500 فعل رایج انگلیسی - برترین 176 - 200 فعل
در اینجا بخش 8 از لیست رایج ترین افعال در انگلیسی مانند "تشکیل دادن"، "سوزاندن" و "بستن" به شما ارائه می شود.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to be important or have a great effect on someone or something

اهمیت داشتن, مهم بودن
هنگام انتخاب شغل، رضایت شخصی و اشتیاق اغلب بیشتر از سود مالی مهم است.
to cause a change in a person, thing, etc.

تحتتأثیر قرار دادن, متأثر کردن، اثر گذاشتن
بازخورد مثبت میتواند به طور قابل توجهی بر اعتماد به نفس و انگیزه یک فرد تأثیر بگذارد.
to combine parts or bring them together to create something

شکل دادن
مواد تشکیل دهنده یک مخلوط منسجم را تشکیل میدهند وقتی که در دستور العمل با هم مخلوط میشوند.
to make something full

پر کردن
ما باید وان را با آب گرم پر کنیم برای یک حمام آرامش بخش.
to be on fire and be destroyed by it

سوختن, در آتش سوختن (نابود شدن)
برگهای خشک در حیاط به راحتی سوختند وقتی یک شعله کوچک به آنها برخورد کرد.
to move something like a window or door into a position that people or things cannot pass through

بستن
وقت آن است که در گاراژ را ببندیم؛ نمیخواهیم هیچ مزاحمی وارد شود.
to do something for a special reason

عمل کردن
افراد میتوانند با کاهش ردپای کربن خود برای کمک به مبارزه با تغییرات آبوهوایی عمل کنند.
to be likely to develop or occur in a certain way because that is the usual pattern

تمایل داشتن
در آب و هوای سردتر، دما تمایل دارد که در ماههای زمستان به طور قابل توجهی کاهش یابد.
to lay or put something somewhere

گذاشتن, قرار دادن
کتابدار از مراجعان خواست کتابهای قرض گرفته شده را در سطل بازگرداندن تعیین شده قرار دهند.
to intentionally stay away from or refuse contact with someone

دوری کردن
آنها در مهمانی از او اجتناب کردند، وانمود کردند که متوجه حضور او نشدهاند.
to hold the same opinion as another person about something

موافق بودن, توافق داشتن
ما هر دو موافقیم که این بهترین رستوران شهر است.
to know who a person or what an object is, because we have heard, seen, etc. them before

شناختن, متوجه شدن
من آهنگ را به محض شروع پخش شناختم.
to ask a person to pay a certain amount of money in return for a product or service

(هزینه خاصی را) مطالبه کردن
برگزارکنندگان رویداد تصمیم گرفتند برای ورود هزینه دریافت کنند تا هزینهها را پوشش دهند.
to intentionally say or write something that is not true

دروغ گفتن
بسه! تو داری دروغ میگی تا اشتباهت رو بپوشونی.
to make something end

تمام کردن, کامل کردن
من این کار را در اسرع وقت تمام خواهم کرد.
to come or go into a place

وارد شدن, داخل شدن
همین حالا، آنها برای اجرا به سالن وارد میشوند.
to repair something that is broken

تعمیر کردن, درست کردن
در حال حاضر، آنها در گاراژ در حال تعمیر ماشین هستند.
to take someone or something suddenly or violently

گرفتن, گرفتن
مربی بازیکن را از پیراهن گرفت و برای گفتگوی خصوصی به کناری کشید.
to put our hand or body part on a thing or person

لمس کردن
انگشتان موسیقیدان به آرامی لمس کردند کلیدهای پیانو را، و ملودی زیبایی ایجاد کردند.
to be the first person who finds something or someplace that others did not know about

کشف کردن, پیدا کردن، یافتن
باستانشناسان یک شهر باستانی را که زیر شن دفن شده بود کشف کردند.
to make drawings according to which something will be constructed or produced

طراحی کردن
او اخیراً یک سری طرحهای مد طراحی کرده است.
to have a specific flavor

مزه داشتن, مزه دادن
شیرینی طعم کره پفکی و دارچین شیرین داشت، در دهان آب میشد.
to be unsuccessful in accomplishing something

ناکام ماندن, شکست خوردن
پیشنهاد او با وجود آمادگی خوب شکست خورد.
to be an image, sign, symbol, etc. of something

بازنمایی کردن, نشان دادن
در حال حاضر، اثر هنری به طور فعال احساسات هنرمند را نمایندگی میکند.