آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - غذای آماده

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به غذاهای آماده مانند "بیش از حد پخته شده"، "دودی" و "از قبل پخته شده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
au poivre [صفت]
اجرا کردن

*مزه‌دار شده با فلفل سیاه

au gratin [صفت]
اجرا کردن

گراتن شده

Ex:

ما از یک شام خوشمزه از غذاهای دریایی au gratin لذت بردیم، با میگو و اسکالوپ هایی که با مخلوط خوشمزه ای از خرده نان و پنیر پارمسان پوشیده شده بودند.

au jus [صفت]
اجرا کردن

همراه با عصاره گوشت

en croute [صفت]
اجرا کردن

*در پوسته خمیر پخته‌شده

breaded [صفت]
اجرا کردن

آغشته به پودر سوخاری

done [صفت]
اجرا کردن

کامل پخته‌شده

Ex:

کیک به زیبایی پخته شده به نظر می‌رسید، با لبه‌های طلایی و خرده‌های نرم.

flambe [صفت]
اجرا کردن

شعله‌ور با الکل

fried [صفت]
اجرا کردن

سوخاری

Ex: The fried doughnuts were sprinkled with sugar and served warm .

دونات‌های سرخ شده با شکر پاشیده شده و گرم سرو می‌شدند.

frosted [صفت]
اجرا کردن

مات

Ex: The decorative vases were made of frosted glass , giving them an elegant and subdued appearance .

گلدان‌های تزئینی از شیشه مه‌اندود ساخته شده بودند، که به آنها ظاهری زیبا و ملایم می‌داد.

gentle [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She has a gentle touch that soothes the baby to sleep .

او لمس ملایمی دارد که کودک را آرام می‌کند و به خواب می‌برد.

hard-boiled [صفت]
اجرا کردن

سفت‌پز (تخم‌مرغ)

Ex:

آنها از یک پیک نیک با ساندویچ‌های ساخته شده از تخم مرغ آب‌پز لذت بردند.

jointed [صفت]
اجرا کردن

بند دار

Ex: She marveled at how the puppet 's jointed structure allowed it to move realistically .

او از اینکه چگونه ساختار مفصلی عروسک به آن اجازه می‌داد واقع‌گرایانه حرکت کند، شگفت‌زده شد.

oven-ready [صفت]
اجرا کردن

آماده (پخت در فر)

Ex: He prefers to buy oven-ready lasagna noodles for convenience .

او ترجیح می‌دهد برای راحتی نودل‌های لازانیای آماده پخت بخرد.

overdone [صفت]
اجرا کردن

زیادی پخته‌شده

Ex: The pasta was overdone and became mushy , lacking the desired al dente texture .

پاستا زیاد پخته شده بود و نرم شد، فاقد بافت آل دنته مطلوب بود.

precooked [صفت]
اجرا کردن

پیش‌تر پخته‌شده

Ex: The precooked sausages can be quickly heated in the microwave for a fast breakfast option .

سوسیس‌های از قبل پخته شده را می‌توان به سرعت در مایکروویو گرم کرد برای یک گزینه صبحانه سریع.

rare [صفت]
اجرا کردن

نپخته

Ex: She enjoys her steak cooked rare , with a warm red center and a seared crust on the outside .

او استیک خود را نیمپز دوست دارد، با مرکز قرمز گرم و پوسته‌ای برشته در بیرون.

roast [صفت]
اجرا کردن

بریان

Ex:

رستوران به خاطر گوشت بره کبابی خود معروف است.

smoked [صفت]
اجرا کردن

دودی‌شده

Ex:

او از یک سالاد با سینه مرغ دودی و سس تند لذت برد.

soft-boiled [صفت]
اجرا کردن

(تخم مرغ) عسلی

Ex: Soft-boiled eggs are a popular topping for ramen noodles in Japanese cuisine .

تخم مرغ نرم پز یک چاشنی محبوب برای نودل رامن در آشپزی ژاپنی است.

اجرا کردن

*تخم‌مرغی که یک طرف آن سرخ شده باشد

Ex:

بشقاب با یک تخم مرغ آفتابی روی آن آمد.

uncooked [صفت]
اجرا کردن

*نپخته

Ex: They marinated the uncooked meat overnight before grilling it the next day .

آنها گوشت خام را یک شب قبل از کباب کردنش در روز بعد مارینه کردند.

underdone [صفت]
اجرا کردن

کم پخته‌شده

Ex: He complained that the pasta was underdone and too chewy .

او شکایت کرد که پاستا نپخته بود و خیلی جویدنی بود.

well-done [صفت]
اجرا کردن

کاملاً پخته

Ex: She checked the pork chops with a meat thermometer to ensure they were cooked well-done before serving .

او با استفاده از دماسنج گوشت، کتلتهای گوشت خوک را بررسی کرد تا مطمئن شود قبل از سرو کاملاً پخته شده‌اند.

julienne [صفت]
اجرا کردن

خلالی‌خردشده (هویج، سیب‌زمینی و...)

chasseur [صفت]
اجرا کردن

*پخته‌شده با شراب و قارچ

cured [صفت]
اجرا کردن

نمک‌سود شده

Ex:

ما از یک پیک نیک با نان ترد، زیتون و گوشت گاو خشک شده نازک برش خورده لذت بردیم.

lyonnaise [صفت]
اجرا کردن

با پیاز پخته‌شده

Ex:

سالاد کلاسیک لیونزی با پیازهای گرم، نازک برش خورده، و سیب زمینی های کاراملیزه شده به کمال تزئین شده است.

marengo [صفت]
اجرا کردن

پخته‌شده با پیاز، سیر، گوجه‌فرنگی و شراب

newburgh [اسم]
اجرا کردن

یک غذای ساخته شده از غذاهای دریایی، مانند خرچنگ، میگو یا اسکالوپ، پخته شده در یک سس خامه‌ای

parmentier [صفت]
اجرا کردن

*پخته‌شده با سیب‌زمینی

undressed [صفت]
اجرا کردن

*بدون سس و چاشنی

Ex: The plate came with undressed greens on the side .