عوضی بودن
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به دروغ و اغراق، از جمله "بافتن یک داستان" و "مقتصد با حقیقت".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عوضی بودن
چرت گفتن
یک مشت دروغ
داستان اغراقآمیز
بعد از شام او به من یک داستان غیرقابل باور در مورد حیوان خانگی اش گفت.
پیاز داغ چیزی را زیاد کردن
دروغ مصلحتی
کودک یک دروغ مصلحتی گفت تا از دردسر جلوگیری کند، ادعا کرد که گلدان شکسته یک تصادف بوده است.
خودستایی کردن
خالی بستن
دروغ شاخدار گفتن
دروغ محض گفتن
حرف مفت
حرفهای فروشنده چیزی جز حرفهای پوچ نبود، با ادعاهای اغراقآمیز درباره اثربخشی محصول.
هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن
پر دروغ
کامل صادق نبودن
زندگیای بر پایه دروغ و فریب داشتن
اغراق کردن
| حقیقت، رازداری و فریب | |||
|---|---|---|---|
| Deception | رازداری | نگهداری اسرار | دروغ و اغراق |
| وضوح | Pretense | افشای رازها | عمق و سطح |
| اعتماد & صداقت | راستگویی | چاپلوسی & لاف زدن | |