مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 29

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: Despite the importance of the matter , he chose to disregard the warnings .

علیرغم اهمیت موضوع، او تصمیم گرفت که هشدارها را نادیده بگیرد.

اجرا کردن

رد صلاحیت کردن

Ex: Failing the medical exam disqualifies applicants from overseas postings .

عدم قبولی در معاینه پزشکی متقاضیان را از پست‌های خارجی محروم می‌کند.

to disquiet [فعل]
اجرا کردن

مشوش کردن

Ex: The looming deadline was disquieting the employee .

مهلت نزدیک کارمند را نگران می‌کرد.

disquietude [اسم]
اجرا کردن

آشفتگی

Ex: The eerie silence in the house caused disquietude among the children .

سکوت ترسناک در خانه باعث نگرانی در میان کودکان شد.

homage [اسم]
اجرا کردن

ادای احترام

Ex: She wrote a short story as a homage to her favorite childhood book .

او یک داستان کوتاه به عنوان ادای احترام به کتاب مورد علاقه دوران کودکی خود نوشت.

homeopathy [اسم]
اجرا کردن

همسان‌درمانی

Ex: There is ongoing debate in the medical community about whether homeopathy is effective beyond the placebo effect .

در جامعه پزشکی بحث جاری است که آیا هومیوپاتی فراتر از اثر پلاسیبو مؤثر است یا خیر.

homily [اسم]
اجرا کردن

موعظه

Ex:

موعظه مدیر به کارمندان اخلاق کاری را یادآوری کرد.

perpetrator [اسم]
اجرا کردن

مرتکب

Ex: The police arrested the perpetrator of the robbery .

پلیس مرتکب سرقت را دستگیر کرد.

perpetual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: He dreams of achieving a perpetual state of happiness .

او رویای رسیدن به حالت ابدی شادی را دارد.

اجرا کردن

تداوم بخشیدن

Ex: He perpetuates stereotypes by spreading false information .

او با انتشار اطلاعات نادرست، کلیشه‌ها را تداوم می‌بخشد.

perpetuity [اسم]
اجرا کردن

دوام

Ex:

توافقنامه تضمین کرد که وجوه به صورت همیشگی در دسترس خواهند بود.

اجرا کردن

عمودی

Ex: The perpendicular pathways intersect neatly in the park 's design .

مسیرهای عمود بر هم در طراحی پارک به طور منظمی همدیگر را قطع می‌کنند.

to rectify [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: After several failed attempts , engineers worked to rectify the design flaws in the prototype .

پس از چندین تلاش ناموفق، مهندسان برای رفع نقص‌های طراحی در نمونه اولیه کار کردند.

rectitude [اسم]
اجرا کردن

درستکاری

Ex:

برای دفاع از اصول خود در برابر مخالفت‌ها، شجاعت و درستکاری لازم است.

اجرا کردن

a voluntary gift of money, service, or ideas for a worthy cause

Ex:
contributor [اسم]
اجرا کردن

اعانه‌دهنده

Ex: All contributors who give over $ 100 will be listed in the gala program .

تمام مشارکت کنندگانی که بیش از 100 دلار اهدا می‌کنند در برنامه گالا فهرست خواهند شد.

supplicant [اسم]
اجرا کردن

زاری‌کننده

Ex: The temple was filled with supplicants offering incense and prayers .

معبد پر از زائران بود که عود و دعا تقدیم می‌کردند.

اجرا کردن

استدعا کردن

Ex: He supplicated the committee for reconsideration of the decision .
اجرا کردن

عبادت

Ex: He raised his hands in supplication , seeking divine mercy .

او دستانش را به نشانه نیایش بلند کرد، در جستجوی رحمت الهی.