آماده‌سازی غذا و نوشیدنی - لوازم آشپزی

در اینجا نام وسایل مختلف آشپزی به انگلیسی مانند "مایکروویو"، "بخارپز" و "توستر" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آماده‌سازی غذا و نوشیدنی
grill [اسم]
اجرا کردن

کباب‌پز

Ex: They installed a new grill in their backyard for summer barbecues .

آن‌ها یک گریل جدید در حیاط خلوت خود برای باربیکیوهای تابستانی نصب کردند.

oven [اسم]
اجرا کردن

فر

Ex: The oven 's temperature knob can be adjusted for precise cooking .

دکمه دمای فر را می‌توان برای پخت دقیق تنظیم کرد.

brazier [اسم]
اجرا کردن

منقل

Ex: The workers huddled around the brazier during their break to stay warm on the construction site .

کارگران در طول استراحت خود دور منقل جمع شدند تا در محل ساخت و ساز گرم بمانند.

cooker [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

آنها یک اجاق گاز برای سفرهای کمپینگ در فضای باز خریداری کردند.

hibachi [اسم]
اجرا کردن

منقل ژاپنی

Ex: During the camping trip , we brought along a hibachi to cook our meals over the open flame .

در طول سفر کمپینگ، یک هیباچی همراه خود آوردیم تا غذاهایمان را روی شعله باز بپزیم.

mess kit [اسم]
اجرا کردن

یغلاوی

Ex: The scout troop cleaned their mess kits after dinner around the campfire .

گروه پیشاهنگی ظروف غذاخوری خود را پس از شام در اطراف آتش کمپ تمیز کردند.

اجرا کردن

زودپز

Ex: He prepared tender meat using the pressure cooker .

او با استفاده از زودپز گوشت نرمی آماده کرد.

stove [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

اجاق گاز دارای چهار شعله برای پخت چندین غذا به طور همزمان است.

tandoor [اسم]
اجرا کردن

تنور

Ex: Guests enjoyed watching the skilled chef bake flatbreads in the tandoor during the cooking demonstration .

مهمانان از تماشای سرآشپز ماهر در حال پخت نان تخت در تنور در طول نمایش آشپزی لذت بردند.

اجرا کردن

آون توستر

Ex: They bought a toaster oven with a digital display for precise cooking .

آنها یک اجاق توستر با نمایشگر دیجیتال برای پخت دقیق خریداری کردند.

toaster [اسم]
اجرا کردن

توستر

Ex: She spread butter on the hot toast straight from the toaster .

او کره را روی نان تست داغ که مستقیماً از توستر بیرون آمده بود پخش کرد.

pie iron [اسم]
اجرا کردن

*دستگاه ساندویچ‌ساز

range [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex: He preheated the range before baking the cake .