آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - آشپزها و آشپزی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به آشپزها و آشپزی مانند "حلال"، "شِف" و "دستور غذا" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
cook [اسم]
اجرا کردن

آشپز

Ex: The cook presented a new dish he had invented .

آشپز یک غذای جدید را که اختراع کرده بود ارائه داد.

chef [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز

Ex: During the cooking competition , each chef had to create a signature dish using only local ingredients .

در طول مسابقه آشپزی، هر سرآشپز باید یک غذای امضا با استفاده تنها از مواد محلی درست می‌کرد.

cooking [اسم]
اجرا کردن

آشپزی

Ex:

یکی از سرگرمی‌های من پختن غذاهای عجیب و غریب است.

cordon bleu [اسم]
اجرا کردن

آشپز درجه یک

Ex: As a cordon bleu in pastry making , she wows diners with her decadent desserts and delicate pastries .

به عنوان یک کوردون بلو در شیرینی‌پزی، او با دسرهای مجلل و شیرینی‌های ظریفش مهمانان را به حیرت می‌اندازد.

cuisine [اسم]
اجرا کردن

سبک آشپزی

Ex: The local food festival showcased the best of regional cuisine with food from different cultures .

جشنواره غذای محلی بهترین‌های آشپزی منطقه‌ای را با غذاهایی از فرهنگ‌های مختلف به نمایش گذاشت.

culinary [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آشپزی

Ex: He admired the culinary skills of the chef as they watched a cooking show on television .

او به مهارت‌های آشپزی سرآشپز در حالی که یک نمایش آشپزی را در تلویزیون تماشا می‌کردند، تحسین کرد.

gourmet [اسم]
اجرا کردن

غذاشناس

Ex: The gourmet 's palate is refined , appreciating the nuances of flavors and textures in every dish .

ذائقه گورمه تصفیه شده است، تفاوت‌های ظریف طعم‌ها و بافت‌ها را در هر غذا می‌ستاید.

اجرا کردن

خوراک‌پزی نوین

Ex:

مهمانی شام شامل مجموعه‌ای از پیش‌غذاهای الهام‌گرفته از nouvelle cuisine بود که هر کدام مملو از طعم‌های تازه و پرانرژی بودند.

recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

caterer [اسم]
اجرا کردن

آشپز مجالس

Ex: He worked with the caterer to create a customized menu for the corporate event .
carhop [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (در رستوران‌هایی که با اتومبیل وارد آن می‌شوند)

Ex: The carhop handed out menus and took orders from customers as they parked their cars in designated spots .

کارهاپ منوها را پخش کرد و سفارش‌ها را از مشتریان گرفت در حالی که آن‌ها ماشین‌های خود را در جایگاه‌های مشخص شده پارک می‌کردند.

line cook [اسم]
اجرا کردن

*آشپز بخش خاصی از رستوران

server [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت

Ex: Our server was very friendly and fast .

پیشخدمت بسیار خوش برخورد و سریع بود.

host [اسم]
اجرا کردن

میزبان

Ex: He proved to be an excellent host , attending to every guest ’s needs personally .

او ثابت کرد که یک میزبان عالی است، به نیازهای هر مهمان شخصاً رسیدگی کرد.

hostess [اسم]
اجرا کردن

مهماندار زن (رستوران و ...)

bartender [اسم]
اجرا کردن

متصدی بار

Ex: He trained as a bartender to learn the art of crafting cocktails and serving drinks professionally .

او به عنوان بارتندر آموزش دید تا هنر تهیه کوکتل و سرو نوشیدنی را به صورت حرفه‌ای یاد بگیرد.

taster [اسم]
اجرا کردن

مزه‌سنج

Ex:

چشنده شراب نت‌های گیلاس و بلوط را در شراب قرمز شناسایی کرد که نشان‌دهنده کیفیت بالا و پیچیدگی آن است.

kosher [اسم]
اجرا کردن

غذای حلال (در مذهب یهود)

Ex:

کامیون غذای کوشر انواع مختلفی از غذاها را ارائه می‌دهد، مانند رپ فالافل و بشقاب‌های شاورما، که با مواد کوشر تهیه شده و مطابق با مقررات غذایی یهودی آماده شده‌اند.

halal [اسم]
اجرا کردن

*گوشت ذبح اسلامی