a seven-sided plane shape consisting of seven line segments or edges that meet at seven interior angles

هفتضلعی
یک نسخه از بازی شامل صفحهای بود که به صورت شبکهای از هفتضلعیهای نامنظم به جای مربعهای معمولی چیده شده بود.
having many complex parts or details that make it difficult to understand or work with

پیچیده
پروژه به یک استراتژی پیچیده برای تضمین موفقیت آن نیاز داشت.
a high degree of precision, care, and fine details in something

ریزهکاری
توضیح طرح نیازمند باز کردن پیچیدگی لایه به لایه داستان بود.
a person with highly refined artistic tastes who appreciates and actively seeks out experiences of beauty

زیباشناس, عاشق زیبایی و ظرافت
در رویداد آوانگارد، زیباییشناسان در حال بحث درباره کیفیتهای رسمی و مفاهیم تخیلی آثار با هم تعامل داشتند.
relating to the enjoyment or appreciation of beauty or art, especially visual art

مربوط به زیباییشناسی
وبلاگ او به کاوش در جنبههای زیباییشناختی معماری معاصر اختصاص یافته است.
to speak or write in an enthusiastic or intense manner about someone or something one admires

پرتصنع حرف زدن
طرفداران به صورت آنلاین پاراگرافهایی درباره شخصیتهای مورد علاقه خود در برنامه تلویزیونی با شور و هیجان مینویسند.
an epic poem in ancient Greece, prepared for oral recitation

(یونان باستان) راپسودی
دانشمند قطعات یک رپسودی گمشده از قرن پنجم پیش از میلاد را مطالعه کرد.
to combine or merge interacting functions, signals, or structures by wrapping, twisting, or overlying them

بههم پیچیدن
استارتاپ قصد دارد پیمایشهای سنسور لیدار را با نقشههای زمین پیچیده کند تا مدلهای سهبعدی با وضوح بالا تولید کند.
the combining or merging of two intersecting entities by twisting, folding, or wrapping one upon the other

بههمپیچیدگی
اخترشناسان متوجه پیچشهایی در بازوهای کهکشانی شدند که نشانگر تعاملات گرانشی بین خوشههای ستارهای است.
formed through the process of rolling or winding an object or material lengthwise around its own axis

بههمپیچیده
گردو پوستهای پیچیده داشت که شکستن آن را دشوار میکرد.
an ancestor from previous generations, especially further back than one's grandfather

جد, نیا، آبا
محققان شرایط پزشکی اجداد جین را بررسی کردند تا بهتر بتوانند استعدادهای ژنتیکی او را درک کنند.
the part of a scene, photograph, etc. that is closest to the observer

پیشزمینه (عکس), پیشنما
در نقاشی، هنرمند با مهارت رنگها را ترکیب کرد تا بر چهرههای در پیشزمینه تأکید کند.
dissatisfied and aggressively hostile toward authority figures and systems

یاغی, سرکش
رهبر شورشی معلوم شد که یک ناراضی سیاسی دیرینه با کینهتوزی شخصی علیه نخستوزیر است.
a spoken curse intended to inflict harm by invoking supernatural malevolence and retaliation

لعن, لعنت
کاهنه وودو یک نفرین وحشتناک بر مردی که به قبیله اش ظلم کرده بود قرار داد.
someone who has committed a crime or has been legally convicted of a crime

جانی, بدکار
برخی استدلال کردند که برخی مقامات منتخب به دلیل فساد و سوءاستفادههایشان عملاً مجرم شدهاند.
seeking actively to damage or inflict harm through intention

شریر, شیطان، تبهکار
جادوگر شرور در صدد بود شاهزاده را با معجون شیطانی خود مسموم کند.
having or exerting a harmful or injurious influence

نحس
نقشههای شرور بدخواهانه در تأثیرشان بر پادشاهی بودند.
an illegal or unjust act committed by a person of high standing

تخلف (مسئولان دولتی)
او پس از افشای مشارکتش در سوءاستفاده اخراج شد.
