه.
the line where the sky and earth seem to come in contact with each other

افق
غروب خورشید افق را با رنگهای صورتی و نارنجی رنگ آمیزی کرد.
a period in the summer during which wind blows and rain falls in India or other hot South Asian countries

باران موسمی
هواشناسان شرایط جوی را به دقت زیر نظر میگیرند تا شروع و مدت مونسون را پیشبینی کنند، به جوامع کمک میکنند تا برای ورود آن آماده شوند.
a period during which the weather becomes warmer causing snow and ice to melt

گرم شدن هوا
پس از زمستانی طولانی، ذوب شدن بهاری اولین نشانههای سبزی را آشکار کرد.
having the capacity to be used to grow crops

قابلزرع, قابلکشت، زمین مزروعی
کشاورزی قابل کشت به زمینی نیاز دارد که برای کشت محصولات مناسب باشد.
the practice of preparing and using land for growing crops, especially on a large scale

کشت, زراعت
کیفیت خاک به طور مستقیم بر کشت سبزیجات تأثیر میگذارد.
