to characterize something by denoting its distinct attributes, nature, or features

وصف کردن, بیان کردن، توصیف کردن
او محصول را با اشاره به ویژگیهای منحصر به فردش وصف کرد.
related to or involving quality of something, not numbers or amounts

کیفی
ارزیابی کیفی اثربخشی تدریس عواملی مانند مشارکت دانشجویان و مهارتهای تفکر انتقادی را در نظر میگیرد.
special importance given to something over other items or considerations

تأکید
در کمپین بازاریابی خود، شرکت قصد داشت تأکید بیشتری بر ویژگیهای نوآورانه محصول جدید خود بگذارد تا آن را از رقبا متمایز کند.
to highlight something and make it easier to notice by drawing attention toward it

برجسته کردن
سرآشپز چیدمان گارنیش را برای تاکید بر رنگهای زنده و بافتهای غذا انجام داد.
leaving no room for alternative interpretation through strength of expression and certainty

باقوت تلفظشده
در مواجهه با اتهامات، متهم یک انکار قطعی ارائه داد، با تأکید بر برخی کلمات برای تأکید.
to calculate or determine a value using mathematical operations

محاسبه کردن
تیم مقدار مواد مورد نیاز برای ساخت و ساز را محاسبه کرد.
the process of calculating numerical results through the performance of math operations like addition, subtraction, multiplication and division

محاسبه
ماشین حساب من به من کمک میکند محاسبات ریاضی سخت را به سرعت انجام دهم.
related to or involving the production of electricity through a chemical reaction

وابسته به برق شیمیایی, برقزا
مهندسان باید اثرات گالوانیک را هنگام انتخاب مواد برای کاربردهای مربوط به تماس با آب دریا در نظر بگیرند.
the production of electricity through chemical reactions

الکتریسیته شیمیایی
باتریهای مدرن بر اساس اصول گالوانیسم برای تولید برق از طریق واکنشهای اکسیداسیون-کاهش عمل میکنند.
to make a muscle move using electricity

انگیختن (ماهیچهها با جریان برق)
دانشمندان از یک جریان الکتریکی کوچک برای گالوانیزه کردن پای قورباغه جدا شده و القای انقباضات عضلانی استفاده کردند.
a shelter in a park or garden, that is surrounded by plants, such as climbing shrubs or vines, that people can sit under and relax

آلاچیق (پوشیده از گیاهان), سایبان
تاکهای انگور در سراسر آلاچیق در انتهای راهرو بالا رفته بودند، نشان میداد که بازدیدکنندگان به خانه مزرعه رسیدهاند.
related to or typically found within trees and tree ecosystems

درختی
محققان دوربینهای حسگر حرکت استتار شدهای نصب کردند تا فعالیتهای متنوعی را که در لایههای بالایی درختی تاج درختان رخ میدهد، مطالعه کنند.
the cultivation, management, and study of individual trees, shrubs, and vines

درختکاری
به عنوان بخشی از مدرک مطالعات محیط زیست، دانشجویان دروس شناسایی درختان، آسیب شناسی گیاهی و تکنیکهای درختکاری را میگذرانند.
an unpleasant physical feeling, like a mild or moderate pain, tightness, irritation, itch, or lack of ease in the body

درد و ناراحتی
ناراحتی جزئی سردرد پس از مصرف دارو به زودی از بین رفت.
to make someone feel uneasy, embarrassed, or anxious

ناراحت کردن
یک تعریف غیرمنتظره از معشوقهشان آنها را با موجی از خودآگاهی آشفته کرد.
possessing a friendly personality and willing to spend time with people

اجتماعی, معاشرتی
کارمند جدید به نظر اجتماعی میرسید، در حال گفتگو با همکاران در زمان ناهار.
related to a system where resources are collectively owned and distributed equally among citizens

سوسیالیست
گذار کشور به یک اقتصاد سوسیالیستی با مقاومت منافع ریشهدار و قدرتهای خارجی روبرو شد.
existing or occurring in large amounts

فراوان, وافر
کار هنرمند با استفاده فراوان از رنگها و بافتها مشخص شد، که یک تجربه بصری غنی و پویا ایجاد کرد.
an unusually or even luxuriously large volume of people or things concentrated into an area

فراوانی, وفور
در مهمانی بزرگ، فراوانی مهمانان وجود داشت که حرکت در اتاقهای شلوغ را دشوار میکرد.
the quality or state of something being present in large quantities that go beyond normal levels

فراوانی, وفور
با مستند کردن آسیبهای گسترده، گزارش پزشکی فراوانی پارگیها و از دست دادن خون ناشی از حادثه را ذکر کرد.
