مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 31

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
guile [اسم]
اجرا کردن

شیادی

Ex:

در امتحان، برخی از دانش‌آموزان به حیله متوسل شدند مانند تاکتیک‌های تقلب مانند پنهان کردن یادداشت‌ها یا کپی کردن پاسخ‌های دیگران.

guileless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ریا

Ex:

آن‌ها بدون تردید به طبیعت بی‌ریای او اعتماد کردند.

peaceable [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: Despite the provocations , Gandhi remained firmly committed to peaceable protest and civil disobedience .

علیرغم تحریکات، گاندی به اعتراض صلح‌آمیز و نافرمانی مدنی پایبند ماند.

peaceful [صفت]
اجرا کردن

درصلح

Ex: After a long day , she enjoyed the peaceful silence of her garden as the sun set .
hardhearted [صفت]
اجرا کردن

سنگدل

Ex: The hardhearted landlord evicted the elderly couple without remorse during the bitter winter .

صاحبخانه بی‌احساس زوج سالخورده را بدون هیچ پشیمانی در زمستان سخت بیرون کرد.

hardihood [اسم]
اجرا کردن

جسارت

Ex: Although weak in body , her indomitable spirit and hardihood enabled her to battle her illness for many years .

اگرچه از نظر جسمی ضعیف بود، روحیه تسلیم‌ناپذیر و استقامت او به او امکان داد برای سال‌ها با بیماری خود مبارزه کند.

hardy [صفت]
اجرا کردن

تنومند

Ex: Maria grew up on a remote farm , which gave her a strong , hardy physique that allowed her to endure long days of strenuous labor outside .

ماریا در یک مزرعه دورافتاده بزرگ شد، که به او فیزیکی مقاوم داد که به او اجازه می‌داد روزهای طولانی کار سخت در بیرون را تحمل کند.

definite [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: He had a definite opinion on the matter .

او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.

definitive [صفت]
اجرا کردن

قطعی

Ex: His research provided a definitive explanation for the phenomenon .

تحقیقات او توضیح قطعی برای پدیده ارائه داد.

to inure [فعل]
اجرا کردن

سرسخت کردن

Ex: He was inured to long hours and little sleep .

او به ساعت‌های طولانی و خواب کم عادت کرده بود.

inured [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex:

کارگران بهداشتی خط مقدم به ناچار به رنج عادت می‌کنند، زیرا قرار گرفتن مداوم در معرض بیماری و مرگ، تأثیر عاطفی آن را کمرنگ می‌کند.

mordant [صفت]
اجرا کردن

خورنده (اسیدی)

Ex: Many early photographic developers contained mildly mordant ingredients like potassium ferricyanide that helped sensitize and fix images on paper .

بسیاری از ظهوردهنده‌های عکاسی اولیه حاوی مواد کمی خورنده مانند فریسیانید پتاسیم بودند که به حساس‌سازی و ثابت‌کردن تصاویر روی کاغذ کمک می‌کردند.

mordacious [صفت]
اجرا کردن

گزنده

Ex: Farmers had to carefully protect their livestock from the mordacious foxes that roamed the countryside .

کشاورزان مجبور بودند دام‌های خود را به دقت از روباه‌های گزنده که در روستا پرسه می‌زدند محافظت کنند.

eminent [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: The building 's eminent position gave it a commanding presence .

موقعیت برجسته ساختمان به آن حضوری مسلط می‌داد.

eminence [اسم]
اجرا کردن

عالی‌مقام‌بودن

Ex: Only a small handful of scholars have achieved eminence in more than one discipline .

تنها تعداد کمی از دانشمندان به برجستگی در بیش از یک رشته دست یافته‌اند.

rote [اسم]
اجرا کردن

یادگیری طوطی وار

Ex:

دانش‌آموزان شکایت کردند که فقط از طریق حفظ مکانیکی مطالب را یاد می‌گیرند نه اینکه آن را بفهمند.

rotary [صفت]
اجرا کردن

چرخنده

Ex: The rotary sprinkler evenly distributes water over the lawn in a circular pattern .

آبپاش چرخشی آب را به طور یکنواخت روی چمن در یک الگوی دایره‌ای توزیع می‌کند.

rotund [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: Due to the toy 's rotund form , it was able to roll easily across the floor .

به دلیل شکل گرد اسباب‌بازی، به راحتی روی زمین می‌غلطید.

to deport [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن (از کشور میزبان)

Ex: During World War II , the United States deported hundreds of immigrants back to Germany , Italy and Japan .

در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده صدها مهاجر را به آلمان، ایتالیا و ژاپن دیپورت کرد.

deportment [اسم]
اجرا کردن

طرز برخورد

Ex: Part of becoming a lady in the Victorian era involved lessons in deportment , such as posture , manners and poise .

بخشی از تبدیل شدن به یک بانو در دوران ویکتوریا شامل درس‌هایی در رفتار بود، مانند حالت بدن، آداب و متانت.