واژگان ضروری برای GRE - قطره‌ای در اقیانوس

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد جغرافیا، مانند "جویبار"، "یخچالی"، "فلور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
archipelago [اسم]
اجرا کردن

مجمع‌الجزایر

Ex: Japan is situated in an archipelago made up of four main islands .

ژاپن در یک مجمع‌الجزایر متشکل از چهار جزیره اصلی واقع شده است.

swamp [اسم]
اجرا کردن

باتلاق

Ex: Explorers traversed the swamp carefully , navigating through dense vegetation and muddy terrain .

کاشفان با دقت از باتلاق عبور کردند، از میان پوشش گیاهی انبوه و زمین گلی گذر کردند.

reservoir [اسم]
اجرا کردن

مخزن پشت سد

Ex: The city 's reservoir provides a reliable source of drinking water for its residents , ensuring a constant supply even during dry periods .

مخزن آب شهر منبع قابل اعتمادی از آب آشامیدنی برای ساکنان آن فراهم می‌کند و حتی در دوره‌های خشک نیز تأمین مداوم را تضمین می‌کند.

precipice [اسم]
اجرا کردن

پرتگاه

Ex: A sudden gust of wind made the precipice seem even more daunting .

وزش ناگهانی باد، پرتگاه را حتی ترسناک‌تر کرد.

peninsula [اسم]
اجرا کردن

شبه‌جزیره

Ex: The Scandinavian Peninsula is one of the largest peninsulas in Europe , comprising Norway and Sweden .

شبه‌جزیره اسکاندیناوی یکی از بزرگ‌ترین شبه‌جزیره‌های اروپا است که شامل نروژ و سوئد می‌شود.

pinnacle [اسم]
اجرا کردن

قله

Ex: Conquering the pinnacle required both skill and endurance .

فتح قله هم مهارت و هم استقامت می‌خواست.

brook [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: A small bridge crossed over the brook in the park .

یک پل کوچک از روی جویبار در پارک عبور می‌کرد.

deposit [اسم]
اجرا کردن

رسوب

Ex: The coastal cliffs reveal layers of fossilized shell deposits from past marine life .

صخره‌های ساحلی لایه‌هایی از رسوبات صدف‌های فسیل شده از زندگی دریایی گذشته را آشکار می‌کنند.

equatorial [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex: The rainforests are most abundant in equatorial regions .

جنگل‌های بارانی بیشترین فراوانی را در مناطق استوایی دارند.

glacial [صفت]
اجرا کردن

یخچالی (جغرافیا)

Ex: The park features a glacial lake that was formed during the last Ice Age .

پارک دارای یک دریاچه یخی است که در آخرین عصر یخبندان شکل گرفته است.

moorland [اسم]
اجرا کردن

زمین خلنگ زار

Ex: The moorland was misty and quiet in the early morning .

زمین باتلاقی صبح زود مه آلود و آرام بود.

terrain [اسم]
اجرا کردن

ناهمواری

Ex: The diverse terrain of the national park attracted outdoor enthusiasts seeking adventure , from dense forests to rocky cliffs and serene lakes .

زمین‌چهره متنوع پارک ملی، علاقه‌مندان به طبیعت را که در جستجوی ماجراجویی بودند، از جنگل‌های انبوه تا صخره‌های سنگی و دریاچه‌های آرام، جذب کرد.

wharf [اسم]
اجرا کردن

اسکله

Ex: Crates of fruit were stacked on the wharf ready for export .

جعبه‌های میوه روی اسکله چیده شده بودند، آماده برای صادرات.

vale [اسم]
اجرا کردن

دره

Ex: In the vale , the flowers bloom beautifully in the spring .

در دره، گل‌ها در بهار زیبا شکوفه می‌زنند.

arid [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: People living in arid climates often rely on advanced irrigation techniques and water conservation practices to sustain agriculture and daily life .

افرادی که در آب و هوای خشک زندگی می‌کنند اغلب به تکنیک‌های پیشرفته آبیاری و روش‌های صرفه‌جویی در آب برای حفظ کشاورزی و زندگی روزمره متکی هستند.

cascade [اسم]
اجرا کردن

آبشار کوچک

Ex: The rocky landscape was dotted with numerous cascades .

چشم‌انداز سنگی با تعداد زیادی آبشار پوشیده شده بود.

levee [اسم]
اجرا کردن

سد

Ex: Floodwaters breached the old levee , causing significant damage .

آب‌های سیلابی سد قدیمی را شکستند و خسارات قابل توجهی به بار آوردند.

canopy [اسم]
اجرا کردن

تاج‌پوش

Ex: The canopy of the rainforest is home to many species of wildlife .

سایبان جنگل بارانی خانه بسیاری از گونه‌های حیات وحش است.

flora [اسم]
اجرا کردن

گیاهان (یک منطقه)

Ex: The flora of the Arctic tundra is limited but resilient .

فلورا توندرای قطبی محدود اما مقاوم است.

foliage [اسم]
اجرا کردن

برگ درختان

Ex: Birds often build nests among the foliage of tall trees .

پرندگان اغلب لانه‌های خود را در میان شاخ و برگ درختان بلند می‌سازند.

fungus [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: The gardener noticed a white fungus growing on the leaves of his plants and took steps to remove it .

باغبان متوجه یک قارچ سفید شد که روی برگ‌های گیاهانش در حال رشد بود و برای برداشتن آن اقدام کرد.

perennial [صفت]
اجرا کردن

چند ساله

Ex: Perennial herbs like rosemary can thrive for years with proper care .

گیاهان چندساله مانند رزماری با مراقبت مناسب می‌توانند سال‌ها رشد کنند.

اجرا کردن

گرده‌افشانی کردن

Ex: Butterflies and other insects play a crucial role in pollinating various flowering plants .

پروانه‌ها و سایر حشرات نقش حیاتی در گرده‌افشانی گیاهان گلدار مختلف دارند.

sapling [اسم]
اجرا کردن

نهال

Ex: The gardener transplanted a sapling into a larger pot .

باغبان یک نهال را به گلدان بزرگتری منتقل کرد.

shoot [اسم]
اجرا کردن

جوانه (گیاه)

Ex: Pine tree seedlings were carefully transplanted to ensure their shoots had ample space and sunlight to grow into strong , mature trees .

نهال‌های درخت کاج با دقت جابجا شدند تا اطمینان حاصل شود که جوانه‌های آنها فضای کافی و نور خورشید برای رشد به درختان قوی و بالغ را دارند.

to sprout [فعل]
اجرا کردن

جوانه زدن

Ex:

دانه‌های آفتابگردان به سرعت می‌رویند وقتی در خاک غنی از مواد مغذی کاشته می‌شوند.

اجرا کردن

تجزیه‌پذیر

Ex: Organic matter , such as leaves and grass clippings , is biodegradable and can enrich the soil as it decomposes .

مواد آلی، مانند برگ‌ها و خرده‌های چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و می‌توانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه می‌شوند.

اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: Air pollution from industrial emissions can contaminate the atmosphere with harmful gases .

آلودگی هوای ناشی از انتشارات صنعتی می‌تواند اتمسفر را با گازهای مضر آلوده کند.

ecological [صفت]
اجرا کردن

زیست‌بومی

Ex: Human activities , such as urbanization and industrialization , can have profound ecological impacts on the environment .

فعالیت‌های انسانی، مانند شهرنشینی و صنعتی‌شدن، می‌توانند تأثیرات اکولوژیکی عمیقی بر محیط زیست داشته باشند.

effluent [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex:

پساب از سیستم فاضلاب شهر به دقت نظارت می‌شود تا از انتشار مواد مضر در محیط زیست جلوگیری شود.

اجرا کردن

بدون‌آلاینده

Ex: The government introduced tax incentives to encourage businesses to adopt zero-emission technologies .

دولت مشوق‌های مالیاتی را معرفی کرد تا کسب‌وکارها را به پذیرش فناوری‌های بدون انتشار تشویق کند.

low-impact [صفت]
اجرا کردن

کم اثر

Ex:

گزینه‌های سفر کم‌تأثیر، مانند دوچرخه‌سواری، به کاهش ردپای کربن کمک می‌کنند.

flurry [اسم]
اجرا کردن

طوفان ناگهانی

Ex: We saw a flurry of leaves swirling around in the wind .

ما یک تندباد از برگ‌ها را دیدیم که در باد می‌چرخید.

gale [اسم]
اجرا کردن

تندباد

Ex: The sailors reefed the sails to prepare for the incoming gale and the rough seas it would bring .

ملوانان بادبان‌ها را جمع کردند تا برای توفان پیش رو و دریاهای خروشانی که به همراه خواهد آورد آماده شوند.

horizon [اسم]
اجرا کردن

افق

Ex: The plane disappeared over the horizon as it flew toward its destination .

هواپیما در حالی که به سمت مقصد خود پرواز می‌کرد، از روی افق ناپدید شد.

monsoon [اسم]
اجرا کردن

باران موسمی

Ex: The monsoon climate supports lush vegetation and diverse ecosystems , contributing to the rich biodiversity of regions like India and Bangladesh .

آب و هوای مونسون از پوشش گیاهی سرسبز و اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند و به تنوع زیستی غنی مناطق مانند هند و بنگلادش کمک می‌کنند.

thaw [اسم]
اجرا کردن

گرم شدن هوا

Ex: The sudden thaw caused flooding in some low-lying areas .

ذوبان ناگهانی باعث سیل در برخی مناطق کم ارتفاع شد.

arable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌زرع

Ex: They invested in arable land to expand their crop production .

آن‌ها در زمین‌های قابل کشت سرمایه‌گذاری کردند تا تولید محصولات خود را گسترش دهند.

cultivation [اسم]
اجرا کردن

the practice of preparing and using land for growing crops, especially on a large scale

Ex: Cultivation of rice requires carefully flooded paddies .