آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - جنس وسایل آشپزی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مواد ظروف آشپزخانه مانند "غیر چسبنده"، "چدن" و "پرسلن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
metal [اسم]
اجرا کردن

فلز

Ex: Aluminum is a lightweight metal used in the production of aircraft and beverage cans .

آلومینیوم یک فلز سبک است که در تولید هواپیما و قوطی های نوشیدنی استفاده می شود.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

cast iron [اسم]
اجرا کردن

چدن

Ex: The blacksmith forged sturdy tools using cast iron for strength and durability .

آهنگر با استفاده از چدن ابزارهای محکمی را برای استحکام و دوام ساخت.

اجرا کردن

فولاد کربنی

Ex: The bridge was constructed using carbon steel cables for their durability and load-bearing capacity .

پل با استفاده از کابل‌های فولاد کربنی به دلیل دوام و ظرفیت باربری آن‌ها ساخته شد.

coating [اسم]
اجرا کردن

پوشش

Ex: The bakery uses a sugar glaze coating on its pastries to add sweetness and shine .

نانوایی از پوشش شکر گلیز روی شیرینی‌هایش استفاده می‌کند تا شیرینی و درخشش اضافه کند.

enamel [اسم]
اجرا کردن

مینا

Ex: The enamel on the car 's hood was chipped , revealing the metal beneath .

مینای روی کاپوت ماشین ترک خورده بود و فلز زیرین را نمایان کرده بود.

enamelware [اسم]
اجرا کردن

ظروف میناکاری شده

Ex: The enamelware baking tray was easy to clean and maintained its glossy finish over time .

سینی پخت میناکاری شده به راحتی تمیز می‌شد و با گذشت زمان جلای خود را حفظ کرد.

non-stick [صفت]
اجرا کردن

نچسب

Ex: The non-stick saucepan made preparing sauces and gravies much simpler , as they slid off the surface effortlessly .

قابلمه نچسب تهیه سس و آبگوشت را بسیار ساده‌تر کرد، زیرا به راحتی از سطح آن می‌لغزیدند.

ceramics [اسم]
اجرا کردن

سفالگری

Ex: The ceramics workshop offered classes on glazing techniques to enhance pottery finishes .

کارگاه سرامیک کلاس‌هایی در مورد تکنیک‌های لعاب‌کاری برای بهبود پرداخت‌های سفالگری ارائه می‌داد.

glazed [صفت]
اجرا کردن

براق

Ex:

قابلمه‌ها و تابه‌های لعاب‌دار آنتیک مادربزرگ بخشی ارزشمند از مجموعه آشپزخانه او بودند.

porcelain [اسم]
اجرا کردن

پرسلان (ظروف)

Ex: The store specializes in antique porcelain .

فروشگاه در چینی‌آلات عتیقه تخصص دارد.

glass [اسم]
اجرا کردن

شیشه

Ex: Antique glass vases often have tiny bubbles in the material .

گلدان‌های شیشه‌ای عتیقه اغلب حباب‌های ریز در ماده دارند.

stone [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The pathway in the garden was paved with smooth stones .

مسیر در باغ با سنگ‌های صاف فرش شده بود.

silicone [اسم]
اجرا کردن

سیلیکون

Ex: The artist used silicone molds to create intricate designs for her sculptures .

هنرمند از قالب‌های سیلیکونی برای ایجاد طرح‌های پیچیده برای مجسمه‌هایش استفاده کرد.

Pyrex [اسم]
اجرا کردن

پیرکس

Ex: The chemistry teacher demonstrated a reaction using Pyrex test tubes .

معلم شیمی یک واکنش را با استفاده از لوله‌های آزمایش Pyrex نشان داد.

tin [اسم]
اجرا کردن

قالب

Ex:

نانوا قوطی نان را با خمیر پر کرد تا نان تازه بپزد.

china [اسم]
اجرا کردن

ظروف چینی

Ex: She brought out her finest china for the dinner party .

او بهترین چینی خود را برای مهمانی شام بیرون آورد.

earthenware [اسم]
اجرا کردن

سفال

Ex: The rustic charm of the earthenware plates added a unique touch to the dinner table setting .

زیبایی روستایی بشقاب‌های سفالی، حال و هوای منحصر به فردی به چیدمان میز شام بخشید.

silver [اسم]
اجرا کردن

نقره

Ex:

سرویس چای عتیقه از نقره استرلینگ ساخته شده بود.

stoneware [اسم]
اجرا کردن

سنگینه (سرامیک‌افزار)

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.