resembling or suggestive of a sculpture in terms of inner stillness and collected strength

مجسمهمانند
ما از پارکی دیدن کردیم با هنر چمنهای مجسمهوار که منظره را مانند مجسمههای زنده نقطهگذاری کرده بود.
a small sculpture, typically one that represents a person

تندیسک
مجسمههای مینیاتوری شخصیتهای تخیلی به عنوان اشیای کلکسیونی باکیفیت فروخته میشدند.
the high level of respect people have for someone based on their impressive achievements

ارج, مقام
به عنوان بنیانگذار شرکت، او اعتبار زیادی در میان کارکنان داشت.
an officially written and established law

قانون
طبق قانون، شرکت باید آموزش سالانه ایمنی را برای کارکنان فراهم کند.
a miniature representation of something larger

نمونه کوچک (هر چیزی)
مطالعات کلونیهای مورچهها و کندوهای زنبور عسل، ریزکیهانهای منظمی را آشکار میکند که عملکرد جوامع بزرگتر را تکرار میکنند.
a precise handheld measuring tool typically used to measure very small distances between 0 and 25 mm

ریزسنج
ماشینکار با دقت عرض هر قطعه موتور را با یک میکرومتر دیجیتال اندازهگیری کرد تا مطمئن شود که با مشخصات مطابقت دارد.
a piece of equipment used for recording voices or sounds or for making one's voice louder

میکروفن, بلندگو
اتاق کنفرانس به ازای هر میز یک میکروفون مجهز بود، که به همه شرکتکنندگان اجازه میداد در بحث مشارکت کنند.
related to techniques or activities performed with a microscope to observe extremely small objects

میکروسکوپی
تصاویر میکروسکوپی ارائه شده توسط تجهیزات جدید به طرز باورنکردنی دقیق و واضح بودند.
in-depth scientific investigation at the tiny scale using microscopes to uncover more about how things work

ذرهبینی
کاربردهای میکروسکوپی بیولوژیکی شامل بررسیهای آسیبشناسی و تحقیقات میکروبیولوژی میشود.
a man-made object, tool, weapon, etc. that was created in the past and holds historical or cultural significance

دستسازه
این ساخته دست بشر، یک مجسمه زیبا و حکاکی شده، یافته مهمی بود که به تاریخگذاری سایت تاریخی کمک کرد.
a clever action or behavior that is intended to trick and deceive others

نیرنگ, فریب
لبخند او یک حیله بود که برای پنهان کردن نیات واقعی او طراحی شده بود.
a skilled craftsperson who creates objects partly or entirely by hand

صنعتگر, پيشهور
یک صنعتگر پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا را ساخت.
referring to underground water sources where the pressure causes water to flow upward without the need for pumping

چاه آرتزین (زمینشناسی)
مهندسان کارهای زهکشی را طراحی کردند تا سرریز فصلی از مزارع کشاورزی که توسط سیستم آرتزین زیرین شارژ میشوند را کنترل کنند.
simple and free from cunning

بیآلایش, ساده
آنها از سخاوت بیریای او و گشادهروییاش تحسین کردند.
(of people) having the cleverness, calculated maneuvers, and efficient skill to reach goals

حیلهگر, استادانه
هنرمند در تبلیغ کارش زیرک بود در حالی که فروتن باقی ماند.
an individual who lives permanently or temporarily within a particular environment

مقیم, ساکن
تاریخدانان با مطالعهٔ خاطرات نگهداری شده توسط ساکنان درهٔ رودخانهٔ سنت لورنس، چیزهای زیادی دربارهٔ زندگی اولیه در کانادا آموختهاند.
suitable to live in and support life

قابل سکونت
مهندسان فضاپیما را با سیستمهای پشتیبان حیات اضافی طراحی کردند تا شرایط کابین در مدتهای طولانی در فضای عمیق قابل سکونت باقی بماند.
done regularly or repeatedly, often out of habit

معمولی, عادی
جمع معمول خانواده برای شام یکشنبه توسط قرنطینه همهگیری مختل شد.
a behavioral pattern that develops into a person's customary reaction because they have performed it regularly in the past

عادت, آداب، روش، رفتار
صحبت کردن در جمع یک عادت است که او با داوطلب شدن در رویدادهای جامعه هر زمان که ممکن باشد آن را تقویت میکند.
the capacity of an environment or living space to support human life, health, and productivity

قابلیت سکنی
زوال زیرساختها، کمبود چشماندازهای اقتصادی و نرخ بالای جرم و جنایت، جذابیت قابلیت سکونت را در برخی مناطق مرکزی شهر کاهش داده است.
