to intentionally ignore or act without concern for something or someone that deserves consideration

نادیده گرفتن
او توصیه پزشک خود را برای بهبود رژیم غذایی و ورزش بیشتر نادیده گرفت.
to make someone or something not fit or suitable for a particular position or activity

رد صلاحیت کردن, محروم کردن
ارسال نظرات توهین آمیز آنلاین، سلبریتی را از در نظر گرفتن برای حمایت مالی یک برند خانوادهپسند محروم کرد.
to cause someone to feel mentally uneasy, worried, or disturbed

مشوش کردن, ناراحت کردن، دلواپس کردن
شایعات یک رابطه نگران کننده رابطه آنها شد.
a state of unease, anxiety, or mental unrest

آشفتگی, ناراحتی، تشویش
خبر طوفان نزدیک شهر را از نگرانی پر کرد.
a show of respect or admiration for someone or something, often expressed through a creative work such as a painting, poem, or song

ادای احترام, تجلیل
پیروزی انتخاباتی به عنوان ادای احترام به کارنامه طولانی سیاسی پدر مرحومش دیده شد.
a medical system that treats the disease by administering substances that mimic the symptoms of those diseases in healthy persons

همساندرمانی, هومئوپاتی
هومیوپاتی از مواد بسیار رقیق شده استفاده میکند که پزشکان معتقدند میتوانند تواناییهای طبیعی بهبود بدن را فعال کنند.
a short moral lecture, offering advice on behavior

موعظه, روضه
او یک موعظه درباره مهربانی در مجمع مدرسه ایراد کرد.
a person who commits a crime or wrongdoing

مرتکب
محققان برای جمعآوری شواهدی که متهم را به جرم مرتبط میکرد و ثابت میکرد که او مرتکب بوده است، کار کردند.
continuing forever or indefinitely into the future

همیشگی, ابدی
آنها از زیبایی ابدی جنگل همیشه سبز لذت بردند.
to make something, typically a problem or an undesirable situation, continue for an extended or prolonged period

تداوم بخشیدن, ادامهدار کردن
آنها با نادیده گرفتن عواقب، رفتارهای مضر را تداوم میبخشند.
the quality of being permanent or continuing with no foreseeable end

دوام, پایایی
مالکیت زمین برای همیشه با ملت باقی خواهد ماند.
(of lines or planes) intersecting each other at a 90 degree angle

عمودی
هر تیر عمود بخش متفاوتی از عرشه پل را پشتیبانی میکند.
to make something right when it was previously incorrect, improper, or defective

اصلاح کردن, اصلاح کردن
شرکت به سرعت خطای صورتحساب را با صدور بازپرداخت به مشتری تصحیح کرد.
the quality of behaving and acting with strong moral values

درستکاری, صحت عمل
رهبران باید با پیروی از همان قوانینی که بر دیگران تحمیل میکنند، درستکاری را نشان دهند.
a voluntary gift of money, service, or ideas for a worthy cause

اهداء, مشارکت
او یک مشارکت ماهانه به پناهگاه حیوانات محلی کرد.
someone who gives money, time, effort, goods, or other resources to support a person, organization, or cause

اعانهدهنده
ما از حمایت مستمر مشارکتکنندگان ارزشمند خود که کمکهای ماهانه میکنند، قدردانی میکنیم.
a person who earnestly and respectfully asks for help, mercy, or favor, especially from a deity or higher authority

زاریکننده, درخواستکننده
زائران در حرم جمع شدند، به امید شفا.
to make a humble or earnest request to someone

استدعا کردن, التماس کردن
او از معلم خود برای تمدید پروژه تمنا کرد.
the act of requesting aid, mercy, or forgiveness from a god or saint

عبادت, نیایش
راهب ساعتها در نیایش خاموش گذراند.
