مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 36

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
hypnosis [اسم]
اجرا کردن

هیپنوتیزم

Ex: Hypnosis has been used to help smokers quit by guiding them through visualized exercises to weaken their nicotine cravings .

هیپنوتیزم برای کمک به ترک سیگار در افراد سیگاری با راهنمایی آنها از طریق تمرین‌های تجسمی برای تضعیف هوس‌های نیکوتین استفاده شده است.

اجرا کردن

هیپنوتیزم کردن

Ex: In movies , characters are often hypnotized so the villain can make them reveal secrets or carry out dangerous tasks against their will .

در فیلم‌ها، شخصیت‌ها اغلب هیپنوتیزم می‌شوند تا شرور بتواند آن‌ها را وادار به افشای اسرار یا انجام کارهای خطرناک بر خلاف میلشان کند.

to convey [فعل]
اجرا کردن

(اطلاعات) انتقال دادن

Ex: The spokesperson held a press conference to convey the official statement from the organization .

سخنگو یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد تا بیانیه رسمی سازمان را منتقل کند.

conveyance [اسم]
اجرا کردن

سند انتقال (به کسی) دادن

Ex: The lawyer prepared the deed for the conveyance of the estate .
fervor [اسم]
اجرا کردن

تب‌وتاب

Ex: His artistic fervor drove him to paint for hours without rest .

شور و شوق هنری او او را وادار می‌کرد ساعتها بدون استراحت نقاشی کند.

fervid [صفت]
اجرا کردن

پراشتیاق

Ex: Artists have been motivated by fervid creativity throughout history , fueled by an impassioned drive to express themselves .

هنرمندان در طول تاریخ با خلاقیت سوزان برانگیخته شده‌اند، که با انگیزه‌ای پرشور برای بیان خود تقویت شده‌اند.

fervent [صفت]
اجرا کردن

پرشور

Ex:

فعالان محیط زیست، فراخوان‌های پرشور خود را برای اقدامات اقلیمی تجدید کردند.

sibilant [صفت]
اجرا کردن

صفیری (آواشناسی)

Ex:

استفاده از صامت‌های سوت‌دار در شعر، اثری ملایم و ریتمیک اضافه کرد.

to sibilate [فعل]
اجرا کردن

هیس کردن

Ex: Members of the opposing party sibilated en masse as the bill they opposed was passed .

اعضای حزب مخالف به صورت جمعی هیس کشیدند وقتی لایحه‌ای که مخالف آن بودند تصویب شد.

to nurture [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex: Her parents nurtured her love of learning from a young age .

والدینش عشق او به یادگیری را از سنین پایین پرورش دادند.

nutriment [اسم]
اجرا کردن

خوراک

Ex: This specialized formula provides key nutriments to support the development and nutrition of preterm infants .

این فرمول تخصصی مواد مغذی کلیدی را برای حمایت از رشد و تغذیه نوزادان نارس فراهم می‌کند.

nutritive [صفت]
اجرا کردن

مغذی

Ex: This nutritive broth is designed to nourish patients who can not eat solid foods due to illness .

این آبگوشت مغذی برای تغذیه بیمارانی طراحی شده است که به دلیل بیماری نمی‌توانند غذای جامد بخورند.

dissidence [اسم]
اجرا کردن

اختلاف‌عقیده

Ex: Her writings expressing dissidence against institutionalized racism and sexism challenged mainstream views of the era .

نوشته‌های او که اعتراض به نژادپرستی و جنسیت‌گرایی نهادینه شده را بیان می‌کرد، دیدگاه‌های جریان اصلی آن دوران را به چالش کشید.

dissident [اسم]
اجرا کردن

فرد مخالف

Ex: The dissident 's writings challenged the government 's control and sparked controversy .

نوشته‌های مخالف کنترل دولت را به چالش کشید و جنجال برانگیخت.

lateral [صفت]
اجرا کردن

پهلویی

Ex: Therapy focused on stretches targeting the lateral muscles along the hips and lower back .

درمان بر روی کشش‌هایی متمرکز بود که عضلات جانبی در امتداد باسن و کمر را هدف قرار می‌داد.

latish [صفت]
اجرا کردن

اندکی دیر

Ex: I went to bed at 11 pm , which felt latish for a school night .

من ساعت 11 شب به رختخواب رفتم، که برای یک شب مدرسه کمی دیر احساس شد.

lattice [اسم]
اجرا کردن

مشبک‌کاری

Ex: Intricate cast iron lattices lined the arched windows of the ornate Victorian mansion

توری‌های چدنی پیچیده پنجره‌های قوسی عمارت پرزرق و برق ویکتوریایی را پوشانده بود.