مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 22

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
flora [اسم]
اجرا کردن

گیاه

Ex: Scientists discovered a new species of flowering flora during field work in the Amazon rainforest .

دانشمندان در حین کار میدانی در جنگل بارانی آمازون، گونه جدیدی از فلور گلدار را کشف کردند.

floral [صفت]
اجرا کردن

گل‌مانند

Ex:

عروسی دارای چیدمان‌های گل‌دار زیبایی روی هر میز بود.

to assail [فعل]
اجرا کردن

مورد ضرب و شتم قرار دادن

Ex: Pressure from creditors had been assailing the small business owner for months .

فشار از سوی بستانکاران برای ماه‌ها صاحب کسب‌وکار کوچک را مورد حمله قرار داده بود.

assailant [اسم]
اجرا کردن

حمله‌کننده

Ex: Verbal assaults and threats of violence were coming from the same internet assailant using multiple fake accounts .

تهاجمات کلامی و تهدیدات خشونت از سوی همان مهاجم اینترنتی با استفاده از چندین حساب جعلی صورت می‌گرفت.

destitute [صفت]
اجرا کردن

بی‌بضاعت

Ex: He felt emotionally destitute after losing his closest friends .
destitution [اسم]
اجرا کردن

تهی‌دستی

Ex: He rose from destitution to become a successful entrepreneur .
stoic [صفت]
اجرا کردن

بردبار

Ex: Even during the intense pain , she was remarkably stoic .

حتی در درد شدید، او به طور قابل توجهی استوار بود.

stoicism [اسم]
اجرا کردن

شکیبایی

Ex: It takes great stoicism to work as an emergency room nurse , remaining calm and competent while witnessing extreme human suffering on a daily basis .

برای کار به عنوان پرستار اورژانس، استوایی بزرگی لازم است، در حالی که روزانه شاهد رنج شدید انسانی هستید، آرام و شایسته باقی بمانید.

lingo [اسم]
اجرا کردن

پیشه‌گویش

Ex: Military lingo including acronyms , slang terms and code words is essential for clear communication under stressful battlefield conditions .

زبان نظامی شامل مخفف‌ها، اصطلاحات عامیانه و کلمات رمز برای ارتباط واضح در شرایط استرس‌زای میدان نبرد ضروری است.

lingua [اسم]
اجرا کردن

زبانچه

Ex: The lingua is responsible for articulation and modulation of speech

زبان مسئول بیان و تعدیل گفتار است.

lingual [صفت]
اجرا کردن

زبانی

Ex: Some philosophers have hypothesized that culture and belief systems are shaped as much by a population 's native lingual influences as their environment .

برخی از فیلسوفان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که فرهنگ و سیستم‌های اعتقادی به همان اندازه که توسط محیط شکل می‌گیرند، تحت تأثیر زبانی بومی یک جمعیت نیز قرار دارند.

اجرا کردن

هم‌زمان

Ex: The contemporaneous discoveries by the two scientists were groundbreaking in their respective fields .

کشف‌های همزمان دو دانشمند در زمینه‌های مربوطه خود انقلابی بود.

اجرا کردن

امروزی

Ex: They designed a contemporary home , using sustainable materials and open layouts .

آن‌ها یک خانه مدرن طراحی کردند، با استفاده از مواد پایدار و چیدمان‌های باز.

vitriol [اسم]
اجرا کردن

سخن تند

Ex: The comments section was filled with vitriol after the controversial announcement was made .

بخش نظرات پس از اعلام جنجالی پر از انتقادات تند شد.

vitriolic [صفت]
اجرا کردن

گزنده

Ex: Dilute hydrochloric acid can still be vitriolic enough to damage soft metals like aluminum if left to sit .

اسید هیدروکلریک رقیق شده هنوز می‌تواند به اندازه‌ای خورنده باشد که به فلزات نرم مانند آلومینیوم آسیب برساند اگر به حال خود رها شود.

extempore [قید]
اجرا کردن

بی‌آمادگی

Ex:

به جای یک دیالوگ از پیش نوشته شده، بازیگران در یک گفتگوی بداهه شرکت کردند تا واقع‌گرایی صحنه را افزایش دهند.

اجرا کردن

بی‌آمادگی

Ex: They held an extemporaneous debate with no notes allowed .

آنها یک مناظره بداهه بدون اجازه یادداشت برگزار کردند.

to intermit [فعل]
اجرا کردن

قطع کردن

Ex: His speech intermitted several times as he stopped to collect his thoughts .

سخنرانی او چندین بار قطع شد در حالی که او برای جمع‌آوری افکارش توقف کرد.

اجرا کردن

متناوب

Ex: The factory experienced intermittent power outages , disrupting production .

کارخانه با قطعی برق متناوب مواجه شد که تولید را مختل کرد.

اجرا کردن

تناوب

Ex: The intermittency of the WiFi connection disrupted video calls and online lessons .

قطع و وصل شدن اتصال WiFi، تماس‌های ویدئویی و درس‌های آنلاین را مختل کرد.