کار بیهوده
سرمایهگذاری به عنوان یک ضرر کامل از آب درآمد، بدون هیچ بازگشتی از پول خرج شده.
اصطلاحات انگلیسی مربوط به شکست را مانند "از دور خارج" و "مرده در آب" یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کار بیهوده
سرمایهگذاری به عنوان یک ضرر کامل از آب درآمد، بدون هیچ بازگشتی از پول خرج شده.
به نتیجه (مطلوب) نرسیدن
از دور خارج
نادرست
خرابکاری
دوره بدبیاری
او روزهای سخت طلاق را پشت سر گذاشته است، با نبردهای حقوقی و آشفتگیهای عاطفی.
شانس یا موقعیت خوب را از دست دادن
کسی که دیگر کارش تمام شده است (استعاری)
فرد یا چیزی شکستخورده
تکنولوژی منسوخ شرکت آن را به اردک مرده در بازار تبدیل کرده است.
ناگهان شکست خوردن
بنبست (استعاری)
مدل کسبوکار منسوخ شرکت آن را به یک بنبست در بازار کشانده است.
بدون هیچ شانس موفقیتی
دیگر کارایی نداشتن
شکستخورده (در رسیدن به هدف)
کسی که دورهاش به سر رسیده است
نتیجه ندادن
همانطور که از بویش پیداست
کسی را سخت شکست دادن
جایزهای فرضی که به نفر آخر رقابت یا مسابقه تعلق میگیرد