مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 21

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
conscience [اسم]
اجرا کردن

وجدان

Ex: He struggled with his conscience , torn between two equally important choices .

او با وجدان خود دست و پنجه نرم می‌کرد، بین دو انتخاب به یک اندازه مهم گیر کرده بود.

اجرا کردن

موشکاف

Ex: The conscientious student spent hours preparing for the exam .

دانش آموز با وجدان ساعت‌ها برای آماده شدن برای امتحان وقت صرف کرد.

to fluster [فعل]
اجرا کردن

دست‌پاچه شدن

Ex: He flustered when the teacher called on him unexpectedly .

وقتی معلم به طور غیرمنتظره او را صدا زد، دچار آشفتگی شد.

flustered [صفت]
اجرا کردن

آشفته‌حال

Ex: Technical difficulties made the presenter flustered , stammering as he tried to troubleshoot on the spot .

مشکلات فنی مجری را آشفته کرد، در حالی که سعی می‌کرد مشکل را درجا حل کند، لکنت پیدا کرد.

magnanimous [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند

Ex: Leaders who are magnanimous inspire loyalty and trust .

رهبرانی که بزرگوار هستند، وفاداری و اعتماد را الهام می‌بخشند.

magnate [اسم]
اجرا کردن

سرمایه‌دار پرنفوذ

Ex: As the CEO and founder of Tesla , Elon Musk is considered one of the most influential tech magnates of our time .

به عنوان مدیر عامل و بنیانگذار تسلا، ایلان ماسک یکی از تاثیرگذارترین تاجران تکنولوژی زمان ما محسوب می‌شود.

magnet [اسم]
اجرا کردن

آهن‌ربا

Ex: The fridge door holds notes with the help of a small magnet .

درب یخچال با کمک یک آهنربای کوچک یادداشت‌ها را نگه می‌دارد.

اجرا کردن

مغناطیسی کردن

Ex: We magnetized a pair of scissors by holding them next to a magnet so they would stick to the fridge .

ما یک قیچی را با نگه داشتن آن در کنار یک آهنربا مغناطیسی کردیم تا به یخچال بچسبد.

اجرا کردن

عظمت

Ex: The Singapore skyline at night is a vision of magnificence with its sparkling skyscrapers and light shows .

افق سنگاپور در شب تصویری از شکوه با آسمانخراش‌های درخشان و نمایش‌های نور است.

اجرا کردن

پرطمطراق (نویسندگی)

Ex:

شعر پرطمطراق شاعر به خاطر عظمتش مورد تحسین قرار گرفت، اگرچه به نظر اغراق‌آمیز می‌رسید.

magnitude [اسم]
اجرا کردن

اندازه

Ex: Researchers aim to better understand the true magnitude of plastic pollution in the world 's oceans .

محققان قصد دارند تا اندازه واقعی آلودگی پلاستیک در اقیانوس‌های جهان را بهتر درک کنند.

to stupefy [فعل]
اجرا کردن

(با یک ضربه) گیج کردن

Ex: Doctors worked to revive the patient who had been stupefied by the fumes in the factory explosion .

پزشکان برای احیای بیمار که توسط دودهای انفجار کارخانه مبهوت شده بود، تلاش کردند.

stupefying [صفت]
اجرا کردن

حیرت‌آور

Ex:

یکنواختی حیرت‌آور کار ورود داده‌ها پس از تنها چند ساعت از نظر ذهنی خسته‌کننده بود.

اجرا کردن

مورد انتقاد و عتاب قرار دادن

Ex: The activist excoriated the organization for its environmental negligence .

فعال محیط زیست سازمان را به دلیل بی‌توجهی زیست‌محیطی سخت مورد انتقاد قرار داد.

excoriation [اسم]
اجرا کردن

انتقاد سخت

Ex: The excoriation he received on social media for his comments stayed with him long after .

انتقاد تند که او در شبکه‌های اجتماعی به خاطر نظراتش دریافت کرد، مدت‌ها پس از آن با او ماند.

irreverent [صفت]
اجرا کردن

هتاک

Ex: Her irreverent comments toward authority figures often got her into trouble .

اظهارات بی‌احترام او نسبت به شخصیت‌های اقتدار اغلب برایش دردسرساز می‌شد.

اجرا کردن

برگشت‌ناپذیر

Ex: Smoking can cause irreversible damage to the lungs over many years .

سیگار کشیدن می‌تواند در طول سال‌ها به ریه‌ها آسیب غیرقابل جبران وارد کند.

irrevocable [صفت]
اجرا کردن

لغونشدنی

Ex: Signing a last will and testament makes the stated wishes irrevocable in the event the person passes away .

امضای یک وصیتنامه، خواسته‌های بیان شده را در صورت فوت فرد غیرقابل برگشت می‌کند.

اجرا کردن

تحت درمان قرار گرفتن

Ex: Guilt prostrated his will to continue with the unethical plans .

احساس گناه اراده او را برای ادامه دادن به برنامه‌های غیراخلاقی کاملاً از بین برد.

prostration [اسم]
اجرا کردن

درماندگی

Ex: The king 's subjects would perform three full prostrations when greeting him , laying face down on the floor with their foreheads touching the ground .

رعایای پادشاه سه سجده کامل هنگام سلام کردن به او انجام می‌دادند، به صورت درازکش روی زمین با پیشانی‌هایی که زمین را لمس می‌کرد.