مشتاق
علیرغم چالشها، رویکرد پرشور او برای حل مشکل هرگز متزلزل نشد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگیهای شخصی، مانند "پرشور"، "شادابی"، "با تدبیر" و غیره، که برای آزمون GRE مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مشتاق
علیرغم چالشها، رویکرد پرشور او برای حل مشکل هرگز متزلزل نشد.
گوشهگیر
دانشآموز منزوی با داوطلب شدن برای رهبری پروژه کلاس همه را شگفتزده کرد.
ولخرج
سبک زندگی پرزرق و برق و افراطی اسرافکار پایدار نبود.
نشاط
شادابی بازیگر انرژی پر جنب و جوشی به صحنه آورد.
شریف
علیرغم مواجهه با وسوسهها، او فضیلتمند باقی ماند و به اصول خود وفادار بود.
قوی
علیرغم سنش، سالمند پرنشاط سبک زندگی فعالی را حفظ کرد و به طور منظم پیادهروی میکرد.
غرور
او با نمایش مکرر دستاوردهای تحصیلیاش خودبینی نشان داد.
شجاعت
داستان شجاعت کسانی را که برای آزادی جنگیدند جشن گرفت.
ترسوایی
کمرویی کودک هنگام ملاقات با افراد جدید آشکار بود.
جسارت
پروژه آنها تا حدی به دلیل بیپروایی روشهای آزمایش نشدهشان شکست خورد.
شماتت کردن
آنها با اظهارات بیرحمانه درباره ظاهرش او را مسخره کردند.
باملاحظه
هنگام بحث در مورد تصمیمات دشوار با تیمش، مدیر همیشه با تدبیر باقی میماند تا روحیه و همکاری را حفظ کند.
فرومایه
آنها از روشهای پست آشکار شده در حسابرسی وحشت زده شدند.
زحمتکش
اخلاق کاری سختکوش او باعث شد ترفیع بگیرد.
نادان
رویکرد احمقانه او به وضعیت فقط اوضاع را بدتر کرد.
دیکتاتور
او به عنوان یک خودکامه شناخته میشد که قدرت را از طریق ترس و ارعاب حفظ میکرد.
جنگطلب
جو بار به طور فزایندهای جنگطلبانه شد در حالی که خشم در طول یک بحث داغ شعلهور شد.
سخاوتمند و مهربان
رهبر نیکوکار سیاستهایی را برای بهبود زندگی فقرا اجرا کرد.
مهربان
طبیعت خوشخو سگ او را به یکی از موردعلاقههای کودکان تبدیل کرد.
متعصب
جامعه سخت کار کرد تا با نگرشهای متعصبانهای که برای نسلها رایج بود مبارزه کند.
پرهیاهو
یک گروه پر سر و صدا به کافه هجوم آورد و صندلیها را واژگون کرد.
لافزن
شهرت او به عنوان لافزن باعث شد مردم به سختی او را جدی بگیرند.
پرانرژی
او یک پیادهروی تند صبحگاهی کرد تا خودش را بیدار کند.
شوالیهوار
حرکت شوالیهوار او در پرداخت هزینه غذا مورد تقدیر قرار گرفت.
باوجدان
به عنوان یک شهروند وجدانی، او به طور منظم داوطلب میشود تا از خیریههای محلی و ابتکارات جامعه حمایت کند.
باادب
پیشخدمت مودب بود، مطمئن میشد که هر نیاز برآورده شود.
هرزه
او خود را در محیطی هرزهگرا پر از افراط و زیادهروی یافت.
موذیانه
برای جلوگیری از تشخیص، او به تاکتیکهای مرموز متوسل شد.
غیر هوشمندانه
اظهار نظر احمقانه سارا در جلسه همکارانش را متحیر کرد و باعث شد در درک او از موضوع تردید کنند.
سلطهگر
علیرغم رفتار سلطهجویانهاش، او به طور غافلگیرانهای ناامن بود و به دنبال تأیید از اطرافیانش بود.
خودبینی
خودخواهی سیاستمدار در بیاعتنایی او به نیازهای رایدهندگانش آشکار بود.
احمق
او نمیتوانست باور کند که چنین توصیه احمقانهای از دوستش دریافت کرده است.
سرزنده
هواداران پرنشاط بودند در حالی که برای تیم مورد علاقهشان در بازی قهرمانی تشویق میکردند.
طاقت
استقامت او در مقابل از دست دادن شخصی تحسین برانگیز بود.
خوشرو
آنها از یک ناهار دوستانه با خنده و همراهی خوب لذت بردند.
مزاحمت
ترافیک سنگین در ساعات شلوغ یک مزاحمت بزرگ است.