500 فعل رایج انگلیسی - برترین 476 - 500 فعل
در اینجا بخش 20 از لیست رایجترین افعال در انگلیسی مانند "آزار دادن"، "تعقیب کردن"، و "شنا کردن" به شما ارائه شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to succeed in solving, controlling, or dealing with something difficult

غلبه کردن, چیره شدن، غالب آمدن
ورزشکاران با انجام توانبخشی و تمرین مداوم بر آسیبها غلبه میکنند.
to annoy or trouble someone, especially when they are busy or want to be left alone

اذیت کردن, آزردن، مزاحم شدن
به من بگویید اگر شما را اذیت میکنم، و شما را تنها خواهم گذاشت.
to pursue wild animals in order to kill or catch them, for sport or food

شکار کردن
ما باید قوانین حفاظت از حیات وحش را رعایت کنیم و گونههای محافظت شده را شکار نکنیم.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
به جای شکایت از آب و هوا، سارا تصمیم گرفت از روز بارانی نهایت استفاده را ببرد و در خانه ماند و کتاب خواند.
to break apart violently and noisily in a way that causes destruction

منفجر شدن, ترکیدن
نارنجک منفجر شد، و در میان سربازان هرج و مرج و وحشت ایجاد کرد.
to move through water by moving parts of the body, typically arms and legs

شنا کردن
آنها در حال یادگیری شنا در استخر هستند.
(of a construction) to fall down suddenly, particularly due to being damaged or weak

فرو ریختن, فرو پاشیدن
برج باستانی زیر وزن برف فرو ریخت.
to show a lot of respect for someone or something

احترام گذاشتن, احترام قائل شدن
مدرسه معلم بازنشسته را به پاس سالهای خدمت فداکارانهاش با تقدیر صمیمانهای گرامی داشت.
to cook in hot oil or fat

سرخ کردن
او بوقلمون را برای شام روز شکرگزاری سرخ خواهد کرد.
to do physical activities or sports to stay healthy and become stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
ما معمولاً صبحها ورزش میکنیم تا روزمان را پرانرژی شروع کنیم.
to transmit a disease to a person, animal, or plant

بیمار کردن, آلوده کردن
اگر اقدامات احتیاطی مناسب انجام نشود، احتمالاً ویروس افراد بیشتری را آلوده خواهد کرد.
to remove a piece of data from a computer or smartphone

حذف کردن, پاک کردن
او مجبور شد برنامههای غیرضروری را حذف کند تا فضایی برای بهروزرسانی ایجاد کند.
to discuss the terms of an agreement or try to reach one

مذاکره کردن
خریداران و فروشندگان خانه در مورد قیمت و شرایط معامله املاک مذاکره کردند.
to be present at a meeting, event, conference, etc.

شرکت کردن, حضور پیدا کردن
به عنوان یک حرفهای، ضروری است که در کنفرانسهای صنعت برای فرصتهای شبکهسازی شرکت کنید.
to change the form, purpose, character, etc. of something

تبدیل کردن, تغییر دادن
شرکت سوابق کاغذی سنتی را به یک پایگاه داده دیجیتالی برای کارایی تبدیل خواهد کرد.
to have a strong effect on someone or something

تأثیر گذاشتن, تأثیر داشتن
جنبشهای اجتماعی قدرت تأثیرگذاری بر هنجارهای اجتماعی و ایجاد تغییر را دارند.
to close something

بستن, مسدود کردن
وقتی خواندنش تمام شد کتاب را بست.
to physically harm something

آسیب رساندن, صدمه زدن
کار ساخت و ساز متوقف شد تا از آسیب تصادفی لولههای زیرزمینی جلوگیری شود.
to fully remove or get rid of something

از بین بردن, حذف کردن
اقدامات محافظتی شخصی، مانند واکسیناسیون، میتوانند به حذف گسترش برخی بیماریها کمک کنند.
to go somewhere with someone

همراهی کردن
والدین معمولاً در اولین روز مهدکودک فرزندانشان را به مدرسه همراهی میکنند.
to direct or influence someone's motivation or behavior

تحت تاثیر قرار دادن
تشویق مربی برای هدایت انگیزه بازیکنان crucial بود.
to cause severe damage or harm to something, usually in a way that is beyond repair

آسیب رساندن, خراب کردن
بیتوجهی مداوم به نگهداری، یکپارچگی ساختاری ساختمان را نابود میکند.
to ask something from someone in an urgent and forceful manner

تقاضا کردن, خواستن
اعضای اتحادیه قصد دارند در جلسه آینده با مدیریت، تغییراتی در سیاستهای شرکت درخواست کنند.
to forgive someone for making a mistake, etc.

بخشیدن
سرپرست تصمیم گرفت کارمند را به خاطر ارسال دیر هنگام ببخشد، با توجه به حجم کار.
to sit on open-spaced vehicles like motorcycles or bicycles and be in control of their movements

راندن, سوار شدن
جان تصمیم گرفت با دوچرخه جادهای خود به سر کار برود، و یک رفت و آمد دوستدار محیط زیست و سلامتآگاه را انتخاب کرد.
